اشعار شهادتی حضرت فاطمه زهرا (س) – امان بدین به مادر که حیدر و خبر کنه

امان بدین به مادرکه حیدر و خبر کنه
تاکه بیاد به پشت در چادر شو به سر کنه

بعد نبی مادرمن خسته شده جون نداره
امان بدین خودش بیاد قفل در و بر می داره

یکم آروم در بزنید حسین یک گوشه خوابیده
به پدرم چه کار دارید مگه کسی بدی دیده

(ای بی وفا زمونه زمونه زمونه
زهرای من جونه جونه جونه ۲)

غصه نخور داداش حسن این هاعیادت اومدن
وصیت پیمبر بحر رفاقت اومدن

لگد کسی نمی زنه محل وحی خونمون
یادش نرفته هیچکسی حرمت ما و جد مون

این بوی اسفبند داداش نه بوی دود آتیش
واسه سلامتی یه مادر داره شعله می کشه

(ای بی وفا زمونه زمونه زمونه
زهرای من جونه جونه جونه ۲)

چهل نفر اومدن به ما ها دل داری بدن
به بابای مظلوم ما تو کوچه ها یاری بدن

به مادر اومدن بگن سایه مولا سرشه
اونقدر گریه نکنه چون که علی همسرشه

نشسته ای یک گوشه ای می لرزهی داداش حسن
هر چی بد هم باشن این ها یه مادر و نمی زنند

روبات عترت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *