احتجاج حضرت زهرا (س) در مقابل مردم بعد از غصب فدک

عبدالله بن حسن علیه السلام به اسنادش از پدرانش علیهم السلام روایت کرده: هنگامی که ابوبکر تصمیم گرفت فدک را از حضرت
زهرا علیهاالسلام باز ستاند، و مانع تصرف ایشان در آن سرزمین شود چون این خبر به آن حضرت رسید مقعنهاش را بر سر انداخته
پیراهن بلند خود را بر تن کرده و به همراه گروهی از کنیزان و زنان خویشاوند خود، در حالیکه چادر بلندش به زمین کشیده میشد
و راه رفتن و حرکاتش چیزی از راه رفتن و حرکات رسول خدا کم نمیآورد و کاملا شبیه آن حضرت بود از خانه بیرون آمده تا
اینکه- به مسجد- وارد شد اطراف ابوبکر را عدهای از مهاجر و انصار گرفته بودند، پردهای برای حضرت آویختند و حضرت در
پشت پردهنشست ناله جاندازی از دل برون آورد که مردم از شنیدن آن گریان شده و اضطراب و خروش در جمعیت پدید آمد،
لحظهای مکث کرده تا همه جمعیت فرونشست و سر و صداها خاموش شد، سخن را با حمد و سپاس الهی و درود بر پیامبر آغاز
(۱) [ کرد،گریه مردم بار دیگر شروع شد، بعد از سکوت و آرامش آنان، سه سخنان خود ادامه داده و چنین گفت: [ صفحه ۴۹۷
الحمدلله علی ما انعم، و له الشکر علی ما الهم، و الثناء بما قدم، من عموم نعم ابتداها، و سبوغ آلاء: اسداها و تمام منن والاها، جم
عن الاحصاء عددها، و نای عن الجزاء امدها و تفاوت عن الادراک ابدها، و ندبهم لاستزادتها بالشکر لاتصالها و استحمد الی
الخلائق باجزالها و ثنی بالندب الی امثالها. ( ۱) سپاس خداوند را بر آن چه نعمت داده، و شکر بر آن چه که در دلافکنده، و ستایش
به آن چه که از پیش فرستاده است، از نعمتهای همگانی که آغاز کرده و ریزش نعمتهائی که به فراوانی فرستاده و هرگونه نعمتی
که ارزانی داشته است، تعداد آنها از شماره فزون و از پاداش و مزد به دور و نهایتش از دست رسی بیرون است. مردم را برای فزونی
بخشیدن نعمت به شکرگزاری فراخواند و برای فراوانتر کردنش ستایش خواست و دوباره همانند آنها را بر ایشان فراخواند. ( ۲) و
اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له، کلمه جعل الاخلاص تاویلها. و ضمن القلوب موصولها، و انار فی الفکر معقولها، الممتنع
من الابصار رویته، و من الالسن صفته و من الاوهام کیفیته، ابتدع الاشیاء لا من شیئی کان قبلها و انشاها بلا احتذاء امثله امتثلها، کونها
بقدرته، و ذراها بمشیته من غیر حاجه منه الی تکوینها و لا فائده له فی تصریها الاتثبیتا لحمته وتنبیها علی طاعته و اظهارا لقدرته و
تعبدا لبریته، و اعزازا لدعوته، ثم جعل الثواب علی طاعته، ووضع العقاب [ صفحه ۴۹۸ ] علی معصیته، زیاده لعباده عن نقمته و حیاشه
کلمهایست که « لا اله الا الله » ، به تنهائی خدائی نیست و شریکی برای او وجود ندارد « الله » منه الی جنته. ( ۲) و گواهی میدهم که جز
تاویلش را اخلاص قرار داده و [ ۶۴۴ ] و پیوندش را در دلها نهاده [ ۶۴۵ ] و برای آن چه که از آن به عقل درآید در فکر روشنائی ببار
آورده [ صفحه ۴۹۹ ] است، خداوندی که دیدارش برای دیدگان و نشانهاش برای زبانها و چگونگیش برای وهمها ناشدنی است.
اشیاء را نه از چیزی که قبل از آنها باشد پدیدار ساخته و بدون اینکه از الگوئی که ساخته باشد در آفرینش آنها کمک گرفته باشد
با قدرت خود پدید آورده و به خواست خود آفریده بدون اینکه به آفرینش آنها نیازی داشته باشد و یا در شکل بخشیدن به آنها
فایدهای برایش باشد، جز اینکه حکمتش را پایدار و بر قدرتش دیگران را آگاه و برای آفریدگانش موجب تعبد و بندگی و برای
دعوتش موجب سرفرازی باشد. بعد از آن بر طاعت و گوش فرادادن آنان ثواب را مترتب و بر نافرمانیشان عقاب و کیفر را نهاده تا
بندگانش را از خشم خود بازدارد و به سوی بهشت فراخواند. ( ۳) و اشهد ان ابی محمدا صلی الله علیه و آله و سلم عبده و رسوله،
اختاره و انتجبه قبل ان ارسله، و سماه قبل ان اجتبله، و اصطفاه قبل ان ابتعثه، اذا الخلائق بالغیب مکنونه و بستر الاهاویل مصونه و
بنهاینه العدم مقرونه، علما من الله تعاللی بمائل الامور، و احاطه بحوادث الدهور، و معرفته بمواقع المقدور، ( ۳) و گواهی میدهم که
صفحه ۱۷۱ از ۳۶۰
پدرم محمد صلی الله علیه و آله و سلم بنده و رسول او است، پیش از آنکه به او ماموریت دهد، وی را برگزیده و قبل از پدید
آمدنش او را نام نهاد [ ۶۴۶ ] و قبل از بعثت او را برگزیده است، در آن [ صفحه ۵۰۰ ] هنگام که آفریدگان در پس پرده غیب مکتوم
و در پشت پردههای ترسناک [ ۶۴۷ ] نگهداری شده و در کنار مرز نیستی بسر میبردند، چون خداوند نتیجه و پیآمد کارها را
میدانست و به رویدادهای روزگاران احاطه داشت و به جایگاه کارهای شدنی آشنا بود. ( ۴) ابتعثه الله تعالی اتماما لارمره، و عزیمه
علی امضاحکمه و انفاذا لمقادیر حتمه، فرای الامم فرقا فی ادیانها، عکفا علی نیرانها، عادبه لاوثانها، منکره لله مع عرفانها، فانار الله
بمحمد صلی الله علیه و آله ظلمها و کشفت عن القلوب بهمها، و جلی عن الابصار غممها، و قام فی الناس بالهدایه و انفقذهم من
الغوایه و بصرهم من العمایه، و هداهم الی الدین القویم و دعاهم الی الطریق المستقیم. ( ۴) خداوند او را برای پایان دادن به فرمانش
و اراده حتمی بر اجراء احکام و دستوراتش و لازم الاجراء بودن مقدرات و قوانین حتمیش مبعوث کرد، آن حضرت امتها را با اینکه
دارای ادیانی بودند، به حالت پراکنده و فرقه فرقه مشاهده فرمود در حالیکه [ صفحه ۵۰۱ ] اطراف آتشهای برافروخته خود را گرفته
و بتهایشان را میپرستیدند و با اینکه خداوند را میشناختند منکر او بودند، خداوند به وجود حضرت محمد صلی الله علیه و آله و
سلم تاریکیهایش را روشن و از دلها ابهامات و تیرگیها را زدود، موانع را از جلو چشم آنان برداشته و در بین مردم برای هدایت و
راهنمائی به پاخاست و آنان را از فرورفتگی و غرق، نجات داده و از کوری و نابینائی، بینش و بینائی بخشید به دین استوار
راهنمائیشان ساخته و به راه راست هدایتشان فرمود. ( ۵) ثم قبضه الله الیه قبض رافه و اختیار و رغبه و ایثار، بمحمد صلی الله علیه و
آله و سلم عن تعب هذه الدار فی راحه، قدحف بالملائکه الابرار و رضوان الرب الغفار و مجاوره الملک الجبار، صلی الله علی ابی
نبیه و امینه علی الوحی و صفیه و خیرته من الخلق و رضیه والسلام علیه و رحمهالله و برکاته ( ۵) آنگاه خداوند او را به مهربانی و
اختیار و خواست و رغبت و ایثار خودش قبض روح کرده و از این دنیا برد بنابراین محمد صلی الله علیه و آله و سلم از رنج و
زحمت این دنیا آسوده است، ملائکه ابرار اطرافش را گرفته و خشنودی پروردگار بخشاینده شامل حالش شده و در همسایگی
فرمانروای مقتدر بسر میبرد درود خداوند بر پدرم پیامبر خدا و امین او بر وحی و برگزیده و منتخب او از بین آفریدگانش و فرد
مورد پسند و خشنودی او و سلام و رحمت و برکات خداوند بر او باد. آنگا حضرتش روی به اهل مجلس کرده و فرمود: [ صفحه
۶) انتم عباد الله، نصب امره و نهیه، و حمله دینه و وحیه و امناء الله علی انفسکم و بلغاوه الی الامم و زعتم حق لکم، لله فیکم ) [۵۰۲
عهد قدمه الیکم و بقیه اسخلفها علیکم، کتاب الله الناطق و القرآن الصادق و النور الساطع و الضیاء اللامع، و بینه بصائره، منکشفه
سرائره، متجلیه ظواهره، مغتبطه به اشیائعه، قائد الی الرضوان اتباعه، مود الی النجاه استماعه، به تنال حجج الله الموره و عزائمه المفسره
و محارمه المحذره و بیناته الجالیه و براهینه الکافیه. و فضائله المندوبه و رخصه الموهوبه و شرایعه المتکوبه. ( ۶) شما یا بندگان خدا،
مخاطبان و مسوولین مستقیم امر و نهی الهی و حاملان دین و وحی او و امینهای خداوند بر خویشتن و رسانندگان دین خدا به دیگر
امتهائید، پیشوای راستینش برای شما است، خداوند را در بین شما عهد و قراری است که در نزد شما گذارده و بازماندهای است که
بر شما به خلافت و نیابت خود برگزیده است و آن کتاب ناطق الهی راستین، نور درخشان و چراغ تابناک است، دیدگاههایش
روشن، اسرارش اشکار و ظواهرش درخشان است، پیروانش مورد غبطه دیگران و پیرویش راهبر به سوی بهشتبرین، و گوش دادن
به آن موجب رهائی است، به حجتهای روشن الهی به وسیله آن دست رسی میتوان یافت و دستورات موکد و واضح حرامهای
برحذر شده، دلائل روشن، براهین کافی، فضیلتهای مستحی، امور جایز و بخشیده شده و قوانین مکتوبه خداوندی از طریق آن
۷) فجعل الله الایمان تطهیرا لکم من الشرک، و الصلواه تنزیها لکم عن الکبر،و الزکاه تزکیه للنفس و ) [ حاصل میشود. [ صفحه ۵۰۳
نماء فی الرزق، و الصیام تثبیتا للاخلاص، و الحج تشییدا للدین، و العدل تنسیقا للقلوب و طاعتنا نظاما للمله و اما متنا امانا من الفرقه و
الجهاد عزا للاسلام. و الصبر معونه علی استیجاب الاجر و الامر بالمعروف مصلحه للعامه و بر الوالدین وقایه من السخط و صله
الارحام منماه للعدد و القصاص حصنا للدماء، و الوفاء بالنذر تعریضا للمغفره، و توفیه المکاییل و الموازین تغییرا للبخس، و النهی عن
صفحه ۱۷۲ از ۳۶۰
شرب الخمر تنزیها عن الرجس، و اجتناب القذف حجابا عن اللعنه، و ترک السرقه ایجابا للعفه، و حرم الله الشرک اخلاصا له
انما یخشی الله من عباده » واطیعوا الله فیما امرکم به و نهاکم عنه، فانه « فاتقوا الله حق تقاته و لا تموتن الا و انتم مسلمون » ، بالربوبیه
۷) پس خداوند ایمان را موجب پاکی شما از شرک، نماز را موجب پاکی شما از آلودگی تکبر، زکات را با باعث تزکیه و « العلماء
طهارت روح و روان و رشد و فزونی در روزی، روزه را موجب پایداری اخلاص، حج را باعث استواری دین، دادگری را موجب
انسجام و تقویت دلها، پیروی از ما را نظم و آسایش ملت، رهبری و پیشوائی ما را موجب امان از جدائی و تفرقه، جهاد را عزت و
شکوه اسلام، صبر و پایداری را کمکی بر استحقاق و شایستگی پاداش، امر به معروف را به مصلحت تودهها، نیکی به پدر و مادر را
سپری از خشم پروردگار، پیوند و پیوستگی با ارحام در خویشاوندان را موجب کثرت جمعیت، قصاص را موجب جلوگیری از خون
ریزیها، پرداخت نذر را موجب قرار گرفتن [ صفحه ۵۰۴ ] در معرض آمرزش، پرهیز از کم فروشی را موجب عدم زیان
ورشکستگی، نهی از آشامیدن شراب را به خاطر پاک بودن از پلیدی، دوری جستن از تهمت ناروای جنسی را انگیزهای برای
جلوگیری از نفرین و دوری از یکدیگر، پرهیز از دزدی را موجب حفظ عفت و پاکدامنی قرار داد و خداوند شرک ورزیدن نسبت
به خود را از آن جهت حرام فرمود که اخلاص در ربوبیت او انجام گیرد، پس از خداوند بدان گونه که شایسته است پرهیز داشته
باشید و تقوی پیشه کنید و جز در حال مسلمانی از دنیا نروید و خدا را در آن چه که به شما نهی میکند فرمانبرداری کنید زیرا فقط
بندگان داشنمند از خداوند خوف و ترس دارند. ( ۸) ثم قالت: ایها الناس: اعلموا انی فاطخه و ابی محمد صلی الله علیه و آله، اقول
عودا و بدءا و لا اقول ما اقول غلطا و لا افعل ما افعل شططا، لقد جائکم رسول من انفسکم عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم بالمومنین
رئوف رحیم، فان تعزوه و تعرفوه تجدوه ابیدون نسائکم و اخا ابنعمی دون رجالکم و لنعم المعزی الیه صلی اله علیه و آله، فبلغ
الراسله صادعا بالنذاره، مائلا عن مدرجه المشرکین ضاربا ثبجهم، آخذا باکظامهم، داعیا الی سبیل ربه بالحمه و الموعظه الحسنه،
یکسر الاصنام و ینکت الهام حتی انهزم الجمع و ولوا الدبر، حتی تفری اللیل عن صبحه و اسفر الحق عن محضه و نطق زعیمالدین و
خرست شقاشق الشیاطین و طاح و شیظ النفاق و انحلت عقد الکفر و الشقاق و فهتم بکلمه الاخلاص فی نفر من البیض الخماص و
کنتم علی شفا حفره من النار مذقه [ صفحه ۵۰۵ ] الشارب و نهزه الطامع و قبصه العجلان و موطنی الاقدام، تشربون الطرق، و تقتاتون
۸) آنگاه فرمود: ای مردم، بدانید که من فاطمه هستم و پدرم ) « تخافون ان یتخطفکم الناس من حولکم » ، الورق، اذله خاسئین
حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم میباشد سخنانی حساب شده دارای آغاز و انجام میگویم، بیهوده و یاوه سخن نمیگویم
پیامبری از خود شما برایتان آمد، آن چه که شما را به زحمت میانداخت بر » و کاری که انجام میدهم درست است و ناروا نیست
اگر حسب و نسب او را بشناسید او را « او دشوار بود، نسبت به شما تمایل شدید داشت و به ایمان آورندگان مهربان و دلسوز بود
پدر من خواهید دید، نه پدر هیچ یک از زنان شما، و برادر پسر عمویم نه هیچ یک از مردان شما، و چه بسیار خوب شخصیتی است
که انسان منسوب به او باشد، درود خدا بر او و خاندانش باد، آن حضرت رسالت خویش را ابلاغ و اندرز خود را انجام و از مراتب
و موقعیت مشرکین بر کنار بود، کمر آنان را شکست و رمق آنان را گرفت و با حکمت و پند نیکو ایشان را براه پروردارش دعوت
فرمود، بتها را شکست و گردنفرازان را سرکوب کرد تا اینکه گروهها شکست خورده و پا به فراگذاشتند، شب پرده سیاهش را از
چهر صبحگاهان به یکسو زد و حق و حقیقت راستین آشکار شد، رهبر دین لب به سخن گشود و های و هوی شیاطین فرونشست
فرومایگان منافق نابود شدند و عقدههای کفر و الحاد گشوده شد و شما به همراه گروهی از سپید رویان پاک نهاد (پارسایان
آبرومند) گویای کلمه اخلاص شدید و حال آنکه بر لب پرتگاه گودال جهنم بودید، به خاطر ضعف و ناتوانی شما هر کس که از
راه میرسید [ صفحه ۵۰۶ ] میتوانست شما را نابود کند، طعمه هر خورنده و جرعه هر آشامنده و آتش گیره هر کسی بود که
شتابان به دنبال شعلهای میگشت، زیرا پای دیگران له شده بودید،آبهای گندیده میآشامیدید و برگ درختان میچیدید، ذلیل و
تو سریخور بودید، و از آن وحشت داشتید که دیگران از اطراف به شما هجوم آورند. ( ۹) فانقذکم الله تبارک و تعالی بمحمد
صفحه ۱۷۳ از ۳۶۰
کل ما اوقدوانارا للحرب اطفاها » ، صلی الله علیه و آله، بعد اللتیا و التی، و بعد ان منی ببهم الرجال و ذنبان العرب و مرده اهل الکتاب
او نجم قرن للشیطان و فغرت فاغره من المشرکین، قدف اخاه فی لهواتها، فلا ینکفی حتی طاصماخها باخمصه و یخمد لهبها « الله
بسیفه، مکدودا فی ذات الله، مجتهدا فی امرالله، قریبا من رسولالله سید اولیاء الله، مشمرا ناصحا، مجدا کادحا، و انتم فی رفاهیه من
العیش وادعون، فاکهون، امنون، تتربصون بناالدوائر و تتوکفون الاخبار و تنکصون عند النزال و تفرون عند القتال. ( ۹) خداوند
تبارک و تعالی شما را به حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم از آن گرفتاریها نجات داد و بعد از همه مقدمات و بعد از آنکه
به مردمان بیباک و بیشخصیت عرب و سرکشان و طاغیان اهل کتاب گرفتار شد، هر گاه که آتشی برای جنگ برافروختند
خداوند آن را خاموش کرد و یا اگر شیطان خواست سر بلند کند و یا زورگوئی از مشرکین خودی نشان دهد برادرش (علی) را به
کام آنها میفرستاد، او دست از درگیری و جنگ بر [ صفحه ۵۰۷ ] نمیداشت مگر اینکه آنان را گوشمالی داده و شراره آن آتش
را با شمشیر خود خاموش میکرد، او در را خدا رنج دیده و از انجام دستوراتش کوشا و به رسول خدا نزدیک و نسبت به اولیاء خدا
سرور بود، آستین همت را بالا زده، خیرخواه، کوشا، رنج دیده و زحمتکش بود و شما در همان شرائط در آسایش و رفاه بسر
میبردید، به فکر خود بودید و از نعمتها بهرهمند، آسوده و بیخیال در کنی ما نشسته که اوضاع چگونه میچرخد و گوش به زنگ
اخبار، در آن جا که قرار آسایش بود زودتر از دیگران بر زمین نشسته و آن هنگام که جنگ و کشتار میشد پا به فرار میگذاشتید.
۱۰ ) فلما اختار الله لنبیه دار انبیائه و ماوی اصفیائه ظهر فیکم حسیکه النفاق و سمل جلباب الدین و نطق کاظم الغاوین و نبغ ) . [۶۴۸]خامل الاقلین و هدر فنیق المبطلین فخطر عرصاتکم و اطلع الشیطان راسه من مغرزه هاتفا بکم، فالفاکم لدعوته مستجیبین، و للغره فیه
ملاحظین، ثم اسستنهضکم فوجدکم خفافا و احمشکم فالفاکم غضابا، فوسمتم غیر ابلکم و اوردتم غیر شربکم، هذا و العهد قریب و
الا فی الفتنه سقطوا و ان جهنم لمحیطه [ صفحه » ، الکلم رحیب و الجرح لما یندمل، و السرول لما یقبر، ابتدارا زعمتم خوف الفنته
۱۰ ) هنگامی که خداوند برای پیامبرش خانه پیامبران و جایگاه برگزیدگانش را انتخاب کرد در بین شما ) . [۶۴۹] « ۵۰۸ ] بالکافرین
کینه و نفاق آشکار و جامه دین فرسوده گشت و گمراه خموش به نطق آمد و فرومایگان پست به صحنه آمده و سر کرده تبهکاران
خروش بر آورده در میدانهای شما دم علم کرده و جولان داد، شیطان سرش را از گریبان خود درآورده شما را به سوی خویشتن
فراخواند، شما را این چنین یافت که دعوتش را اجابت کرده و گوی او را خوردهاید بعد به آزمایش شما پرداخته شما را بیوزن و
ناچیز دید، تحریکتان کرد زود به خشم آمدید نتیجه آن شد که بر غیر شتر خود داغ زدید و نشانه را در دیگران جستجو کرده به
آبشخور مناسب خود وارد نشدید، این تغییر و تحریف در صورتی انجام شده که چیزی از دوران رسول خدا نگذشته و زخم به
استخوان رسیده گسترش پیدا کرده و جراحت بهبود نیافته و هنوز که پیامبر دفن نشده است، شما شتاب کرده و پنداشتید که خوف
فتنه و آشوب میرود، آگاه باشید که خود در فتنه سقوط کرده و دوزخ، کافران را احاطه کرده است. ( ۱۱ ) فهیهات منکم و کیف
بکم و انی توفکون؟ و کتاب الله بین اظهرکم. اموره ظاهره، و احکامه زاهره، و اعلامه باهره، و زواجره لائحه، و اوامره واضحه، قد
و من یبتغ غیر الاسلام » [۶۵۰] « بئس [ صفحه ۵۰۹ ] للظالمین بدلا » ؟، خلفتموه وراء ظهورکم، ارغبه عنه تریدون؟ امبغیره تحکمون
۶۵۱ ] ثم لم تلبثوا الا ریث ان تسکن نفرتها و یسلس قیادها، ثم اخذتهم تورون و ] « دینا فلن یقبل منه و هو فی الاخره من الخاسرین
قدتها، و تهیجون جموتها، و تسجیبون لهتاف الشیطان الغوی، و اطفاء انوارالدین الجلی و اهماد سنن النبی الصفی، ترون حسوا فی
ارتبغاء، و تمشون لاهله و ولده فی الخمر و الضراء، و نصبر منکم علی مثل حز المدی و وخز السنان فی الحشا و انتم تزعموم الا ارث
۶۵۲ ] افلا تعلمون؟ بلی تجلی لکم کالشمس الضاحیه انی ابنته ] « افحکم الجاهلیه تبغون و من احسن من اله حکما لقوم یوقنون » ، لنا
۱۱ ) پس دور است از شما، شما را چه شده است؟ و به کجا میروید و چه بیراهه میروید؟! در حالی که کتاب خداوند پیش روی )
شما است، مسائلش روشن، دستوراتش درخشان، پرچمهایش برافراشته، محرمات و نواهی آشکار و فرامینش واضح است، شما آن
را پشت سر انداختهاید، آیا تصمیم دارید از آن دست برداشته و چشمپوشی کنید؟ و یا میخواهید برخلاف آن حکم نمائید، برای
صفحه ۱۷۴ از ۳۶۰
ستمگران جایگزین بدی است و هر کس دنبال دینی غیر از اسلام برود هرگز از او پذیرفته نیست و در آخرت از زیان کاران است،
بعد شما چندان صبر نکردید که سرکشی این فتنه فروبنشیند و گرفتن مهار این ستور رمیده آسان گردد و شروع به برافروختن
شعلهها و جرقههایش کرده [ صفحه ۵۱۰ ] سپس باد آنرا فراگرفت و آوای شیطان گمراهکننده را پاسخ مثبت داده و در پیخاموش
کردن انوار درخشان دین نورانی و نابود کردن سنتهای پیامبر برگزیده برآمدید، جز آن چه که در دل داشتید بر زبان جاری کرده و
نسبت به خاندان پیامبر دو روئی و نفاق به خرج دادید، ما در مقابل شما هم چون کسی دستش بر لبه کارد گذاشته شده و یا نیزهای
در امعاء احشایش فرورفته صبر و پایداری میکنیم، شما هم چون کسی دستش بر لبه کارد گذاشته شده و یا نیزهای در امعاء و
احشایش فرورفته صبر و پایداری میکنیم، شما پنداشتهاید که ما را ارثی نیست،آیا از دستورات دوران جاهلیت پیروی میکنید.
آیا نمیدانید؟ آری بلکه بر اینان بسان «؟ برای مردمی که باور دارند، چه کسی از خداوند بهتر دستور میدهد و داوری میکند »
خورشید درخشان روشن و واضح است که من دختر پیامبرم. ( ۱۲ ) ایها المسلون ااغلب علی ارثیه، یا ابن ابیقحافه، افی کتاب الله ان
و ورث » : ۶۵۳ ] افعلی عمد ترکتم کتاب الله و نبدذتموه وراء ظهورکم اذ یقول ] « لقد جئت شیئا فریا » !؟ ترث اباک و لا ارث ابی
رب هب لی من لدنک ولیا یرثنی و یرث من آل » : ۶۵۴ ] و قال فیما اقتص من خبر یحیی بن زکریا، علیهاالسلام اذ قال ] « سلیمان داود
یوصیکم الله فی اولادکم للذکر [ صفحه » : ۶۵۶ ] و قال ] « و اولولالارحام بعضهم اولی ببعض فی کتاب الله » : ۶۵۵ ] . و قال ] « یعقوب
۶۵۸ ] و زعمتم ان لا ] « ان ترک خیرا الوصیه للوالدین و الاقربین بالمعروف حقا علی المتقین » : ۶۵۷ ] . و قال ] « ۵۱۱ ] مثل حظ الانثنین
۱۲ ) ای مسلمانها آیا من نسبت به گرفتن ارث خود باید مغلوب شوم، ای پسر ابیقحافه! آیا ) «. حفلوه لی ولا ارث من ابی لا رحم بیننا
در کتاب خداوند آمده که تو از پدرت ارث ببری و من از پدرم از نبرم، تو مطلب ناروا و سخن نامناسبی گفتهای، آیا عمدا کتاب
و در آنجا که داستان یحیی بن زکریا « سلیمان از داوود ارث برد » : خدا را کنار گذاشته و پشت سرتان انداختهاید در آن جا که گوید
را بازگو میکند میفرماید: پروردگارا از سوی خودت جانشینی به من ببخش که از من و از خاندان یعقوب ارث ببرد، و نیز فرموده:
خویشاوندان برخی از برخی دیگر در کتاب خداوند اولی و مقدم میباشند و نیز فرمود: خدا درباره فرزندانتان به شما سفارش
میکند که پسر دو مقابل دختر ببرد، و نیز فرموده: اگر مالی را از خود به جای داشت برای پدر و مادر و خویشاوندان به گونه
شناخته شده و معروف وصیت کند و این برای پرهیزگاران کاری درست و شایسته است، شما پنداشتهاید که من بهرهای نداشته از
پدرم ارث نمیبرم و هیچ رابطه و پیوندی بین ما نیست. ( ۱۳ ) افخصکم الله بایه اخرج منها ابی؟ ام هل تقولون اهل ملتین لا یتوارثان
و لست انا و ابی من اهل مله واحده؟! ام [ صفحه ۵۱۲ ] انتم اعلم بخصوص القرآن و عمومه من ابی و ابن عمی، فدونها مخطومه
و» ، مرحوله، تلقاک یوم شرک، فنعم الحکم، الله، و الزعیم محمد و الموعد القیامه و عند الساعه ما تخسرون و لا ینفعکم اذ تندمون
۱۳ ) آیا خداوند مخصوصا برای شما آیهای ) . [۶۵۹] .« لکل نباء مستقر و سوف تعلمون منیاتیه عذاب یخزیه و یحل علیه عذاب مقیم
فرستاده که پدرم را از آن قانون کلی ارث استثناء کرده باشد؟ و یا اینکه میگوئید اهل دو ملت از یکدیگر ارث نمیبرند و من و
پدرم اهل یک ملت و آئین نیستیم؟! و یا شما خود را نسبت به عام و خاص قرآن از پدر و پسر عمویم داناتر میدانید،پس این- شما
و این فدک- که همچون شتر مهار کشیده و بار کرده در اختیار شما باشد و روز واپسین و رستاخیزت خود را خواهی دید خداوند
بهترین داور، محمد بهترین رهبر و قیامت هنگامه قرار است در آن روز زیانی که نمودهاید مشاهده خواهید کرد و در آن هنگام
پشیمانی سودی ندارد، هر رویدادی را جایگاهی است و به زودی خواهید دانست که بر چه کسی عذابی خوارکننده فرود و
شکنجهای پایدار وارد خواهد شد. آنگاه فاطمه علیهاالسلام به سوی انصار نظر افکنده و فرمود: ( ۱۴ ) یا معاشر الفتیه و اعضاد المله و
المرء » : انصار الاسلام! ما هذه الغمیزه فی حق و السنه عن ظلامتی، اما کان رسولالله صلی [ صفحه ۵۱۳ ] الله علیه و آله ابی یقول
یحفظ لی ولده؟ سرعان ما احدثتم و عجلان ذا اهاله و لکم طاقه بما احاول، و قوه علی ما اطلب و ازوال، اتقولون مات محمد صلی
الله علیه و آله و سلم، فخطب جلیل استوسع وهیه و استنهر فتقه و انفتق رتقه و اظلمت الارض لغیبته و کسفت النجوم لمصیبه و اکدت
صفحه ۱۷۵ از ۳۶۰
الامال و خشعت الجبال و اضیع الحریم و ازیلت الحرمه عند مماته، فتلک والله النازله الکبری، و المطیبه العظمی لا مثلها نازله و لا قه
عاجله اعلن بها کتاب الله جل ثنائه فی افنیتکم فی ممساکم و مصبحکم هتافا و صراخا و تلاوه والحانا و لقبله ما حل بانباء الله و رسله
و ما محمد الا رسول قد خلت من قبله الرسل افان مات او قتل انقلبتم علی اعقابکم و من ینقلب علی عقبیه » حکم فصل و قضاء حتم
۱۴ ) ای گروه جوانمردان، و ای بازوان آئین و یاران اسلام، این چشمپوشی ) . [۶۶۰] « فلن یضر الله شیئا و سجیزی الله الشاکرین
چیست که در حق من روا میدارید و چرا چنین خواب و بیخبری نسبت به ستمی که بر من روا دانسته شده از خود به خرج
چه زود « انسان در فرزندانش حفظ و نگه داری میشود » : میدهید. آیا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم پدرم نبود که میفرمود
بود این کاری که کردید، و چه بیدرنگ در غفلت خفتید، شما توان آن را دارید که خواستهام را برآورده سازید و آن چه را که
میخواهم در نظر دارم انجام دهید، آیا میگوئید که محمد صلی الله علیه و آله و سلم مرد و از دنیا [ صفحه ۵۱۴ ] رفت، پس رویداد
مهمی بود که شکافش گسترش یافته و رخنه در آن افتاده و به هم پیوستنش دشوار گشته است از غیبت او روی زمین تیره و در
مصیبتش ستارگان بیفروغ و آرزوها نومید، کوهها فروریخته، حریم او بیارزش، با رحلتش احترام او از بین رفته است، به خدا
سوگند اینست بلای بزرگ و مصیبت عظیمی، که بلائی همانند آن نیامده و مصیبتی نازل نگشته، کتاب خداوند متعال پیش از این
بر در خانه شما هر صبح و شام فریاد برآورده و مرتب خوانده میشد و آن چه که بر پیمبران پیش از او وارد شده بر شما تلاوت
محمد فرستادهای است که پیش از او نیز فرستادگانی آمدهاند آیا اگر » : میشد، حکمی حتم و اندازه ای مسلم است که خدای فرمود
بمیرد و یا کشته شود شما به گذشتگان خود برمیگردید؟ و هر کس به گذشته خود برگردد هرگز زیانی به خداوند وارد نیاورده
است و به زودی خداوند سپاسگزاران را پاداش خواهد داد. ( ۱۵ ) ایها بنیقبله: ااهضم تراث ابیه و انتم بمرای منی و مسمع مبتدا و
مجمع؟! تلبسکم الدعوه و تسملکم الخبره، و انتم ذوو العدد و العده و الاداه و القوه و عندکم السلاح و الجنه، توافیکم الدعوه فلا
تحبیبون و تاتیکم الصرخه فلا تغیثون و انتم موصوفون بالکفاح، معرفون بالخیر و الصلاح، و النجبه التی انتجبت، و الخیره التی
اختیرت، قاتلتم العرب و تحملتم الکد و التعب و ناطحتم الامم و کافحتم البهم فلا نبرح او تبرحون نامروکم فتاتمرون حتی دارت
بنارحی الاسلام و در حلب الایام و خضعت نعره الشرک و سکنت فوره الافک و [ صفحه ۵۱۵ ] خمدت نیران الکفر وهدات دعوه
الا تقاتلون قوما » ؟ الهرج و استوسق نظامالدین فانی جرتم بعد البیان و اسررتم بعد االعان نکصتم بعد الاقدام و اشرکتم بعد الایمان
۶۶۲ ] . [ صفحه ] [۶۶۱] « نکثوا ایمانهم و هموا باخراج الرسول و هم بداءکم اول مره اتخشوهم فالله احق ان تخشوه ان کنتم مومنین
۱۵ ) ای وای، ای قوم اوس و خزرج (فرزندان قبیله دختر کاهل) آیا میراث پدرم بلعیده شود در حالیکه شما مرا میبینید و ) [۵۱۶
صدای مرا میشنوید و آغاز و فرجام کار به شما برمیگردد و زمام امور در دست شما است؟! آوای ستمدیده شما را احاطه کرده و
از هر جهت از قضیه آگاهید، شما هم نفرات و هم توان و نیرو دارید ابزار و وسائل در دست شما و اسلحه و تجهیزات در اختیارتان
است، فریاد ستمدیده را میشنوید و پاسخ نمیگوئید و آه و نالهاش به گوشتان میرسد و به فریادش نمیرسید، با اینکه مشهور به
رزم آوری و معروف به خیر و صلاحید، برگزیدگان جامعه و اشراف قومید، شما با اعراب جنگیده و رنج و زحمت بسیاری متحمل
شدید، با امتها درگیر شده گردنفرازان را بر زمین یدید، همیشه و در هر حالتی هر دستوری که به شما دادیم اطاعت کردید تا اینکه
سنگ آسیای اسلام به گردش آمده و روزگاران به ثمر رسید، شرک از خروش ایستاد، طغیان تهمت و ناروا فرونشست، و آتش
کفر به خاموشی گرائید، آشوب و فتنه آرام و نظام دیانت منسجم گردید، بعد از روشنی و وضوح راه به کدام سمت منحرف شده و
بعد از آشکار شدن- حق- چه چیزی را میخواهید پنهان کنید بعد از آن که قدم برداشتهاید چرا میلغزید و بعد از ایمان چرا
آیا با مردمی که پیمانهای خود را شکسته و برای بیرون کردن پیامبر تصمیم گرفتهاند نمیخواهید بجنگید با » !؟ مشرک میشوید
آنکه جنگ را آغاز کردهاید آیا از آنان میترسید با اینکه [ صفحه ۵۱۷ ] خداوند سزاوارتر است که از او بترسید اگر ایمان آورده و
۱۶ ) الا قد اری ان قد اخلدتم الی الخفض، و ابعدتم من هو احق بالبسط و القبض و حلوتم بالدعه و نجوتم ) « دین را باور کردهاید
صفحه ۱۷۶ از ۳۶۰
۶۶۳ ] . الا ] « فان تکفروا انتم و من فی الارض حمیعا فان الله الغنی حمید » من الضیق بالسعه فمججتم ما وعیتم و دستعتم الذی تسوغتم
و قد قلت ما قلت علی معرفه منی بالخذله التی خامرتکم و الغدره التی استشعرتها قلوبکم، و لکنها فیضه النفس، و نفئه الغیظ و
خورالقنا، و بثه الصدور و تقدمه الحجه، فدونکموها فاحتقبوها دبره الظهر، نقبه الخف، باقیه العار، موسومه بغضب الله و شنار الابد
۶۶۴ ] . و انا ابنته نذیر ] « موصوله بنار الله الموقده التی تطلع علی الافئده، بعین الله ما تفعلون، وسیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون
۱۶ ) آگاه باشید، من شما را چنین میبینم که به رفاه ) . [۶۶۵] « فاعلموا انا عاملون و انتظروا انا منتظرون » لکم بین یدی عذاب شدید
طلبی و زندگی راحت متمایل گشته و آن کس را که سزاوارتر به زمامداری بود دور ساخته و به راحتی و آسایش روی آورده از
تنگدستی و فقر رهائی جسته و گسترشی یافتهاید و آن چه را که [ صفحه ۵۱۸ ] فراگرفته بودید کنار گذاشته و آن چه را که براتیان
پس اگر شما و تمامی کسانی که در روی زمین زندگی میکنند کافر شوند بدانید که خداوند » گوارا بود از گلو بیرون اندختید
آگاه باشید آن چه را که گفتم با آگاهی کامل نسبت به انگیزه یاری نکردن شما و نیرنگ حقه بازیهای شما « بینیاز و ستوده است
بود که دلهایتان را فراگرفته و با روحتان درهم آمیخته است. این سخنان خروشی بود که از جان برآمد و آهی بود که از جشم و
غیظ من برخاسته و از بیتابی و توانفرسائی من حکایت میکرد، شکوه از دلتنگی کرده بدین وسیله اتمام حجت نمودم، پس این
شما و این شتر خلافت، بر آن سوار شده و بتازید لکن بدانید که پشتش زخمی، پایش لنگان، ننگ و عارش جاودان، و نشان خشم
الهی بر آن خورده و رسوائیش همیشگی، و به آتش جانگداز و سوزان الهی متصل است که بر دلها اشراف دارد، آنچه را که انجام
و به زودی ستمگران خواهند دانست که در چه جایگاهی در چرخش و حرکت » دهید پیش روی پروردگار و جلو چشم او است
میباشند من دختر پیامبر شمایم که از عذاب سر سخت پیش رویتان شما را بیم میداد پس هر کاری که میخواهید انجام دهید که
سخنان حضرت زهرا علیهاالسلام که بدین جا رسید « ما هم کار خود را انجام خواهیم داد و چشم به راه باشید که ما هم منتظریم
ابوبکر چنین پاسخ داد: ای دختر رسول خدا پدرت نسبت به مومنین مهربان بود و با بزرگواری رفتار میکرد دلسوز و با محبت بود،
نسبت به کافران عذابی دردناک و کیفری بزرگ بود، ما اگر بخواهیم کسی را به او نسبت دهیم جز تو هیچ یک از زنان را دختر او
نمیدانیم او پدر تو بود و تنها- و نه دیگر دوستان- برادر شوهر بود او را [ صفحه ۵۱۹ ] بر دیگر خویشاوندان خود ترجیح داده و در
هر کار مهمی یاری میکرد، شما را فقط سعادتمندان دوست میدارند و جز افراد شقی و بدبخت کسی با شما دشمنی نمیکند، شما
خاندان پاک حضرت رسول و بر گزیدگان منتخب خدائید شما راهنمای ما به سوی خیر و رهبر ما به سوی بهشت بودید و تو ای
بهترین زنان و دختر بهترین پیامبران در گفتارت صادق و در تیزهوشی و خردمندی سابقهدار میباشی، حق تو از تو گرفته نشده و
گفتارت را کسی تکذیب نکرده، و به خدا سوگند که من از نظریه و رای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم تجاوز نکردهام. آن
ما گروه پیامبران ارث برده نمیشویم و طلا و نقره و خانه و ملک و املاکی از خود به ارث نمیگذاریم بلکه کتب » : حضرت فرمود
و حکمت و علم و نبوت را به یادگار میگذاریم، هر آذوقهای که از ما باز ماند به ولی امر بعد از ما مربوط میشود که هرگونه
ما آن چه را که شما در نظر دارید در را خرید اسلحه و ساز و برگ جنگی خرج کردهایم تا به وسیله آنها «. صلاح دید حکم کند
مسلمانها با کفار هم آورد باشند و به جهاد برخاسته و با سرکشان و یاغیان و تبهکاران مبارزه کنند، در این تصمیمگیری عموم
مسلمانها شرکت داشته و اجماع کردهاند و این تنها من نبودهام که تصمیم گرفته باشم و نسبت به این نظریه، استبداد رای نداشتهام،
ای موضع من است، و این اموال من در اختیار توست چیزی را از تو دریغ نداشته و نمیخواهیم اندوخته کنیم و به تو ندهیم، تو
بانوی زنان امت پدرت و شجره طیبه نسبت به فرزندانت میباشی، از تصرف در اموالت جلوگیری نشده و از اصل و فرغ سرمایهات
چیزی کاسته نمیشود، در آن چه که در اختیار شخص من است و از اموال [ صفحه ۵۲۰ ] من محسوب میشود هر دستوری که
بفرمائید اجراء میشود آیا شما صلاح میدانید که من در این مورد برخلاف دستور پدرت حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم
عمل کنم؟! حضرت در پاسخ ابوبکر چنین فرمود: ( ۱۷ ) سبحان الله! ما کان رسولالله صلی الله علیه و آله و سلم عن کتاب الله صادفا
صفحه ۱۷۷ از ۳۶۰
و لا لا حکامه مخالفا بل کان یتبع اثره، و یقفو سوره، افتجمعون الی الغدر اعتلالا علیه بالزور، و هذا بعد وفاته شبیه بما بغی له من
[۶۶۷] « و ورث سلیمان داود » [۶۶۶] « یرثنی و یرث من آلیعقوب » ، الغوائل فی حیاته، هذا کتاب الله حکما عدلا و ناطقا فصلا، یقول
فبین عز و جل فیما وزع علیه من الاقساط و شرع من الفرائض و المیراث، و اباح من حظ الذکران و الاناث ماازاح عله المبطلین و ازال
۱۷ ) پاک و ) . [۶۶۸] .« بل سولت لکم انفسکم امرا فصبر جمیل و الله المستعان علی ما تصفون » التظنی و الشبهات فی الغابرین، کلا
منزه است خداوند! هیچ گاه رسول خدا از تاب خدا روی گردان و نسبت به احکام او مخالف نبود بلکه پیرو آثار و دنباله رو
دستورات و سورههای قرآن بود، آیا شما بر نیرنگ و فریب اجماع کرده و بهانه جوئی دروغین نمودهاید این کار شما بعد از رحلت
آن حضرت ماند همان کارهائی است که در زمان [ صفحه ۵۲۱ ] زنده بودن آن حضرت انجام میشد، این کتاب خدا که داوری
دادگر و گویندهای مشخصکننده است که میفرماید: درخواست زکریا از خداوند آن بود که به او فرزندی بدهد که وارث یعقوب
باشد و یا در جای دیگر میفرماید که سلیمان از داود ارث برد، بنابراین خداوند متعال در آن چه که توزیع و تقسیم کرده سهم هر
کسی را تعیین و مقدار واجب و حتمی از میراث را مشخص ساخته است، سهم پسران و دختران را به گونهای واضح و روشن بیان
داشته که بهانهجوئی را از یاوه سرایان باطل ساخته و بدگمانی را در آینده جلوگیری نموده است، نه چنین نیست، بلکه شما خودتان
را گول میزنید و نفوس شما کاری را برایتان صورتسازی کرده و من بردباری و صبری زیبا خواهم کرد و بر آن چه که شما
توصیف میکنید از خداوند کمک میجویم. ابوبکر با شنیدن این فرمایشات چنین گفت: خداوند و رسولش راست گفتهاند و دختر
پیامبر نیز درست میگوید تو معدن حکمت و جایگاه هدایت و رحمت، رکن دین و سرچشمه برهان و دلیل میباشی حقگوئی تو
را بعید نمیشمرم و سخنانت را ناروا نمیدانم، اینک این مسلمانانند که میتوانند بین من و تو داوری کنند، آن چه را که برعهده
گرفتهام اینان بر کردنم انداختند و باتفاق و هم آهنگی ایشان آن چه را که به دست گرفتهامپذیرا شدهام نه زور گفتهام و نه استبداد
داشته و نه، تنها خود تصمیم گرفتهام، اینان بر این کار گواه و شاهدند. حضرت روی به مردم کرده و فرمود: ( ۱۸ ) معاشر الناس
۶۶۹ ] کل بل ] « افلا یتدبرون القرآن ام علی قلوب اقفالها » المسرعه الی قیل الباطلب، المغضیه علی [ صفحه ۵۲۲ ] الفعل القبیح الخاسر
ران علی قلوبکم ما استم من اعمالکم، فاخذ بسمعکم و ابصارکم، و لبس ما تاولتم، و ساء ما به اشرتم و شرما منه اعتضتم، لتجدن-
خسر » ۶۷۰ ] و ] « و بدالکم من ربکم مالم تکونوا تحتسبون » والله- محمله ثقیلا، و غبه وبیلا اذا کشف لکم الغظاء وبان ماوراءه الضراء
۱۸ ) ای مردمی که شتابان به گفتار باطل روی آورده و کار زشت زیان بار را با دیده اغماض نگریسته و ) . [۶۷۱] « هنالک المبطلون
نه چنین نیست بلکه کارهای زشتشان نقش بسته، « آیا در قرآن بازنگری نمیکنند یا اینکه قفل بر در دلهائی است » آن را پذیرفتهاید
گوشها و چشمهایتان را فراگرفته است و چه بد جائی برگشتید و به بد چیزی اشاره کردهاید و بد چیزی را به دهان گرفتهاید به خدا
سوگند هنگامی که پردهها به یکسوی زنده شد، بارگاهش را سنگین و پیآمدش را خطرناک خواهید یافت زیان و ضرر به دنبال
و از پروردگارتان آن چه را که نمیپنداشتید برایتان آشکار خواهد شد و در آن هنگام یاوره سرایان زیان خواهند » خواهد داشت
بعد روی به قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نموده و چنین سرود: قد کان بعدک انباء و هنبثه لو کنت شاهدها لم « دید
تکبر الخطب بعد از تو خبرها و گرفتاریهایی بود که اگر تو حضور میداشتی مشکلات چندان بزرگ نمیبود. [ صفحه ۵۲۳ ] انا
فقدناک فقد الارض وابلها و اختل قومک فاشهدهم و قد نکبوا ما بسان زمینی که بهاری خود را از دست داده باشد تو را از دست
دادیم و قوم و ملت تو از هم پاشیدند، تو بر آنان گواه باش که سقوط کردند. و کل اهل له قربی و منزله عند الاله علی الدنین
مقترب هر خانوادهای نزد خداوند نزدیکی و مقامی دارد که بر دیگران برتری و فضیلتی دارد. ابدت رجال لنا نجوی صدورهم لما
مضیت و حالت دونک الترب هنگامی که در گذشتی و خاک بین ما و تو حائل شد مردانی کینههای درونی خود را بری ما آشکار
ساختند. جهمتنا رحال و استخف بنا لما فقدت و کل الارض مغتصب مردمی بر ما هجوم آوردند و به ما توهین شد، هنگامی که تو
از دنیا رفتی و تمام روی زمین از ما گرفته شد. و کنت بدرا و نورا یستضاء به علیک تنزل من ذی العزه الکتب تو ماه تمام و نوری
صفحه ۱۷۸ از ۳۶۰
بود که از آن روشنی و نور استفاده میشد از سوی خداوند دارنده شکوه کتابها بر تو نازل میشد. و کان جبرئیل بالایات یونسنا فقد
فقدت فکل الخیر محتجب جبرئیل به وسیله آیات با ما انس میگرفت تو از دست رفتی و هم خوبیها در پدره فرورفت. فلیت قبلک
کان الموت صادفنا لما مضیت و حالت دونک الکثب ای کاش پیش از رفتن تو مرگ ما میرسید هنگامی که تو درگذشتی و
تودههای خاک بین ما و تو فاصله شد. انا رزئنا بما لم یرز ذو شجن من الریه لا عجم و لا عرب ما به مصیبتی گرفتار شدیم که هیچ
اندوهناکی از مردم نه عرب و نه عجم بدان گونه مصیبت گرفتار نشده بود. [ صفحه ۵۲۴ ] بعد از پایان این گفتگوها و سخنرانی
حضرت به منزل برگشت در حالیکه امیرالمومنین بر در خانه ایستاده و منتظر بازگشت او و چشم به راهش بود، بعد از آنکه وارد
خانه شد روی به آن حضرت کرده و چنین گفت: یا ابن ابیطالب! اشتملت شمله الجنین، وقعدت حجره الضنین! نقضت قادمه
الاجدل،فخانک ریش الاعزل، هذا ابن ابیقحافه، یبتزنی نحیله ابی و بلغه ابنی، لقد اجهر فی خصامی و الفیته الد فی کلامی، حتی
حبستنی قیله نصرها و المهاجره و صلها و غضت الجماعه دونی طرفها فلا دافع و لا مانع، خرجت کاظمه و عدت راعمه،اضرعت
خدک یو اضعت حدک فترست الذئاب و افترشت التراب، ما کففت قائلا و لا غنیت باطلا، و لا خیارلی، لیتنی مت قبل هنیتی و دون
زلتی، عزیری الله منک عادیا و منک حامیا ویلای فی کل شارق، مات العمد و وهت العضد، شکوای الی ابی وعدوای الی ربی،
اللهم انت اشد قوه و حولا و احد باسا و تنکیلا، قال امیرالمومنین علیه السلام: لا الویل علیک، الویل لشانئک نهنهی عن وجدک یا
ابنه الصفوه و بقیه النبوه فما و نیت عن دینی و لا اخطات مقدوری، فان کنت تریدین البلغه فرزقک مضمون و کفیلک مامون و ما
اعد لک افضل مما قطع عنک، فاحتسبی الله، فقالت: حسبی الله، و امسکت. ای پسر ابوطالب بسان جنینی که در پرده رحم پیچیده
شده جامه بر خود پیچیدهای و همچون افراد متهم خانهنشین [ صفحه ۵۲۵ ] گشتهای، تو همان دلاوری هستی که شهپر عقاب را در
هم میشکستی و هم اکنون این پر شکستهها بر تو چیره شدهاند (مگر تو همان سالار سر پنجه نیستی چرا امروز اینچنین در چنگ
اینان رنجهای)؟ این پسر ابوقحافه است که مختصر بخششی که پدرم به من نمود و مخارج فرزندانم بود از من ربوده و آشکارا با من
در ستیز شده است او را چنین یافتم که به هنگام سخن گفتنم به شدت با من دشمنی کرده به طوریکه نگذاشت انصار به یاریم
برخیزند و مهاجران به من بپویندند و حاضران در آن مجلس، دیده از یاریم فروبستند نه کسی به دفاع برخاست و نه کسی از تضییع
حقم جلوگیری کرد خشمم را فروبرده و شکست خورده برگشتم، تو آن روز که وقعیت خود را نادیده گرفتی چهره فروتنی و
خواری بر خاک سائیدی، گرگها را با سر پنجه قوی خود نابود و هلاک کردی ولی خود بر خاک مذلت نشستهای، من نتوانتسهام
گویندهای را که بر ضررم سخن میگفت از گفتار باز دارم و باطلی را از خود دور سازم هم اکنون که سخن میگویم در اختیار
خود نیستم، ای کاش پیش از این خواری و خفت میمردم، از این که به تو جسارت کردم و نتوانتسم از تو حمایت و پشتیبانی نمایم
از خدا پوزش میطلبم ای وای بر من به هنگام تابش خورشید و در هر واپسین. پشتیبان مرده، و بازو از کار افتاده است، به پدرم
شکایت برده و به پروردارم استغاثه میکنم، بار خدایا نیرو و توان تو برتر و بیشتر و- شمشیر- پیگیری و کیفر تو برانتر و تیزتر است.
امیرالمومنین علیه السلام فرمود: نه، وای بر تو مباد، وای و بدبختی [ صفحه ۵۲۶ ] بر دشمنت باد، ای دختر پیامبر برگزیده و ای
بازمانده پیامبری از این سوز و خروش فرود آی و آرام بگیر، من نسبت به دین و وظیفه خود کوتاهی نکرده و تا آنجا که در توانم
بود تلاش کرده و در این باره به خطا نرفتم، اگر تو به خاطر معیشت و هزینه زندگی ناراحت میباشی روزی و مخارج و نفقهات
تامین و سرپرستی تو مورد اطمینان است. آنچه که خداوند برای تو مهیا ساخته برتر از آن چیزی است که از تو گرفته شده است، تو
به خاطر خدا صبر کن و اجرت ترا از خدای بخواه. حضرت در پاسخ گفت: خداوند مرا کفایت است و از سخن باز ایستاد.
برگرفته از کتاب فاطمه زهرا شادمانی دل پیامبر نوشته: احمد رحمانی همدانی

روبات عترت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *