اخلاق و فضائل – عصمت و طهارت حضرت زهرا (س)

در بحثهای گذشته به مناسبت مطلب دلائلی بر عصمت حضرت زهراء آوردیم ولی در این فصل به طور مخصوص در این باره
بحث میکنیم. ۱- ابن ابیالحدید معتزلی شارح نهجالبلاغه از علم الهدی سید مرتضی نقل میکند:دلیل گفتههای ما آنست که آن
حضرت از اشتباه و خطا محفوظ و از انجا کار زشت مامون بود و کسی که دارای این ویژگی باشد در پذیرش ادعایش نیازی به
صفحه ۱۳۷ از ۳۶۰
انما » : شاهد و بینه نیست. اگر گفته شود که بری این دو مطلب دلیل بیاورید، میگوئیم: دلیل اول، فرمایش خداوند متعال که فرمود
۵۱۲ ] این آیه شریفه بنابر روایات متواترهای که در این باره رسیده است ] « یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا
جماعتی را شامل میشود که فاطمه علیهاالسلام نیز از آن [ صفحه ۳۹۲ ] گروه است و اراده در اینجا دلالت میکند بر اینکه فعل
اراده شده، واقع شده است. و هم چنین دلالت میکند بر این مطلب، فرمایش رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم که فرمود:
فاطمه پاره تن من است، هر کس او را اذیت کند » یعنی « فاطمه بضعه منی، من اذاها فقد اذانی، و من اذانی فقد آذی الله عز و جل »
این فرمایش رسول خدا بر عصمت آن حضرت دلائل « مرا اذیت کرده و هر کس مرا اذیت کند خداوند عزوجل را آزار داده است
میکند زیرا اذیت کردن کسی که گناهکار است موجب اذیت و آزار رسول خدا نخواهد بود، بلکه در مواردی که گنهکار
-۲ . [ مستوجب حد و تعزیر باشد اجرای حد و اذیت کردن او موجب خشنودی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم میباشد. [ ۵۱۳
علامه امینی، اعلی الله مقامه گوید: توان آن را نداریم که از خلیفه درباره آن چه که درباره حضرت فاطمه علیهاالسلام گفت دفاع
۲۴۹ گفته درباره حضرت زهراء گفت: به فاطمه- که زنی از جنس بشر است و / کنیم، وی بنابر آن چه که ابنکثیر در تاریخش ج ۵
عصمت او واجب نیست حالت خشم و غضب دست داده و با ابوبکر تا هنگام فوتش صحبت نکرد. وی در صفحه ۲۸۹ گوید: او
زنی است از دختران حضرت آدم، هم چون دیگر زنان ناراحت و غمگین میشود و واجب العصمه نیست… یاوه گوئی و گزافه
سرائی تا کجا میرسد؟! تا جائیکه در مقابل فرمایش خداوند متعال و نزول آیه تطهیر در شان آن حضرت و پدر و شوهر و فرزند
گرامیش، میایستد و فاطمه را هم چون دیگر زنان به حساب میآورد؟ ما چگونه میتوانیم این سخن را درباره آن حضرت بپذیرم
فاطمه پاره تن من است، هر کس او را به خشم در » : با اینکه فرمایش رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را در پیش رو داریم که
فاطمه پاره تن من است، هر آن چه که او » صفحه ۳۹۳ ] و در عبارتی دیگر چنین آمده است که ] ؟« آورد مرا خشمگین ساخته است
۵۱۴ ] . در بررسی و تحقیق در این باره در ] « را اذیت کند مرا اذیت میکند و هر چه که او را به خشم درآورد مرا خشمگین میسازد
در همی « اشتراک آن حضرت با دیگر افراد اهل البیت در جنگ و صلح » فصل مربوط به فضائل مشترک آن حضرت در ذیل عنوان
کتاب آمده است. علامه سید عبدالرزاق مقرم بعد از نقل آیه تطهیر که بر عصمت آن حضرت دلالت میکند گوید: اگر از براهین و
ادله علمی خود در این باره صرف نظر کنیم هر چه را که از یاد بریم اما این مطلب را نمیتوان فراموش کرد که آن حضرت از نور
پیامبر مشتق شده که از شعاع انوار الهی گرفته شده است، بنابراین او بقیه و دنبالهای از حقیقت محمدیه است که از عنصر پاکی و
طهارت ساخته شده است… و در این صورت محال است که گناه و معصیت در کارهای او راه پیدا کند و یا لکه ننگی بر دامنش
بنشیند و لذا از شنیدن آهنگهای ناموزون و فریادهای نارسائی که از روی هوی و هوس و خواستههای پشت مادی برخاسته نباید
ترسید به این سخن که گفتهاند عصمت و معصوم بودن دیگر افراد که با آن حضرت در زیر کساء بوده و مشمول آیه تطهیر شدند
بخاطر مقام نبوده اعتنائی نباید کرد، زیرا ما لزوم عصمت را در آن بزرگواران بخاطر تبلیغ رسالت و بیان احکام الهی نمیدانیم تا با
نبودن چنان مسوولیتی در حضرت زهراء دلیل عصمت آن حضرت مخدوش شود بلکه با توجه به نص و صراحت قرآن مجید، آنان
بخاطر اقتضاء طبیع خود معصوم بوده و از نور الهی جدا گشتهاند و کسی که از [ صفحه ۳۹۴ ] نور الهی مشتق شده باشد دیگر محال
است مرتکب گناه و عصیانی شده و یا به چیزی آلوده گردد که مناسبت با آن مقام نوری رفیع نداشته باشد. حتی در کارهائی که
ترک اولی محسوب گردد. همین پاکی و تقدس آنگونه است که موجب میشود که شیطان نتواند در عالم خواب به شکل و
صورت آنان درآید بطوری که در اخبار و روایات صحیحه وارد شده و هم چنین سبب شده که حضرت زهراء علیهاالسلام به خاطر
برتری مقام خود و مقام دیگر امامانی که در پشت او قرار گرفتهاند از آن چه که بر دیگر زنان به هنگام عادت ماهانه و یا زایمان
عارض میشود پاک و مبری باشد. از جمله ادلهای که بر عصمت آن حضرت تاکید دارد همان جملاتی است که به طور متواتر از
فاطمه پاره تن من است، هر آن چه که او را شادمان کند مرا » رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم درباره آن حضرت نقل شده که
صفحه ۱۳۸ از ۳۶۰
که این جملات گویای ارتباط و .« شاد کرده و خداوند به خاطر خشم او به خشم میآید و به خاطر خشنودیش خشنود میشود
وابستگی خشنودی و خشم آن حضرت به خشنودی و خشم خداوند میباشد تا جائیکه اگر بر یک مباح به خشم آید یا اینکه به آن
راضی گردد میبایست آن کار دارای یک جهت شرعی باشد، اینک نسبت به آن کار به خشم آید و یا اینکه از آن خشنودی باشند
و حالت رضا و غضب در آن حضرت برخاسته از یک جهت نفسانی نیست و معنای عصمت ثابته در آن حضرت همین است…
۵۱۵ ] . البته آیه تطهیر به وضوح و روشنی بر طهارت و پاکی حقیقی آن حضرت از هرگونه نقص و عیب و عار و ننگی دلالت ]دارد و این پاکی نه فقط از گناهان و معاصی است بلکه از هرگونه خطورات نفسی و ذهنی نامناسبی [ صفحه ۳۹۵ ] است که حتی با
مقام عصمتی که در پیامبر ثابت شده هم منافات ندارد زیرا هر آن چه که عقل و طبع از آن متنفر است در مفهوم رجس و پلیدی
الامام علی » داخل میباشد و به دلالت آیه تطهیر آن حضرت از آن پلیدی و رجس پاک و منزه است. این مطلب را در کتابمان
به طور تفصیل بررسی و تحقیق کردهایم. « علیه السلام
برگرفته از کتاب فاطمه زهرا شادمانی دل پیامبر نوشته: احمد رحمانی همدانی

روبات عترت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *