بشارت بهشت بر شیعیان حضرت زهرا (س)

بشارت بهشت بر شیعیان حضرت زهرا (س)

چنانکه رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به شیعیان امیرالمؤمنین و فرزندان معصومش بشارت بهشت را داده است و در منقبت و عظمت مقام آنان مطالبى بیان داشته‏اند، نسبت به شیعیان زهرا سلام‏اللَّه‏علیها نیز عینا با ذکر همان مناقب مژده‏ى بهشت داده‏اند. شیعه یعنى تابع و پیرو و اقتداکننده. شیعه‏ى على کسى است که از على علیه‏السلام هدایت مى‏یابد و همراه او و متمسک و دست به دامان اوست. شیعه‏ى فاطمه سلام‏اللَّه‏علیها در اخبار عیناً در ردیف شیعیان على است. گاه پیامبر اکرم در مدح شیعیان امیرالمؤمنین سخن مى‏گوید، و گاه در منقبت شیعیان فاطمه سلام‏اللَّه‏علیها و همین روش رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نشانگر این است که حضرت زهرا سلام‏اللَّه‏علیها خود استقلال دارد و داراى کرامات و مقام والا و صاحب ولایت کبرى مى‏باشد.
اینک حدیثى از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در شان آن حضرت:
«عن جابر بن عبداللَّه مرفوعالا اذا کان یوم القیامه تقبل ابنتى فاطمه على ناقه من نوق الجنه…، خطامها من لولو رطب، قوائمها من الزمرد الاخضر، ذنبها من المسک الاذفر، عیناها یاقوتتان حمراوان، علیها قبه من نور، یرى ظاهرها من باطنها، و باطنها من ظاهرها، داخلها عفو اللَّه، خارجها رحمهاللَّه، على راسها تاج من نور، للتاج سبعون رکنا، کل رکن مرصع بالدر و الیاقوت. یضى‏ء کما یضى‏ء الکوکب الدرى فى افق السماء على یمینها سبعون الف ملک، و عن شمالها سبعون الف ملک، و جبرئیل آخذ بخطام الناقه، ینادى باعلى صوته:
غضوا ابصارکم حتى تجوز فاطمه‏بنت محمد؛ فلا یبقى یومئذ نبى و لا رسول و لا صدیق و لا شهید الا غضوا ابصارهم حتى تجوز فاطمه فتسیر حتى تحاذى عرش ربها جل جلاله…، فاذا النداء من قبل اللَّه جل جلاله: یا حبیبتى و ابنه حبیبى، سلینى تعطى، واشفعى تشفعى…. فتقول: الهى و سیدى ذریتى و شیعتى، و شیعه ذریتى و محبى، و محبى ذریتى. فاذا النداء من قبل اللَّه جل جلاله: این ذریه فاطمه و شیعتها و محبوها و محبو ذریتها، فیقبلون و قد احاط بهم ملائکه الرحمه، فتقدمهم فاطمه، حتى تدخلهم الجنه». [۱] جابر بن عبداللَّه از رسول خدا روایت مى‏کند که فرمود:
«هنگامى که روز قیامت فرارسد، دخترم فاطمه سوار بر ناقه‏اى از ناقه‏هاى بهشتى وارد عرصه محشر مى‏شود، که مهار آن ناقه از مروارید درخشان و چهارپاى آن از زمرد سبز، دنباله‏اش از مشک بهشتى، چشمانش از یاقوت سرخ، و بر فراز آن، قبه‏اى [خیمه‏اى] از نور، که بیرون آن از درونش و درون آن از بیرونش نمایان است. فضاى داخل آن قبه، انوار عفو الهى و خارج آن خیمه، پرتو رحمت خدایى است. و بر فرازش تاجى از نور که داراى هفتاد پایه است از در و یاقوت که همانند ستارگان درخشان در افق آسمان نورافشانند. از جانب راست آن مرکب هفتاد هزار ملک، و از طرف چپ آن هفتاد هزار فرشته است- و جبرئیل در حالى که مهار ناقه را گرفته است- با صداى بلندى ندا مى‏کند: نگاه خود را فراسوى خویش گیرید، و نظرها به پایین افکنید، این فاطمه دختر محمد است که عبور مى‏کند. در آن هنگام، حتى انبیا و صدیقین و شهدا همگى از ادب، دیده فرومى‏گیرند؛ تا اینکه فاطمه عبور مى‏کند و در مقابل عرش پروردگارش قرار مى‏گیرد، آنگاه از جانب خدا جل جلاله ندا مى‏شود: اى محبوبه‏ى من، و اى دختر حبیب من، بخواه از من آنچه مى‏خواهى؛ تا عطایت کنم و شفاعت کن هر که را مایلى تا قبول فرمایم. در جواب عرضه مى‏دارد: اى خداى من، و اى مولاى من، دریاب ذریه‏ى مرا، شیعیان مرا، پیروان مرا، و دوستان ذریه‏ى مرا. بار دیگر از جانب حق خطاب مى‏رسد: کجا هستند ذریه فاطمه و پیروان او؟ کجایند دوستدارانش، و دوستداران ذریه‏ى او؟ در آن هنگام جماعتى به پیش مى‏آیند و فرشتگان رحمت آنان را از هر سوى در میان مى‏گیرند. و فاطمه سلام‏اللَّه‏علیها در حالى که پیشگام آنهاست همگى را همراه خود به بهشت وارد مى‏فرماید».
حضرت صدیقه سلام‏اللَّه‏علیها در روز قیامت سوار بر مرکبهاى متفاوت به تناسب مواقف متعدد است؛ و اینکه در احادیث وارده، مرکبهاى آن حضرت، متفاوت ذکر شده است، و به نظر بعضى‏ها نوع مرکب مورد اختلاف بوده است صحیح نیست. زیرا هر مرکبى که بیان شده است با مشخصات معین در موقف معین بوده و همه‏اش درست جاى اختلاف نیست؛ و علت اختلاف در مشخصات مرکب، از این جهت است که هنگامى که فاطمه سلام‏اللَّه‏علیها به سوى عرش الهى سیر مى‏کند مرکب خاصى دارد، وقتیکه از مقابل عرش به جانب بهشت روان است یک مرکب مخصوص دیگر؛ و همچنین هنگام ورود به‏بهشت و جولان و طیران در فضاى رحمت الهى- همانند جعفر طیار- داراى مرکبهاى خاص و گوناگون مى‏باشد. در روایتى که ذکر شد، و مشخصات یکى از مرکبهاى آن حضرت بیان گردید و گفته شد که جبرئیل مهار ناقه‏ى بهشتى زهرا سلام‏اللَّه‏علیها را در روز محشر مى‏گیرد. مى‏توان گفت که جبرئیل، نماینده‏ى خاص خداى لامکان، در هر مکان و موقفى است و در برخى از آیات و روایات که جمله‏ى «خدا آمد» بکار رفته است، دانشمندان همه را حمل بر آمدن جبرئیل نماینده‏ى حق تبارک و تعالى نموده‏اند؛ لذا هنگام ورود فاطمه سلام‏اللَّه‏علیها به عرصه‏ى محشر، آن یکتا کنیز برگزیده‏ى خدا و بانوى بانوان عالم از اولین و آخرین، همین شایسته‏ى اوست که مهار مرکبش را جبریل امین بگیرد و با افتخار ندا کند:
«غضوا ابصارکم حتى تجوز فاطمه بنت محمد». [۲] در یک روایت دیگر از رسول اکرم صلى اللَّه علیه و آله و سلم چنین نقل شده است که فرمود: «… ینادى مناد من بطنان العرش، یا اهل القیامه غضوا ابصارکم، هذه فاطمه بنت محمد، تمر على الصراط، فتمر فاطمه علیها و تمر شیعتها على الصراط کالبرق الخاطف…». [۳] «روز قیامت منادى از میان عرش الهى ندا مى‏کند: اى اهل محشر چشمان خود فروگیرید، این فاطمه دختر محمد است که از صراط عبور مى‏کند، آنگاه فاطمه با شیعیان بسرعت برق از صراط مى‏گذرند».
در حدیث دیگرى از حضرت رسول اکرم صلى اللَّه علیه و آله و سلم منقول است که فرمود: «… ثم یقول جبرئیل: یا فاطمه سلى حاجتک. فتقولین: یا رب شیعتى. فیقول اللَّه عز و جل: قد غفرت لهم. فتقولین: یا رب شیعه ولدى. فیقول اللَّه: قد غفرت لهم. فتقولین: یا رب شیعه شیعتى. فیقول اللَّه: انطلقى فمن اعتصم بک فهو معک فى الجنه. فعند ذلک یود الخلائق انهم کانوا فاطمیین، فتسیرین و معک شیعتک و شیعه ولدک و شیعه امیرالمؤمنین آمنه روعاتهم…». [۴] «پس آنگاه جبرئیل عرض مى‏کند: اى فاطمه، هر چه مى‏خواهى از خداى خویش طلب کن. فاطمه عرض مى‏کند: خدایا، شیعیان مرا دریاب. خطاب مى‏رسد: همه‏ى شیعیان تو را آمرزیدم. عرضه مى‏دارد: پروردگارا، شیعه‏ى فرزندانم را نیز نجات بده. ندا مى‏آید: همه‏ى آنان را بخشیدم؛ یا فاطمه، اینک در میان اهل محشر برو و هر کسى که به تو پناهنده شود، همراه تو به بهشت وارد خواهد شد. پیامبر اکرم صلى اللَّه علیه و آله و سلم سپس به سخنان چنین ادامه داد: در آن هنگام همه‏ى مردم آرزو مى‏کنند که اى کاش ما نیز فاطمى بودیم. یا فاطمه، در چنین روزى است که شیعیان تو، پیروان اولاد تو، و شیعیان امیرالمؤمنین در پى تو به سلامت وارد بهشت مى‏شوند».
جناب جابر در یک حدیث مفصل از حضرت باقر ‏علیه السلام نقل مى‏کند که فرمود:
«… واللَّه یا جابر انها ذلک الیوم لتلتقط شیعتها و محبیها کما یلتقط الطیر الحب الجید من الحب الردى‏ء، فاذا سار شیعتها معها عند باب الجنه، یلقى اللَّه فى قلوبهم ان یلتفتوا، فاذا التفتوا فیقول اللَّه عز و جل: یا احبائى ما التفاتکم؟ فقد شفعت فیکم فاطمه بنت حبیبى. فیقولون: یا رب احببنا ان یعرف قدرنا فى مثل هذا الیوم. فیقول اللَّه: یا احبائى ارجعوا و انظروا من احبکم لحب فاطمه، انظروا من اطعمکم لحب فاطمه، انظروا من کساکم لحب فاطمه، انظروا من سقاکم شربه فى حب فاطمه، انظروا من رد عنکم غیبه فى حب فاطمه، خذوا بیده و ادخلوه الجنه. قال ابوجعفر: واللَّه لا یبقى فى الناس الا شاک او کافر او منافق…». [۵] «به خدا قسم یا جابر، این است همان روزى که مادرم زهرا شیعیان خود را از میان اهل محشر جدا مى‏کند چنان مرغى که دانه‏هاى خوب را از بد جدا مى‏سازد. و چون همراه فاطمه شیعیانش به در بهشت مى‏رسند، خدا در قلب آنان چنین القاء مى‏فرماید که به پشت سر خویش نگاه کنند؛ آنگاه که به عقب سر خود نظر افکنند، از جانب خداى تعالى خطاب مى‏شود: سبب چیست که شما به پشت سرتان نگاه مى‏کنید؟ من که شفاعت فاطمه دخترم حبیبم محمد را درباره‏ى شما پذیرفتم. عرض مى‏کنند: پروردگارا دوست مى‏داریم قدر و منزلت ما شیعیان فاطمه در چنین روزى شناخته شود. پس، از جانب خداى تعالى خطاب مى‏شود: اى دوستان من برگردید، برگردید [به صحنه‏ى محشر]، نظر افکنید [در میان آن جماعت و] هرکس را که براى دوستى فاطمه شما را دوست داشته است هر کس را که به خاطر زهرا به شما دوستداران فاطمه اطعام کرده؛ نیکى نموده، و با جرعه‏ى آبى سیرابتان کرده، و یا از غیبت افراد درباره‏ى شما مانع شده است: دست او را بگیرید و به بهشت واردش کنید، سپس حضرت ابوجعفر [امام باقر] علیه‏السلام اضافه فرمود: به خدا سوگند از برکت محبت جده‏ام زهرا کسى بر جاى نمى‏ماند جز آنکسى که نسبت به مقام والاى آل‏محمد تردید داشته و یا کافر و یا منافق باشد».
در «تفسیر فرات بن ابراهیم» روایتى از حضرت رسول اکرم صلى اللَّه علیه و آله و سلم منقول است که آن حضرت فرمود:
«… تدخل فاطمه ابنتى الجنه و ذریتها و شیعتها…، و ذلک قوله تعالى: [لا یحزنهم الفزع الاکبر] [۶] … [و هم فى ما اشتهت انفسهم خالدون] [۷]هى واللَّه فاطمه و ذریتها و شیعتها…». [۸] «دخترم فاطمه با ذریه و شیعیانش وارد بهشت مى‏شوند، و در این مورد است که خداى تعالى مى‏فرماید: هرگز فزع اکبر [هول و هراس بزرگ روز قیامت] آنها را غمگین نمى‏سازد… و با هر چه که بدان تمایل دارند براى همیشه متنعمند…».
آرى، فاطمه و ذریه و شیعیان او در پناه رحمت خدا، از وحشت روز محشر در امن و امان هستند و از اینجا معلوم مى‏شود که حضرت زهرا داراى شیعه‏ى مخصوص به خود و صاحب استقلال شخصیت مى‏باشد.
عاصمى در کتاب زین الفتى- در بخش «الشراط الساعه»- از سلمان چنین روایت مى‏کند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
«یا سلمان و الذى بعثنى بالنبوه لاخذن یوم القیامه بحجزه جبرئیل، و على اخذ بحجزتى، و فاطمه آخذه بحجزته، والحسن آخذ بحجزه فاطمه، والحسین آخذ بحجزه الحسن، و شیعتهم اخذه بحجزتهم.فاین ترى اللَّه ذاهبا برسول‏اللَّه؟ و این ترى رسول‏اللَّه ذاهبا باخیه؟ و ان ترى اخا رسول‏اللَّه ذاهبا بزوجته؟ و این ترى فاطمه ذاهبه بولدها؟ این ترى ولد رسول‏اللَّه صلى اللَّه علیه و آله و سلم ذاهبین بشیعتهم؟ الى الجنه و رب الکعبه یا سلمان، الى الجنه و رب الکعبه یاسلمان، الى الجنه و رب الکعبه یا سلمان، عهد عهد به جبرئیل من عند رب العالمین». [۹] «اى سلمان، قسم به وجود مقدسى که مرا به پیامبرى مبعوث فرموده است، در روز قیامت، من دامان جبرئیل [نماینده‏ى خداى عز و جل را مى‏گیرم، و على دامان مرا، و فاطمه دامان على را، و حسن دامان فاطمه را، و حسین دامان حسن را، و شیعیانشان دست به دامان آنها هستند. یا سلمان، آیا گمان مى‏کنى، خداى تعالى پیامبرش را [پناهنده‏ى خود را] کجا مى‏برد؟ و پیامبر، برادرش على را؟ و على همسرش زهرا را؟ و فاطمه دو فرزندش را؟ و آنها شیعیانشان را کجا خواهند برد؟ سپس پیامبر اکرم سه بار تکرار فرمودند: اى سلمان قسم به خداى کعبه به سوى بهشت مى‏برند؛ و این پیمانى است که جبرئیل از جانب پروردگار جهانیان وعده داده است». اعتراف و ایقان به ولایت حضرت صدیقه سلام‏اللَّه‏علیها، و اظهار تشیع و دوستى نسبت به او، در زیارت مخصوص آن حضرت نیز با این جملات بیان شده است: «خدایا شاهد باش که من از شیعیان زهرا و از دوستان اویم و معتقد به ولایت آن حضرت هستم».
با توجه به اینکه حضرت فاطمه صدیقه سلام‏اللَّه‏علیها در والاترین مناقب و برترین مقامات با پدر و همسر و فرزندانش مشترک است و با در نظر گرفتن مطالبى که نسبت به مراتب عالى آن حضرت در روز قیامت بیان شد، و بشارتهائى که درباره‏ى شیعیانش از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است، هرگز معقول نیست که صاحب این مقامات عالیه ولیهاللَّه نباشد.
مطالبى را که بیان شد، از اخبارى که در علت نامگذارى حضرت صدیقه سلام‏اللَّه‏علیها به اسامى «فاطمه» و «بتول» وارد شده است مى‏توان استفاده کرد. فاطمه اسمى است که از اسماء حق تبارک و تعالى مشتق گردیده، و بر عرش و جنت چنین نوشته شده است: «انا الفاطر و هذه فاطمه».
در کتاب ذخائر العقبى مى‏خوانیم:
«قال رسول‏اللَّه صلی اللَّه علیه و اله و سلم لفاطمه: یا فاطمه تدرین لم سمیت فاطمه؟ قال على: یا رسول‏اللَّه لم سمیت فاطمه؟ قال: ان اللَّه عز و جل قد فطمها و ذریتها عن النار یوم القیامه». [۱۰] «پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به فاطمه فرمود: آیا مى دانى چرا اسم تو را فاطمه نهاده‏اند؟ على عرض کرد،: یا رسول‏اللَّه خودتان بفرمایید سبب این تسمیه چیست. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: سبب این است که خداى تعالى فاطمه و شیعیان او را از آتش روز قیامت منقطع و دور نگهداشته است».
روایت مذکور را محب‏الدین طبرى در ذخائرالعقبى از ابن‏عساکر نقل کرده است و اضافه مى‏کند که این حدیث را امام على بن موسى الرضا علیه السلام نیز در مسند خود ذکر کرده است. محب‏الدین طبرى مى‏گوید حضرت رضا در کتاب مسندش چنین مى‏فرماید:
«ان رسول‏اللَّه صلى اللَّه علیه و آله و سلم قال: ان عز و جل فطم ابنتى فاطمه و ولدها و من احبهم من النار فلذلک سمیت فاطمه». [۱۱] «پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: بدرستی که خداى تبارک و تعالى دخترم فاطمه و فرزندانش را و هرکسى را که آنان را دوست بدارد از آتش منقطع و دور گردانیده است و از این جهت است که او را فاطمه نامیده‏اند».
علاوه بر دانشمندانى که نامشان برده شد، جمعى دیگر از علماء نیز این روایت را در کتابهاى خود آورده‏اند، از جمله عبیدى مالکى [۱۲] در عمده التحقیق این مطلب را ذکر کرده است.
[۱۳]قسطلانى که یکى از دانشمندان بزرگ عامه است در مواهب اللدنیه چنین نقل مى‏کند:
«روى النسائى و الخطیب مرفوعا: [انما سمیت فاطمه لان اللَّه فطمها و محبیها عن النار].
[۱۴]و [سمیت بتولا لانقطاعها عن نساء زمانها فضلا و دینا و حسبا. و قیل لانقطاعها عن الدنیا الى اللَّه تبارک و تعالى] قاله ابن الاثیر». [۱۵] «نسائى و خطیب بغدادى از پیامبر روایت کرده‏اند که فرمود: [فاطمه به این دلیل فاطمه نامیده شده که خداى تبارک و تعالى او را و دوستانش را از آتش منقطع و دور گردانیده است]؛ و ابن اثیر مى‏گوید: [او را بتول نامیده‏اند، زیرا از نظر تدین و فضیلت و اصالت از تمام زنان عصر خویش جدا و ممتاز بوده است؛ همچنین گفته شده که تسمیه‏ى او به بتول به این دلیل است: که فاطمه دل از دنیا گسسته و به خداى خویش پیوسته است]».
هر یک از نامهاى حضرت فاطمه سلام‏اللَّه‏علیها رمزى و سرى دارد که در اخبار وارد است، چرا فاطمه‏اش نامیده‏اند؟ چرا او را بتول گفته‏اند، و چرا اسمش را عذرا نهاده‏اند؟
چنانکه گفته شد «فاطمه» و «بتول» در حقیقت هر دو یک معنى دارند که به فرمایش پیامبر اکرم صلى اللَّه علیه و آله و سلم حاکى از این است که حضرت فاطمه و فرزندش و شیعیان او در روز قیامت از آتش منقطع و دورند. خدا ما را نیز از شیعیان فاطمه سلام‏اللَّه‏علیها قرار بدهد، ان‏شاءاللَّه.
[۱]امالى صدوق ص ۲۵، بحارالانوار ج ۴۳/ ۲۲۰ ۲۱۹٫
[۲]یعنى: [چشمان خود فرودبندید تا فاطمه عبور نماید]. این جمله در روایات متعدد با عبارات مختلفى ایراد گردیده است، که از آن قبیل است:
«غضوا ابصارکم حتى تجوز فاطمه الصدیقه بنت محمد صلى اللَّه علیه و آله و سلم و من معها».
«غضوا ابصارکم کم لتجوز فاطمه بنت محمد صلى اللَّه علیه و آله و سلم سیده نساءالعالمین على الصراط».
«غضوا ابصارکم و نکسوا روسکم».
«غضوا ابصارکم تمر فاطمه بنت رسول‏اللَّه صلى اللَّه علیه و آله و سلم».
«غضوا ابصارکم حتى تعبر فاطمه بنت محمد صلى اللَّه علیه و آله و سلم».
«غضوا ابصارکم حتى تمر فاطمه بنت حبیب اللَّه صلى اللَّه علیه و آله و سلم».
«غضوا الابصار فان هذه فاطمه تسیر».
«غضوا ابصارکم فهذه فاطمه بنت محمد رسول‏اللَّه صلى اللَّه علیه و آله و سلم تمر على الصراط».
«نکسوا روسکم و غضوا ابصارکم حتى تجوز فاطمه على الصراط».
«طاطاوا الروس و غضوا الابصار، فان هذه فاطمه تسیر الى الجنه».
حاکم نیسابورى درباره‏ى روایت فوق مى‏گوید: «این حدیث- على شرط الشیخین [یعتى بر مبناى شرط بخارى و مسلم]- صحیح است». [مستدرک حاکم ج ۳/ ۱۵۳].
ابن ابى‏الحدید در شرح نهج‏البلاغه ج ۹/ ۱۹۳ پس از نقل این روایت چنین مى‏گوید: «و هذا من الاحادیث الصحیحه،.و لیس من الاخبار المستضعفه». یعنى این روایت از احادیث صحیحه مى‏باشد و از جمله احادیث ضعیف نیست.
بعضى از مصادر این روایت در کتب عامه از این قرار است: معجم کبیر طبرانى ج ۱/ ۱۰۸/ ح ۱۸۰، مستدرک حاکم ج ۳/ ۱۵۳، ۱۶۱، اسد الغابه ج ۵/ ۵۲۳، تلخیص المستدرک ج ۳/ ۱۵۳، فرائد السمطین ج ۲/ ۴۹/ ح ۳۸۰، الصواعق المحرقه ص ۲۸۹، کنز العمال ج ۱۲/ ص ۱۰۵، ۱۰۶/ ح ۳۴۲۰۹- ۳۴۲۱۱، ص ۱۰۸/ ح ۳۴۲۱۹، ص ۱۰۹، ۱۱۰/ ح ۳۴۲۲۹، ینابیع الموده ص ۱۸۲، الاتحاف ص ۴۶٫
این روایت در کتب شیعه نیز موجود است که از جمله مى‏توان به مصادر ذیل مراجعه نمود: تفسیر الامام العسکرى- ذیل تفسیر سوره‏ى البقره، آیه‏ى ۹۳- ص ۴۳۴، کنز الفوائد ص ۲۵۳، ۲۵۴، ۳۵۵، ۳۵۶، تفسیر فرات ص ۴۳۷، ۴۳۸/ ح ۵۷۸٫ کسانى که مایل به بررسى بیشتر روایات شیعى در این باره هستند مراجعه بفرمایند به: بحارالانوار ج ۷/ ۳۳۶، ج ۳۲/ ۶۱۰، ج ۳۷/ ۷۰، ج ۴۳/ ۵۲، ۵۳، ۶۲، ۶۴، ۲۱۹، ۲۲۰، ۲۲۱، ۲۲۳، ۲۲۴، ج ۶۸/ ۵۹٫
[۳]بحارالانوار ج ۴۳/ ۲۲۳٫
[۴]تفسیر فرات ص ۴۴۴- ۴۴۷/ ح ۵۸۷، بحارالانوار ج ۸/ ۵۴، ۴۳/ ۲۲۷٫ این حدیث که توسط امیرالمؤمنین از پیامبر اکرم نقل گردیده است نسبتا طویل است و در آن به بعضى از مناقب حضرت زهرا علیهاالسلام- خصوصا به موقف و مقام حضرت صدیقه در محشر- اشاره گردیده که ما بدلیل اهمیت آن، متن کامل روایت را در تعلیق شماره‏ى ۵ آورده‏ایم.
[۵]تفسیر فرات ص ۲۹۹/ ح ۴۰۳، بحارالانوار ۸/ ۵۲، ۴۳/ ۶۵٫ متن کامل این روایت در تعلیق شماره‏ى ۶ آمده است.
[۶]سوره‏ى الانبیاء، آیه‏ى ۱۰۳٫
[۷]وره‏ى الانبیاء، آیه‏ى ۱۰۲٫
[۸] این عبارت در دو روایت نقل شده است که هر دو در کتاب تفسیر فرات آمده است. مراجعه بفرمایید به: تفسیر فرات ص ۲۶۹، ۴۳۷، ۴۳۸/ ح ۳۶۲، ۵۷۸، بحارالانوار ج ۷/ ۳۳۶، ج ۴۳/ ۶۳، ج ۶۵/ ۶۰٫
[۹] زین الفتى فى شرح سوره هل اتى [نسخه‏ى مخطوط این کتاب در نجف اشرف در اختیار مرحوم علامه امینى بوده است].
[۱۰]ذخائرالعقبى ص ۲۶، ینابیع الموده ص ۱۹۴، ارحج المطالب ص ۲۴، ۲۶۳، ۴۴۵٫ نسائى و خطیب بغدادى روایت مى‏کنند که پیامبر فرمود: «ان ابنتى فاطمه حوراء آدمیه، لم تحض و لم تطمث، انما سماها فاطمه لان اللَّه فطمها و محبیها عن النار». [الصواعق المحرقه ص ۲۴۵، کنز العمال ج ۱۲/ ۱۰۹/ ح ۳۴۲۲۶].
[۱۱]ذخائرالعقبى ص ۲۶، ینابیع الموده ص ۱۹۴، ارجح المطالب ص ۴۴۵ ۲۶۳ ۲۴٫
[۱۲] ابراهیم بن عامر على عبیدى مصرى مالکى متوفاى ۱۰۹۱ هجرى. وى داراى تالیفات متعددى است که یکى از آنها کتاب «عمده التحقیق فى بشائر آل‏الصدیق» مى‏باشد. [ایضاح المکنون ج ۱/ ۵۲، هدیه العارفین ج ۱/ ۳۳، معجم المولفین ج ۱/ ۳۳].
[۱۳]عبیدى این روایت را عینا از کتاب ذخائرالعقبى نقل مى‏نماید. [عمده التحقیق ص ۱۵، ذخائرالعقبى ص ۲۶]. همچنین دیلمى نقل مى‏کند که پیامبر فرمود: «انما سمیت ابنتى فاطمه لان اللَّه فطمها و محبیها عن النار». [فردوس الاخبار ج ۱/ ۴۲۶/ ۱۳۹۵، الصواعق المحرقه ص ۲۳۵].
[۱۴] المواهب اللدنیه ج ۱/ ۳۹۴٫ همچنین مراجعه بفرمایید به: الصواعق المحرقه ص ۲۴۵، فرائد السمطین ج ۲/ ۴۸، ۵۷، ۵۸/ ح ۳۷۹، ۳۸۴، کنز العمال ج ۱۲/ ۱۰۹/ ح ۳۴۲۲۶٫
[۱۵]المواهب اللدنیه ج ۱/ ۳۹۴، ۳۹۵٫ همچنین مراجعه بفرمایید به النهایه- ذیل کلمه‏ى «بتل»- ج ۱/ ۹۴

سید نورالدین بنی طباء

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *