احادیث ساختگی دشمنان در مذمت و نکوهش امیرالمومنین علی و واکنش حضرت زهرا

در آغاز و بیش از ورود به بحث جعلی توجه خوانندگان محترم را به این روایت جلب مینمایم: از علی علیه السلام روایت شده که به
خدا سوگند هیچ گاه او را به خشم درنیاورده و ناراحت نساختم تا اینکه [ صفحه ۶۹۹ ] خداوند روح پاکش را قبض کرده و از دنیا
برد، و او نیز هیچ گاه مرا خشمگین نساخته و نافرمانی نسبت به من نداشت، هرگاه به او مینگریستم غم و اندوهم از بین میرفت.
۸۶۰ ] . پاک و منیزه است پروردگار، چه خوش اخلاق و گرامی و بزرگوارند آن دو، آری به خدا سوگند که این چنینند، زیرا آنها ]دو نمونه کامل انسانیت و الگوی کسانی هستند که دارای خلق و خوی پسندیدهاند، لکن بیخبران از والائی مقامشان، و دشمنان
امیرالمومنین به خاطر اهداف فاسد و تباهشان به مطالب ساختگی و جعلی تمسک جسته و شخصیت والای امیرالمومنین را در مورد
طعن و نکوهش قرار داده و تهمت بدرفتاری به دختر گرامی و پاره تن رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به آن حضرت زدهاند،
وه چه سرسختانه به دشمنی نسبت به وصی رسول خدا و کسی برخاستهاند که به منزله جان آن حضرت و سخنگو و همتای قرآن
است. خواننده گرامی، در اینجا با نویسنده همراه شوید تا شمهای از آن چه را که در این باب ساخته و پرداختهاند برایتان بازگو
کنم: شیخ الطائفه، و تکیهگاه مذهب شیعه شیخ طوسی اعلی الله مقامه گوید: اگر گفته شود مگر از امیرالمومنین روایت نشده که
وی در دوران زندگی رسول خدا از دختر ابوجهل خواستگاری کرد و این خبر به فاطمه علیهاالسلام [ صفحه ۷۰۰ ] رسید و به رسول
خدا شکایت کرد و حضرت بر روی منبر رفته و فرمود: همانا علی با خواستگاری از دختر ابوجهل بن هشام مرا اذیت و آزار کرده او
میخواهد بین دختر او و فاطمه جمع کند با اینکه هیچ گاه بین دختر ولی خدا و دختر دشمن خدا امکان جمع کردن نیست، ای
مردم نمیدانید که هر کس فاطمه را اذیت کند مرا اذیت کرده و هر کس مرا اذیت کند خداوند متعال را اذیت کرده است؟ پس
چرا علی این را میخواهد بکند. گفته شده: این خبری ناروا و ساختگی و نزد اهل حدیث مجهول و ناشناخته است، بلکه کرابیسی
آنرا به منظور نکوهش امیرالمومنین علیه السلام و پاسخگوئی به ایرادات و معایبی که شیعیان نسبت به دشمن آن حضرت نقل
کردهاند جعل کرده با اینکه محال است حق با باطل اشتباه گرفته شود و همانند آن گردد و اگر در ضعف این روایت هیچ دلیل
دیگری جز همین مطلب که کرابیسی این دشمن سرشناس و مشهور اهل البیت آن را نقل کرده وجود نداشت، همین یک دلیل خود
کفایت میکرد به علاوه شواهد و قرائن دیگری نیز بر ضعف و جعل این روایت وجود دارد، زیرا این روایت گویای آنست که
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم این عمل را نکوهش کرده و رسما بر بالای منبر آن را زشت شمرده است با اینکه گرفتن
چهار زن در اسلام اشکالی ندارد و حرام نیست و هیچگاه رسول خدا کار مباح را زشت و منکر نمیشناسد و تصریح به نکوهش
آن نخواهد کرد و نمیگوید این کار مباح، آن حضرت را آزار میدهد، خداوند متعال شخصیت والای آن حضرت را از این گونه
رفتار از هرگونه کاستی و کژی برتر و والاتر دانستهاست و اگر بر فرض به مقتضای طبع از جمع کردن بین دخترش و دیگر زنان
نفرت میداشت نمیبایست بر زبان جاری کند و بعد در این انکار و نکوهش مبالغه کرده آن را بر بالای منبر و در حضور همه مردم
اعلان دارد هر چند که از این عمل به شدت ناراحت شده باشد زیرا آن بزرگوار از حلم و بردباری فوقالعادهای برخوردار بود و
خداوند او را به دارنده [ صفحه ۷۰۱ ] خلق عظیم توصیف کرده بود، بر فرض ناراحتی از علی علیه السلام آیا بهتر نبود که این مطلب
را به طور خصوصی و مخفیانه به امیرالمومنین گوشزد کرده و با گفتاری لطیف و محبتآمیز او را پنهانی نکوهش نموده و از این
کار بازمیداشت. [ ۸۶۱ ] . مامون عباسی با اینکه هیچ طرف قیاس با رسول خدا نیست دخترش را به حضرت جوادالائمه میدهد او را
به خانه حضرت میفرستد و بعد مقدمات سفر او را به مدینه فراهم مینماید وقتی که دخترش برای او مینویسد که جوادالائمه زنی
ما تو را به همسری او رد نیاوردیم که آنچه را که خدای متعال بر او حلال کرده، حرام » : دیگر گرفته او را توبیخ کرده و میگوید
با اینکه مامون برای دلسوزی و خشمگین شدن اولویت داشت و برای انکار و جلوگیری از این کار شایستهتر بود به خدا « کنیم
سوگند که در این روایت طعن و ایراد بر رسول خدا بیشتر از آن است که نسبت به امیرالمومنین نکوهش و ملامت شده و این خبر
را کسی جز یک انسان ملحد و بیدیدن که میخواسته هر دو بزرگوار را مورد نکوهش قرار دهد فرد دیگری جعل نرکده به حدی
که برای فروشناندن آتش کینه و عناد خود حتی از سخنی که ویرانگر اصول و مبانی خود او است نیز باکی نداشته است. [ صفحه
۷۰۲ ] علاوه بر اینها خلاف و اختلافی بین اهل نقل و راویان احادیث وجود ندارد در این که خداوند متعال امیرالمومنین علی
علیه السلام را به عنوان همسری با حضرت فاطمه علیهاالسلام برگزیده است و رسول خدا تمام خواستگارهای او را نپذیرفته، و
من فاطمه را به همسری کسی درنخواهم آورد تا اینکه خداوند متعال او را از آسمان خود به همسری کسی » : فرموده است که
و ما به خوبی میدانیم که خداوند از بین مخلوقات خود کسی را انتخاب نمیکند که او را آزار داده و غمگین و « درآورد
اندوهناک سازد و این بهترین دلیل بر دروغگوئی این راوی و کذب این روایت است. نکته دیگر آنکه هر چیزی با نظائر و امثالش
در نظر گرفته شود و بر آنها بار میگردد، هر کس که با اخبار و روایات وارده در تاریخ زندگی حضرت علی علیه السلام آشنائی
داشته، و چیزی از آنها را شنیده باشد به خوبی میداند که آن بزرگوار هیچگاه برخلاف فرمایش حضرت رسول کاری انجام نداده
و عملی که ناخوش آیند رسول خدا باشد از او صادر نشده و مورد ملامت و سرزنش آن حضرت قرار نگرفته است، با اینکه دیگر
صحابه کارشان بیایراد نبوده و مورد سرزنش قرار میگرفتند و گهگاهی لغزشی از آنان سرمیزد چگونه ممکن است حضرت در
این مورد خرق عادت کرده و برخلاف سنت همیشگی و ادب ذاتی خود رفتار کرده باشد؟ آیا دشمنی و عناد راوی در بین نیست؟!.
نکته دیگر آنکه، چه طور شد که دشمنان آن حضرت از بنیامیه و طرفدارانشان از این بهانه استفاده نکرده و این فرصت را غنیمت
نداشته و آن را عنوانی برای پندارهای وهمی و نکوهشهای دروغین خود قرار ندادند چگونه اینان دروغ بسته و از حق منحرف
صفحه ۲۳۶ از ۳۶۰
شدهاند با اینکه به خوبی میدانیم که هیچ یک از دشمنان پیشین چنین مطلبی را در مورد آن حضرت نگفته است و این خود
میتواند دلیلی بر ساختگی بودن این حدیث [ صفحه ۷۰۳ ] باشد. [ ۸۶۲ ] . از ابنشهاب، از علی بن حسین علیه السلام روایت شده که
فرمود: هنگامی که از شام و بعد از شهادت حضرت امام حسین علیه السلام از نزد یزید بن معاویه برگشتند مسور بن مخرمه به آن
حضرت رسید گفت: آیا نیازی دارید تا برآورده سازم؟ (و حدیث را ادامه میدهد تا به آنجا میرسد که) همانا علی بن ابیطالب
علیه السلام دختر ابوجهل را با وجود فاطمه زهرا علیهاالسلام خواستگاری کرد، در آن هنگام که من تازه بالغ شده بودم خود از
همانا فاطمه از من است و من از آن میترسم که دینش به خطر افتد و » : رسول خدا که بر بالای منبر نشسته بود شنیدم که میفرمود
و بعد از داماد دیگرش که از بنیعبدشمس بود یاد کرده او را در دامادیش ستوده و ،« در دیانت خود شک و تردید به خود راه دهد
او با من به راستی سخن گفت و هر چه را که وعده کرد به آن عمل نمود… به خدا سوگند دختر رسول خدا و دختر دشمن » : فرمود
۸۶۳ ] . بسیار جای تعجب و مایه تاسف از شخصیّتی همچون بخاری است، وی جواب خدا ] «. خدا هیچ گاه با هم جمع نخواهند شد
و رسولش را چگونه خواهد داد که به احادیث عترت رسول خدا جز در همین گونه موارد استناد نمیکند، فقط در مواردی که طعن
و ملامتی بر امیرالمومنین و سید الوصیین و همتای قرآن کریم باشد، به خدا پناه میبریم از آنچه در این حدیث است که گوید:
رسول خدا در این خطبهاش از رفتار ابوالعاص تعریف و ستایش نموده و او را راستگو و خوش قول معرفی کرده و به پیشوای
پرهیزکاران و رهبر اسلام تعریض دارد و ابوالعاص را بر آن حضرت ترجیح داده است. مقصود از آنکه ابوالعاص حضرت رسول را
تصدیق کرده آنست که وی [ صفحه ۷۰۴ ] در گفتاری که با آن حضرت داشته به راستی و درستی سخن گفته و در وعدهای که به
آن حضرت بعد از جنگ بدر داد که زینب را از مکه به مدینه بفرستد عمل کرده،وی در بدر به همراه مشرکین در جنگ با مسلمین
شرکت داشت و مسلمانها او را اسیر کرده، و بعد با شفاعت حضرت رسول بدون آنکه فدیهای از او دریافت کنند ویرا آزاد نمودند.
۱۰۲ او را از کسانی میداند که / راوی این خبر محمد بن مسلم بن شهاب زهری است که ابن ابیالحدید در شرح نهجالبلاغه ۴
نسبت به علی بن ابیطالب علیه السلام انحراف داشته، و بر این اساس بیهودهگوئی و دروغ و تهمت در سرتاسر حدیثش مشاهده
میشود، آیا این امیرالمومنین علی علیه السلام اولین کسی نبود که به حضرت رسول ایمان آورد و در تمام اقوال و فرمایشاتش
ایشانرا تصدیق نمود و هر آنچه داشت در راه حضرتش بخشید؟ و با داشتن چنین موقعیتی آیا میتوان گفت که حضرت رسول
ابوالعاص را بر آن حضرت ترجیح داده؟ و آیا میشود پذیرفت که مسور بن مخرمه از حضرت زینالعابدین و سید الساجدین بهتر
رسول خدا و علی مرتضی و فاطمه زهراء سلام الهل علیهم اجمعین را میشناخت تا اینکه داستان خواستگاری حضرت علی از دختر
ابوالجهل را از حضرت سجاد روایت کند، نه، بلکه شیطان دشمن امیرالمومنین علی علیه السلام را ملاک و اساس کارش قرار داده و
در سینه مخالفان تخم این دشمنی را نهاده و بعد جوجه به درآمده از آن تخم به راه افتاده و در دامنشان رشد و نمو کرده و از زبان
آنان سخن گفته و با دیدگان آنان نگریسته است. اکنون به بخشی از گفتههای برخی از دانشمندان اهل سن بنگرید: ابنحجر گوید:
در صحیح مسلم این حدیث آمده که علی بن ابیطالب از دختر ابوجهل خواستگاری کرد، مسور گوید: اوائل بلوغم بود که از
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شنیدم که میفرمود:… (حدیث را ذکر میکند). ماخذ این حدیث مشکل است زیرا مورخین
در این مطلب اختلافی ندارند که تولد او [ صفحه ۷۰۵ ] بعد از هجرت بوده است و داستان خواستگاری علی حدود شش یا هفت
معنای « احتلام » سال بعد از تولد او بوده است، چگونه میگوید: اوائل بلوغم بوده؟ البته این احتمال هست که مقصودش از کلمه
لغوی آن که رسیدن به عقل و عاقل شدن باشد و خداوند متعال داناتر است. [ ۸۶۴ ] . ابن ابیالحدید گوید: استادمان ابوجعفر
اسکافی یادآوری کرده که معاویه عدهای از صحابه و تابعین را وادار کرد که اخبار و احادیثی زشت در نکوهش علی علیه السلام
جعل کنند که موجب بیزاری و نفرت مردم از او شود، و برای انجام این کار پاداش فراوانی تعیین کرد، عدهای طبق دلخواه او
احادیثی را جعل کردند، افرادی از صحابه مانند ابوهریره و عمروبن عاص و مغیره ابنشعبه، و از تابعین عروه بن زبیر و افرادی دیگر
صفحه ۲۳۷ از ۳۶۰
در این کار اقدام کردند. اما ابوهریره حدیث خواستگاری علی علیه السلام از دختر ابوجهل را جعل کرد که آن حضرت در زمان
به خدا سوگند این چنین » : رسول خدا از دختر ابوجهل خواستگاری کرد و رسول خدا خشمگین شد و بر بالای منبر رفته و فرمود
نمیشود، دختر ولی خدا و دختر دشمن خدا در یک جا جمع نمیشوند، همانا فاطمه پاره تن من است، هر آنچه که او را اذیت کند
« مرا آزار میدهد، اگر علی میخواهد با دختر ابوجهل ازدواج کند اول از دختر من جدا شود و بعد هر کاری را که میخواهد بکند
(و یا سخنی در همین ردیف) این حدیث به روایت کرابیسی شهرت دارد. این حدیث رد صحیح مسلم و بخاری از مسوربن مخرمه
آورده و متذکر شده که راوی این حدیث شخصی به نام « تنزیه الانبیاء و الائمه » زهری نیز نقل شده، سید مرتضی آن را در کتاب
حسین کرابیسی است این فرد به دشمنی نسبت به اهل البیت مشهور است، و به عقیده من بر فرض که این [ صفحه ۷۰۶ ] روایت
صحیح باشد طعن و ایرادی بر امیرالمومنین وارد نمیکند، زیرا اتفاق نظر و عقیده تمامی است که اگر هم امیرالمومنین با دختر
ابوجهل با وجود حضرت زهراء ازدواج میکرد کار خلافی نکرده بود زیرا در عموم آیه جواز ازدواج با چهار زن داخل است.
۸۶۵ ] . در جای دیگر میگوید: زهری از کسانی است که از آن حضرت برگشته و منحرف شده. و جریر بن عبدالحمید از محمد ]بن شیبه روایت کرده است که در مسجد مدینه دیدم زهری و عروه بن زبیر نشسته به علی بن ابیطالب علیه السلام ناسزا میگویند،
این خبر به حضرت علی بن الحسین علیه السلام رسید حضرت وارد مسجد شد و بالای سر آنان ایستاد. [ ۸۶۶ ] . و نیز از مسور بن
مخرم روایت شده که از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شنیدم در حالی که بر بالای منبر سخنرانی میکرد میفرمود: همانا
بنیهشام بن مغیره اجازه خواستهاند که دخترشان را به علی بن ابیطالب بدهند من اجازه ندادهام و بعد هم اجازه نمیدهم، مگر
اینکه علی بن ابیطالب بخواهد دختر مرا طلاق دهد و دختر آنها را بگیرد، همانا او پاره تن من است هر آن چه او را ناراحت کند
مرا ناراحت میکند و هر چه او را اذیت کند مرا آزار میدهد. [ ۸۶۷ ] . داستان خواستگاری حضرت علی از دختر ابوجهل در جزء
پنجم آن کتاب در فصل آغاز آفرینش، باب دامادهای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم صفحه ۲۸ ، و در صحیح مسلم با اسناد
و الفاظ گوناگون در باب فضائل فاطمه علیهاالسلام و در سنن ابنماجه باب الغیره از کتاب نکاح و در مسند ابنحنبل در احادیث
مسور آمده است. [ ۸۶۸ ] . [ صفحه ۷۰۷ ] و از جمله معاندینی که این حدیث ساختگی را روایت کرده مروان بن ابیحفصه شاعر
هارون الرشید است. خطیب در شرح حال مروان گوید: مروان بن سلیمان بن یحیی بن ابیحفصه، ابوحفصه غلام مروان بن حکم
بود مروان در یوم الدار او را آزار کرد زیرا او در آن روز امتحان خوبی داد، اسم یزید، و گفته شده است: وی طبیبی یهودی بود که
به دست عثمان بن عفان مسلمان گردید… مروان بن ابیحفصه وارد بغداد شد و مهدی و رشید عباسی را مدح گفت، وی با
ناسزاگوئی به علویان خود را نزد هارون الرشید مقرب میساخت. [ ۸۶۹ ] . ابن ابیالحدید گوید: به خاطر شیوع و انتشار این خبر
مروان بن ابیحفصه آنرا در ضمن قصیدهای که در مدح هارون الرشید سروده بود گنجانیده، و در مذمت و نکوهش فرزندان
حضرت زهراء و امیرالمومنین مبالغه و اصرار ورزیده است. نخستین بیت قصیده او اینست: سلام علی جمل و هیهات من جمل و یا
حبذا جمل و ان صرمت حبلی سلام بر جمل (اسم زن زیبایی بوده است) و دور است از جمل و چه خوبند جمل هر چند ریسمانم
پاره شد. و بعد چنین میگوید: علی ابو کم کان افضل منکم اباه ذووالشوری و کانوا ذوی الفضل ترجمه: علی پدرتان از شما افضل
و برتر بود، دارندگان شوری او را از خلافت منع کردند و آنان افراد با فضیلتی بودند. و ساء رسولالله اذ ساء بنته بخطبته بنت اللعین
ابی جهل او رسول خدا را ناراحت نمود در آن هنگام که با خواستگاری از دختر [ صفحه ۷۰۸ ] ابوجهل لعین دختر پیامبر را ناراحت
کرد. فذم رسولالله صهر ابیکم علی منبر بالمنطق الصادع الفصل پیامبر، پدر زن پدر شما، بر روی منبر با سخنی برا و قطعی او را
نکوهش کرد. و حکم فیها حاکمین ابوکم هما خلعاه خلع ذیالنعل للنعل پدر شما در مساله خلافت، حکمین را به حاکمیت پذیرفت
و آنان هم چون کسی که کفش خود را بیرون میآورد خلافت را از او خلع کردند. و قد باعها من بعده الحسن ابنه فقد ابطلت
دعواکم الرثه الحبل بعد از او حسن پسرش خلافت را فروخت و ادعای شما در میراث زمام امر باطل شد. و خلیتموها و هی فی غیر
صفحه ۲۳۸ از ۳۶۰
اهلها و طالبتموها حین صارت الی اهل [ ۸۷۰ ] . هنگامی که به دست نااهل بود آنرا رها کردید و حال که به دست اهل افتاده شما به
مطالبه برخاستهاید. دروغ پردازیها و یاوه سرائیهای ابنمعاند، کافر لعین را، شخصیت برجسته و ممتاز و پیشوای فضیلت مداران
اسلام علامه روزگار و یگانه دورانش، دارنده کرامات آشکار، آن کس که از سوی خداوند فرانروا، و زنده پایدار، و مشهور در
آفاق، و کرانههای گیتی تائید شده جناب بحرالعلوم، آیهاللهالعظمی سید مهدی طباطبائی رحمهالله پاسخ گفته و به کفر و بغض و
عناد و دشمنی او تصریح نموده است، لعنت و نفرین الهی بر ستایشگر و ستایش شده و سلام خداوند بر آن کس که او را مورد
طعن و سرزنش قرار داده است سرآغاز قصیده سیصد بیتی مرحوم بحرالعلوم اینست: الا عد من ذکری بثینه او جمل فما ذکرها عندی
یمر و لا یحلی چرا از یاد بثینه یا جمل تجاوز نکرد یاد آن برای من بیمزه است، تلخ [ صفحه ۷۰۹ ] است و نه شیرین و لا اطر بتنی
البیض غیر صحائف محبره بالفضل ما برحت شغلی و زنان سپید رو مرا به طرب درنمیآورند بلکه فقط نوشتجات آکنده از فضائل
است (فضائل اهل بیت) که پیوسته به یاد من میماند. تا آنجا که گوید: و قل للذی خاض الضلاله و العمی و من خبط العشواء فی
ظلمه الجهل بگو به کسی که به گمراهی و کوری فرورفته و آن کس که در تاریکی نادانی کورکورانه حرکت میکند. و من باع
بالاثمان جوهره الهدی کما باع بالخسران جوهره العقل و به آن کس که گوهر هدایت را به پول فروخته همانگونه که گوهر خرد را
به زیان فروخته است. هجوت اناسا فی الکتاب مدیحهم و فی العقل بان لافضل منهم و فی النقل تو انسانهائی را هجو کردهای که
مدح آنان در قرآن آمده و فضیلت آنان در عقل و نقل آشکار است. و لفقت زورا کادت السبع تنطوی له و الجبال الشم تهوی الی
السفل یاوههائی به هم بافتهای که آسمانهای هفتگانه از آنها به هم پیچیده و کوههای مرتفع فرومیریزد. علوا حسبا عن ان یصابوا
بوصمه فدیفع عن احسابهم انا او مثلی ایشان از حیث نسبت بالاتر از آنانند که بتوان بر آنان ایرادی گرفت و من و امثال من از حسب
آنان دفاع کند. تا آنجا که گوید: علی ابونا کان کالطهر جدنا له ماله الا النبوه من فضل علی پدر ما مانند جد پاک ما است به غیر از
نوبت دیگر فضائلی که او داشت علی هم دارا بود. و ذوالفضل محسود لذی الجهل و العمی لذا حسد الهادی النبی ابوجهل [ صفحه
۷۱۰ ] کسی که دارای فضیلت است برای نادان و کور مورد حسد قرار میگیرد بدین جهت ابوجهل بر پیمبر راهنما حسادت ورزید.
تا آنجا که گوید: لئن کانت الشوری ابته و قبلها سقیفتهم اصل المفاسد و المختل اگر شوری او را نپذیرفت و پیش از آن سقیفهشان
که اصل مفاسد و گمراهیها بود. فق کان اهل الرحلتین و ندوه ابوا قبلها من جهلهم سید الرسل پس بدان که پیش از آن قریش
(صاحبان رحله الشتاء و الصیف) و مجتمع مشورتی آنان نیز از روی نادانی پیشوای پیامبران را نپذیرفت. و حاریه اهل الکتاب لبینهم
و کانوا به یستفتحو لدی الوهل و اهل کتاب به خاطر ستم و تجاوزشانبا اینک به نگام گرفتاری به نام او میجنگیدند و پیروزی
میجستند با او ستیزه کردند. و قد کذب الرسل الکرام و قوتلوا فما ضرهم خذلان قوم ذوی جهل پیامبران بزرگوار تکذیب شده و
کشته شدند و خوار کردن نادانان زیانی به آنان وارد نیاورد. و لو کانت الشوری لقوم ذوی فضل لما عدلوا بالامر یوما الی الرذل اگر
شوری از مردمان با فضیلت تشکیل میشد هیچگاه به پستی و فرومایگی برنمیگشتند. ابوا حیدرا اذ لم یکونوا کمثله و ما الناس الا
مائلون الی المثل آنان از آن جهت منکر امیرالمومنین شده، او را نپذیرفتند که مثل او نبودند و مردم همیشه به همگنان خود تمایل
دارند. ابوه و یاتبی الله الا الذی اتوا و هل بعد حکم الل حکم لذی عدل آنان او را نپذیرفتند و خداوند نیز جز همانچه را که انجام
دادند اباء دارد و آیا بعد از حکم خداوند حکمی برای دادگران دارد. تا آنجا که گوید: [ صفحه ۷۱۱ ] و زوجه المختار بضعته و ما
لها غیره فی الناس من کفو عدل پیامبر برگزیده، پاره تن خود را به همسری او درآورد و در بین مردم غیر از او کسی دیگر کفو و
همتای وی نبود. و ان اله العرش رب العلی قضی بذا و تولی الامر و العقد من قبلی خداوند عرش، پروردگار بزرگ، دستور این
ازدواج را داده بود و از قبل امورش را به عهده گرفته خود عقد او را خوانده بود. و کم خاطب قدرد فیها و لم یجب و کم طالب
صهرا و ما کان بالاهل حضرت، خواستگارهای فراوانی را نپذیرفت و افرادی بودند که شایستگی دامادی پیامبر را نداشتند و به
خواستگاری آمده بودند. و لو لا علی ما استجیبت لخاطب و لا کان الزهرا تزف الی بعل اگر علی نبود جواب هیچ خواستگاری داده
صفحه ۲۳۹ از ۳۶۰
نمیشد و زهراء به خانه هیچ همسری نمیرفت و عروسی نمیکرد. فاعظم بزوجین الا له ارتضا هما جلیلین جلا عن شبیه و عن مثل
پس دو همسری را که خداوند آنان را پسندیده و بزرگوارند مثل و مانند ندارند گرامی بدار و احترام کن. لذلک ما هم الوصی
بخطبه حیاه البتول الطاهر فاقد المثل بدین جهت هیچگاه جانشین گرامی رسول خدا در طول دوران زندگی حضرت زهرای پاک
بیمانند، تصمیم به خواستگاری از فرد دیگری را نگرفت. بذا اخبر المختار و الصدق قبله ابوحسن ذاک المصدق فی النقل پیامبر
برگزیده به این مطلب خبر داده و گفتار او درست است، او فرموده که ابوالحسن علی علیه السلام دارای گفتاری راستین است.
فاضحی بریئا و الرسول مبرا و قد ابطلا دعواکم الرثه الحبل او پاک و بیآلایش است و پیامبر او را تبرئه کرده و ادعای سست و
واهی شما را باطل کرده است. [ صفحه ۷۱۲ ] بذلک فاعلم جهل قوم تحدثوا بخطبه بنت اللعین ابیجهل او پاک و بیآلایش است و
پیامبر او را تبرعه کرده و ادعای سست و واهی شما را بطل کرده است. نعم رغبت فخروم فیه و حاولت بذلک فضلا لو اجیبت الی
الفضل آری بنیمخزوم اظهار تمایل کردند و میخواستند در صورتیک خواستهشان اجابت شود بر فضیلت خود بیفزایند. فلما
ابیالطهر الوصی و لم یجب رمته بما رامت و مالت الی العذل ولی وقتی که وصی پاک پیامبر نپذیرفت این گونه تهمتها را به او
زده، و متهم کردند. و ساعدها الرجسان فیه و حاولا اثار بغضاء من الحقد فی الاهل و آن دو پلید، آنان را کمک کرده و کینههای
پنهان خود را درباره اهل البیت آشکار کرده و نمایان ساختند. و قد جاء تحریم النکاح لحیدر علی فاطم فیما الرواه له تملی در آنچه
که روایات گویای آنند حرام بودند ازدواج برای امیرالمومنین با وجود حضرت حضرت زهراء روایت شده است. فان کان حقا
فالوصی احق من تجنب محظورا من القول و الفعل اگر این مطلب درست باشد وصی پیامبر شایسته ترین فردی اس که از این کار
حرام در گفتار و عمل اجتناب ورزد. و کیف یظن السوء بالطهر حیدر و رب العلی فی ذکره فضله یعلی چگونه میتوان به وصی
پاک (حضرت حیدر) گمان بد برد با اینکه پروردگار متعال فضائل او را در قرآن مجید بالا برده است. و کیف یحوم الوهم حول
مطهر من الرجس فی فصل من لقول لا هزل چگونه میتوان این پندار را پیرمون آن کس پذیرفت که در قرآن مجید و سخن جدی،
نه مزاح از پلیدی پاک شده است. فما کانت الزهراء یسخطها الذی به الله راض حاکم فیه بالعدل [ صفحه ۷۱۳ ] آن کس که خداوند
از او راضی است و درباره او به درستی حکم داده است هیچ گاه حضرت زهراء را به خشم درنمیآورد. و ما ساء خیر الناس غیر
شرارهم کعجل بنی تیم و صاحبه الرذل به بهترین مردم غیر از بدترین مردم مانند گوساله بنیتیم و یار پست او کسی بدی نمیکند.
و ما ضر شان المرتضی ظلمهم له و لا فلته منهم و شوری ذوی خذل ستمی که به حضرت علی وارد کردهاند ضرری به او نمیرساند
و فلته (حکومت و زمامداری بدون برنامهریزی شده) و شورای مردمان پست به او زیانی وارد نمیکند. و ما ضره جهل ابن قیس و
قد هوی و دلاه ابن العاص فی المدحض الزل نادانی پسر قیس که به پستی گرائید و ابن عاص او را به پرتگاه سقوط کشانید به آن
حرت ضرری نمیزند. و قد بان عجز الاشعری (و عزه) و ضعفه و ما کان بالمرضی و الحکم العدل عجز و ضعف ابو موسی اشعری
آشکار شده، او پسندیده و داوری دادگستر نبود. نهاهم عن التحکیم و الحکم بالهوی فلم ینتهوا حتی راوا آیه الجهل علی علیه السلام
آنان را از حکمیت و حکم دادن به وی و هوس نهی فرمود ولی به حرف او توجه نکرده و نشانه جهل خود را دیدند. ایعزل منصوب
الاله بعزلهم اذا فلهم عزل النبیین و الرسل آیا کسی که خداوند نصب فرموده با عزل آنان معزول میشود، اگر چنین باشد پس باید
بتوانند پیامبران و مرسلین را نیز عزل کنند. و ما شان شان المتبی سبط احمد مصالحه الباغی الغوی علی دخل شان نواده رسول خدا
حضرت مجتبی علیه السلام از اینکه با ستمگر گمراهی هم چون معاویه صلح کرد، که کنار برود و به جنگ ادامه ندهد پائین
نمیآید و ضرری به او وارد نمیشود. [ صفحه ۷۱۴ ] فقد صالح المختار من صالح ابنه و صد عن البیت الحرام الی الحل پیامبر
برگزیده با همان کس که پسرش با او صلح کرد نیز صلح فرمود که به بیت الله الحرام نرود و از راه مکه بازگردد. و قد قال فی
السبطین قولا جهلتم معانیه لکن قد وعاه ذووالفضل آن حضرت درباره دو نواده خود سخنی فرمود که شما معانی آن را نفهمیدید
لکن صاحبان فضیلت آن را به خوبی درک کردند. امامان ان قاما و ان قعدا فما یضرهما خذلان من هم بالخذل فرمود: آن دو امامند
صفحه ۲۴۰ از ۳۶۰
چه به پاخیزند و چه بنشینند بنابراین خذلان و تنها گذارادن افرادی که تصمیم چنین کاری را گرفتند زیانی به آن دو نمیزند لئن
کنتم انکرتم حسن ما اتی به الحسن الاخلاق و الخیم و العقل اگر شما کار خوبی را که حضرت امام حسن علیه السلام، آن انسان
خوش خوی و خردمند انجام داد منکر شدید. لفی مثلها ذم الذمیم محمدا علی صلحه کفار مکه من قبل به مثل همین عمل نیز انسان
نکوهیدهای حضرت محمد را از اینکه با کفار مکه صلح کرد نکوهش نمود. و لو لاهم ما کان شوری و نهثل و لا جمل و القاسطون
ذوو الدخل اگر آنان نبودند، شورائی و عثمانی وجنگ جملی و افراد ستمگر نابخردی وجود نداشتند. و لا کان مخضوبا علی بضربه
لاشقی الانام الکافر الفاجر الوغل و علی علیه السلام محاسنش به ضربت شقی ترین مردم، آن کافر تبهکار مکار، خونین نمیشد. و لا
سیئت الزهراء و لا ابتزحقها و لا دفنت سرا و لا یقتل الطفل با حضرت زهرا بدرفتاری نمیشد و حقش غصب نمیشد، پنهانی دفن
نمیشد و کودکش کشته نمیگشت. [ صفحه ۷۱۵ ] و لا جنج السبط الزکی ابنامد لسلم ابن حرب حرب کل اخی فضل و نواده پاک
حضرت احمد به صلح و سازش با پسر حرب در جنگ صاحبان فضیلت با او راضی نمیشد. و لا کان بالطف الحسین مجدلا و لا
راسه للشام یهدی الی النذل و جسم حسین علیه السلام در کربلا برهنه و عریان نمیافتاد و سرش به شام به نزد نابخردی به هدیه
نمیرفت زعمتم بنی عباس عقده امرها و ماصلحوا للعد یوما و لا الحل پنداشتید که زمام امر بنیعباس به خوبی گره خورده و هیچ
گاه صلحی در این باره رخ نداده و این گره باز نشده است. وجدهم قد کان افضل منهم و ما دخل الشوری و لا عد للفضل و حال
آنکه جدشان که از آنان برتر بود نه در شوری دخالت داده شد و نه جز افراد با فضل به حساب آمد. لفقد ظلموا العباس ان کان
اهلها و ان لم یکن اهلا فما الولد بالاهل اگر عباس شایستگی این کار را داشت پس به او ستم شده و اگر شایستگی این کار را
نداشت پس فرزندان او نیز شایستگی ندارند. فما بالکم صیرتموها لولده و اثبتموا للفرع ما لیس للاصل [ ۸۷۱ ] . پس چه شده که شما
[ خلافت را برای فرزندان او قرار داده و برای فرع چیزی را که اصل دارای آن نیست اثبات کردهاید. [ صفحه ۷۱۶
برگرفته از کتاب فاطمه زهرا شادمانی دل پیامبر نوشته: احمد رحمانی همدانی

روبات عترت

۱ Comment

  1. اميني

    سلام
    از مطالبی که برای خوانندگان بیان کردید متشکرم خیلی خوب بود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *