آفاق معرفت در دل و دیده فاطمه (س)

پیشتر اشارهای به واپسین لحظات زندگانی رسول خدا (ص) داشتیم و از سخن فاطمه زهرا (س) با پدر گفتیم که خبر از نالان بودن قلب و سوزان بودن جگر خود داد و از اینکه سرشک دیدگان رسول خدا (ص) را مشاهده کرده است، چنین اندوهناک بود. اینک سخنان آینهگون آن بانوی والا مقام را بیان میکنیم که یکایک حوادث پس از رحلت پدر را بازگو میکرد و میگفت:
«ای رسول خدا! پس از تو چه بر سر وحی الهی و آیات قرآن خواهد آمد؟
پس از تو چه بر سر علی خواهد آمد؟ او که برادر تو و یاور دین توست.
پس از تو چه مصیبتها و خواریها که بر ما خواهد بارید؟
پس از تو چه بر سر فرزندانم خواهد آمد؟»
آن گاه خود را در آغوش پدر افکند، او را بوسید و با اشکهای بیتاب خود گونههای پدر را شستشو داد.
رسول خدا (ص) در این هنگام دست فاطمه (س) را در دست علی (ع) گذارد و فرمود:
«یا علی! فاطمه امانت الهی و امانت من در دست توست، از او محافظت کن»(۱)
و لحظاتی بعد روح قدسی او به سوی ملکوت الهی پرواز کرد و در عالم قرب قرار یافت. از آن زمان تا آخرین لحظه حیات، سخنانی از فاطمه (س) در دست است که در یکایک آنان، آفاق معرفت آن پاکبانو درباره عظمت، قداست و شخصیت رسول الله (ص) مشاهده میشود که آگاهی و توجه عمیق ما زمینه ساز ره توشههای ارزشمد دانش و بینش برای امروز و فردای حیات ما خواهد بود.
نخستین سخن زهرای مرضیه پس از رحلت پیامبر (ص) این جمله بود:
«اِنّا لله و اِنّا الیه راجعون، انقطع عنّا خبر السّماء،(۲) یا ابتاه الی جبرئیل ننعاهُ(۳)»؛
همه از خداییم و به سوی او باز میگردیم ـ آه که با رفتن پیامبر (ص) ـ رشته وحی و اخبار آسمانی قطع گردید، ای پدر پس از تو باید شکوههای دل را به جبرئیل بازگو کرد.
پس از مراسم تدفین، عزت و عظمت بیکران رسول اکرم (ص) آنچنان در اندیشه روشن فاطمه (س) چشمگیر مینمود که رو به اَنَس کرده، فرمود:
«یا انس! اطابَتْ اَنفُسُکُمْ اَنْ تَحُثُّوا علی رسول الله (ص) التّراب؟!(۴)»؛
ای انس، آیا دلتان آمد ـ و چگونه راضی شدید ـ خاک بر روی رسول خدا بریزید؟
و در پی آن جهان را پس از غروب خورشید رسالت رسول خدا (ص) اینچنین توصیف میکرد:
«افق دور آسمانها غبار آلود شد. خورشید گرفت و صبح و عصر ما هر دو تاریک گردید؛ زمین پس از رحلت پیامبر (ص)، اندوهناک و اسفناک اوست و سخت بر خود میلرزد؛ در غم رحلت پیامبر اسلام باید شرق و غرب عالم بگریند و قبیله مضر و تمامی قبیلههای یمن ـ قبایل دور و نزدیک ـ سزاوار است که اشک بریزند؛ باید کوههای بلند و خانهخدا که دارای پرده کعبه و رکنها است بر رحلت سفیر خداوند سرشک غم ببارد؛ ای خاتم پیامبران که روشنایی تو مبارک است! درود خداوندی که فرستنده قرآن است، بر تو باد!»(۵)
در گفتههای گرانسنگ دیگری آرامش، امنیت و هدایت را برکت وجود رسول خدا (ص) دانسته و او را چونان باران رحمتی از آسمان لطف خداوندی معرفی میکند و یا همانند ماه شب چهارده در روشنی بخشی زمین ـ و چراغ روشن زندگانی ـ در هدایت انسانها از تاریکی ظلمت و ضلالت ـ دانست که با وفات او چشمان زهرا چون ابر بهار میگریند؛(۶) کسی که خلقت او بیآلایش، اخلاق او بیغل و غش، ریشه تبارش والا و نَسَب او سرآمد تمامی نسبتهای فامیلی بوده است. پس از آن، سنگینی اندوه فقدان پیامبر (ص) را آنچنان عظیم دانست که اگر بر روزهای روشن ریخته میشد، مانند شب، تیره و تار میگردید.(۷)
به جانم ریخته چندان غم و درد مصیبتها که گر بر روزها ریزند، گردد تیره چون شبها
دیده روشنگر و قلب لبریز از بصیرت و باطن بینی فاطمه (س) چنان به ماورای جلوههای زندگی توجه داشت که خبر از حقایق پنهان هستی میداد. از این رو آن بانوی بهشتی خطاب به پدر گفت:
«ای رسول خدا! ای بنده برگزیده حق و ای پناه یتیمان و مستضعفان، کوهها و حیوانات و پرندگان بر تو میگریند، زمین هم پس از گریه آسمانها گریست. شهر مکه و رکن و مشعر و سرزمین بطحاء اشکها بارند. محراب و محل درس قرآن در صبح و شام از فراق تو گریهها دارند و اسلامی که در میان امت تو غریب و تنها مانده است بر تو میگرید. پدر جان! اگر منبرت را بنگری خواهی دید که پس از نور و روشنایی، ظلمت و تاریکی بر آن بالا میرود.(۸)
اندوه من پیوسته بر تو تازه است و قلب من به خدا سوگند، عاشقی سر سخت است و گرفتگی و اندوه من برای تو هرگز از بین نمیرود. فاجعه از دست دادنت سببی بزرگ است و تسلی و بردباری از من دور شده، پس گریهام هر دم تازه است(۹)…»
و سرانجام سنگینی مصیبت و بزرگی عظمت رحلت رسول الله از یک طرف، آوارستم ستمگران و زنده شدن ارزشهای جاهلی از سوی دیگر و در کنار این دو تهاجم و تجاوز به حریم ولایت، فشار اندوه و غربت و درد فاطمه زهرا (س) را آنچنان سخت و سنگین کرده بود که رو به سوی خدای خود کرده، لب به شکوه گشود و عرض کرد:
«پروردگارا! به سوی تو شکایت میکنم اندوه از دست دادن پیامبر (ص) و فرستاده و برگزیدهات را، و به تو شکایت میکنم از ارتداد امت پیامبر (ص) و این که حق ما را از ما باز داشتند، همان حق ـ ولایت و رهبری ـ را که در قرآن کریم، خود بر پیامبر اسلام و با زبان او نازل فرمودی»(۱۰)
و در سخنان آخرین خود از خدای خویش آرزوی مرگ کرد:
«یا ربّ انّی قد سَئِمتُ الحَیاه و تبرَّمتُ باهل الدنیا فالحقنی بابی. الهی عجّل وفاتی سریعا(۱۱)»؛
پروردگارا! از زندگی خسته و روی گردان شدهام و از دنیا زدگان، بلاها و مصیبتهای ناگوار دیدم. خدایا مرا به پدرم رسول خدا متصل گردان و مرگ مرا زود برسان!
——————————————————————————–
(۱) . بحار الانوار، ج ۲۲، ص ۴۸۴؛ کتاب عوالم، ج ۱۱، ص ۳۹۹ و ۵۹۵؛ الطرف، ص ۲۵ تا ۲۷٫
(۲) . احقاق الحق، ج ۱۰، ص ۴۳۵؛ مودّه القربی، ص ۱۰۳٫
(۳) . صحیح بخاری، ج ۵، ص ۱۵ و ج ۶، ص ۱۸؛ سنن الدارمی، ج ۱، ص ۴۰؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج ۱، ص ۱۵۲؛ تاریخ خطیب بغدادی، ج ۶، ص ۲۶۲؛ سنن بیهقی، ج ۳، ص ۴۰۹ و ج ۴، ص ۷۱؛ صحیح نسائی، ج ۱، ص ۲۶۱٫
(۴) . صحیح بخاری، ج ۵، ص ۱۵؛ مستدرک حاکم، ج ۱٫ ص ۳۸۱ و ج ۳، ص ۱۶۳؛ سنن الدارمی، ج ۱، ص ۴۰٫
(۵) . سیره نبوی، زینی دحلان، ج ۳، ص ۳۶۴؛ نور الابصار، ص ۵۳؛ کتاب عوالم، ج ۱۱، ص ۴۵۵؛ موده القربی، ص ۱۰۳؛ عیون الاخبار، ج ۲، ص ۳۴۰؛ اعلام النساء، ج ۴، ص ۱۱۳؛ اهل بیت، توفیق ابو علم، ص ۱۶۵ و ۱۶۴٫
(۶) . احقاق الحق، ج ۱۰، ص ۴۳۳؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج ۴، ص ۹۳ و ج ۲، ص ۱۷٫
(۷) . فصول المهمه ابن صباغ، ص ۱۴۱؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج ۱، ص ۲۴۲؛ اعلام النساء، ج ۱، ص ۱۲۰۵؛ احقاق الحق، ج ۱۰، ص ۴۳۵٫
(۸) . ریاحین الشریعه، ج ۱، ص ۲۴۹؛ کوکب الدّری، ج ۱، ص ۲۴۱؛ وسیله النجاه، ص ۲۸؛ احقاق الحق، ج ۱۹، ص ۱۶۰٫
(۹) . بحار الانوار، ج ۴۳، ص ۱۷۶؛ کوکب الدری، ص ۲۴۰؛ کتاب عوالم، ج ۱۱، ص ۴۸۶٫
(۱۰) . حلیه الابرار، ج ۲، ص ۶۵۲؛ بحار الانوار، ج ۵۳، ص ۱۹ و ج ۴۳، ص ۱۸۳ و ۲۱۴٫
(۱۱) . ریاحین الشریعه، ج ۱، ص ۲۴۹؛ احقاق الحق، ج ۱۹، ص ۱۶۰؛ بحار الانوار، ج ۴۳، ص ۱۷۷؛ کوکب الدری، ج ۱، ص ۲۴۱؛ کتاب عوالم، ج ۱۱، ص ۴۸۷ (با استفاده از کتاب نهج الحیاه، تالیف محمد دشتی).
امیر مومنان علی ـ علیه السلام
برگرفته از کتاب الگوی ناب در نگاه دخت آفتاب نوشته آقای احمد لقمانی

روبات عترت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *