ام کلثوم فرزند زهرا علیه السلام

ام کلثوم صغری دومین دختر امیرالمؤمنین علیه السلام از فاطمه (ع) است. در اینکه علی علیه السلام از فاطمه صاحب دو دختر بوده است، بین مورخان و تذکره نویسان اختلافی دیده نمی شود. طبری آنجا که فرزندان امام را برمی شمارد نویسد: و زینب کبری و ام کلثوم کبری [۴۷۶] و آنجا که فرزندان آنحضرت را از زنان دیگر جز فاطمه (ع) نام می برد گوید از آنهاست زینب صغری و ام کلثوم صغری [۴۷۷] و مفید گوید فرزندان امیرالمؤمنین از دختر و پسر بیست و شش فرزنداند: حسن و حسین و زینب کبری و زینب صغری که کنیه او ام کلثوم است مادر اینان فاطمه بتول… است [۴۷۸] .
تنها خلاف آنان در این است که ام کلثوم کنیه دومین دختر علی (ع) است و یا نام اوست. بیشتر تاریخ نویسان نام او را ام کلثوم نوشته اند.
ام کلثوم پس از سال هشتم هجری متولد شد و سال هفدهم به عمر بن الخطاب شوهر کرد و چون عمر کشته شد نخست عون و پس از
[ صفحه ۲۶۴]مرگ او برادرش محمد بن جعفر بن ابی طالب او را بزنی گرفت. بیشتر تذکره نویسان نوشته اند ام کلثوم پس از مرگ و یا کشته شدن محمد [۴۷۹] شوهری اختیار نکرد، اما ابن حزم نویسد: عبدالله بن جعفر بن ابی طالب پس از طلاق زینب (ع) او را بزنی گرفت [۴۸۰] .
عموم تذکره نویسان و مورخان نوشته اند، ام کلثوم از عمر دارای پسری بنام زید بوده است، تنها ابن حجر با اینکه خود بدین موضوع تصریح کرده است [۴۸۱] در جای دیگر نویسد: زید بن عمر بن خطاب خواهر عبدالله مادر آنان ام کلثوم دختر جرول است که نزول آیه «لا تمسکوا بعصم الکوافر» [۴۸۲] میان آنان جدائی انداخت [۴۸۳] این گفته مسلما اشتباه است. چه اولا زید چنانکه خود او و دیگران نوشته اند فرزندم ام کلثوم دختر علی (ع) است و دیگر اینکه مادر عبدالله زینب دختر مظعون بن حبیب است [۴۸۴] (والله اعلم).
ام کلثوم در چه سالی زندگانی را بدرود گفته، معلوم نیست. احمد بن ابی طاهر طیفوری متوفای سال ۲۸۰ و نویسنده کتاب بلاغات النساء روایتی از امام صادق (ع)و آن بزرگوار به نقل از پدران خود نوشته است که ام کلثوم در بازار کوفه مردمان را اشارت کرد تا خاموش شدند و سپس خطبه ای با چنان بلاغت خواند که گوئی علی بن ابی طالب است سخن می گوید [۴۸۵] عمر رضا کحّاله در اعلام النساء [۴۸۶] آن خطبه را بنقل از احمد بن ابی طاهر آورده است.
اما این روایت را بدین صورت نمی توان پذیرفت چه مورخان و
[ صفحه ۲۶۵]تذکره نویسان هر دو فرقه نوشته اند ام کلثوم و فرزندش زید در یک روز در مدینه درگذشتند. و درباره ی مرگ زید نوشته اند. شبی بین بنی جهم جنگی در گرفت. زید داخل معرکه شد تا نزاع را برطرف سازد لیکن در تاریکی ضربتی خورد که بر اثر آن درگذشت.
و عبدالله بن عامر بن سعید در باره او گفته است:
ان عدیاً لیله البقیع
یفرّجوا عن رجل ضریع
مقابل فی الحسب الرفیع
أدرکه شؤم بنی مطیع [۴۸۷] .
زید و مادرش با یکدیگر مردند و مردم ندانستند کدامیک زودتر مرده و بدین جهت هیچیک از دیگری ارث نبرد [۴۸۸] .
ابن سعد نوشته است: زید و مادرش ام کلثوم هر دو در یک روز مردند و عبدالله بن عمر بر آنان دو نماز خواند و در روایت دیگر که از عمار بن ابی عمار مولای بنی هاشم آورده است [۴۸۹] گوید سعید بن عاص که در این وقت امیر مدینه بود بر آن دو نماز خواند [۴۹۰] سعید بن عاص در سالهای چهل و یک تا پنجاه و شش در مدینه حکومت داشته است [۴۹۱] اگر این روایت بالا را درست بدانیم، مرگ ام کلثوم پس از بازگشت او از کوفه بمدینه و بین سالهای چهل و دو تا پنجاه و شش است و چون در روایتی دیگر نویسد: حسن و حسین دنبال جنازه او بودند پس مرگ او دیرتر از سال پنجاهم که سال شهادت امام حسن علیه السلام است نیست و بین سالهای چهل و دو تا پنجاه محدود می شود.

آن حادثه ها چیست؟

روبات عترت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *