تأمل در الگوگیری از حضرت زهرا سلام الله علیها

تأمل در الگوگیری از حضرت زهرا سلام الله علیها

چکیده
در مکتب تربیتی قرآن شرط هدایت و راه یابی به کمال دو چیز است: اول داشتن برنامه ای مبتنی بر شناخت صحیح از خدا و جهان و انسان که مصداق تعلیم کتاب پیامبران است و دیگری معرفی الگوهای عملی که آدمی بتواند با تأسی به آنها مشکلات مسیر حرکت را از بین ببرد و در کوره راه های زندگی دنیایی فریب نخورد و گم نشود. فاطمه سلام الله علیها یکی از بزرگترین حجت های خداوند در زمین و به همین دلیل از اسوه های حسنه مکتب اسلام است که مؤمنین با جهت دادن زندگیشان در مسیر حرکت او می توانند مطمئن باشند که ان شاء الله به مقصد خواهند رسید. متأسفانه برخی به دلیل فاصله زمانی و مکانی و تفاوت آشکار زندگی امروزه با شرایط زندگی فاطمه سلام الله علیها چنین القاء می کنند که نمی توان امروزه از فاطمه الگو گرفت و بلکه باید دنبال الگوهایی بود که ویژگی به روز بودن را داشته باشند در این مقاله تلاش شده با پاسخ گفتن به این سئوال و سئوالات مشابه نکاتی درباره چگونگی تاسی عملی به سیره فاطمه زهرا سلام الله علیها مورد توجه قرار گیرد.

پیش فرض های معقول و مقبول برای امکان تاسی به فاطمه زهرا سلام الله علیها
۱٫مطلق بودن ارزش های کمالی
بدون اینکه بخواهم وارد بحث های پیچیده فلسفه اخلاق و دلایل غلط بودن نسبیت ارزشها شوم، متذکر می گردم که با نسبی پنداشتن ارزشها به معنای وابسته دانستن آنها به موازینی که در یک جامعه مقبول می افتد از هیچ الگویی در هیچ زمانی نمی توان پیروی کرد. نسبیت ارزشها به این معنا یعنی خط بطلان کشیدن بر همه ارزشها. نسبت ارزشها یعنی ارزش کردن هوسها و امکان توجیه هر رذیلتی و شانه خالی کردن از کسب هر فضیلتی. تفکر و نظام تربیتی ای می تواند سخن از الگو بگوید که به نحوی مطلق بودن ارزشها را پذیرفته و باور داشته باشد که ملاک و مناط کمال انسان در همه جوامع و زمان ها اموری ثابتند، اگر چه مصادیق آن کمالات با تفاوت زمان و مکان تغییر می کنند و یا اینکه گاهی یک امر واحد ارزشی مستلزم اعمال متفاوت در شرایط مختلف است. براستی خداوند (نعوذ بالله) نمی دانست بین جامعه ای که آسیه در آن زندگی می کرد با مؤمنین زمان پیامبر اسلام بیش از هزار و پانصد سال فاصله زمانی و فراوان تر فاصله فرهنگی وجود دارد. تمدنی که براساس آثار تاریخی و برخی روایات درباره عصر فرعونیان حاکم سرزمین مصر ثبت شده [۱] آنچنان پیچیده و شگفت انگیز است که انسان امروز هنوز نتوانسته بخش های از آن را بفهمد، در حالی که در حجاز قبل از ظهور اسلام سابقه تمدن وجود ندارد. آیا جامعه مریم یا جامعه مسلمانان فاصله زمانی و مکانی نداشته، مدینه کجا و ناصره کجا و به تاریخ میلادی تقریبا حدود ششصد و پنجاه سال تفاوت زمانی است. آنچه که متاسفانه افرادی را به خطای نسبیت ارزشها انداخته، گذشته از خود باختگانی که فرهنگ وارداتی غرب را به دیده قبول و منت پذیرفته و تلاش می کنند به آن رنگ و آب معقولیست و مقبولیست دینی بزنند، تفاوت آداب و رسوم در جوامع مختلف است، اینکه در جامعه ای بلند شدن در مقابل میهمان نشانه احترام و در جامعه ای کلاه از سربرداشتن و در جای دیگر کلاه بر سر گذاشتن موجب این شده که عده ای فکر کنند فتح دروغ و یا حسن وفای به عهد نیز از این قسم است، در حالی که ارزش های اخلاقی آداب اجتماعی نیستند و پای در عمیق ترین لایه فطرت بشری که میل به کمال است، دارند و آن میل نازله میل به جمال جمیل مطلق است. در مثال ما ارزش گذاردن به میهمان ارزش است اما صورت ابراز این ارزش تابع هنجارهای اجتماعی است که یکی از عوامل تأثیر گذار فرهنگی دین و ارزش های دینی است. سخن این است که فضیلت بودن فضیلت و رذیلت بودن رذیلت تابع آداب و رسوم جوامع و زمان و مکان نیست. این اساسی ترین پیش فرض برای مطرح کردن الگو در نظام های تربیت دینی است. زهرای مرضیه تنها ارزشمند ترین انسان روزگار خود بود که او انسان کامل و کامل ترین انسان در تمام زمان ها برای همه کسانی است که در مدار کسب فضائل انسانی حرکت می کنند. اگر قائل باشیم که جوهره و ذات انسان با تحولات ابزار و شیوه زندگی تغییر نکرده و انسان به چیز دیگری تبدیل نشده است ناچار باید بپذیریم که ارزش ها که معیارهای کمالند مفاهیمی ثابتند، اگر چه مصادیق متفاوتی دارند. تفاوت زمان و مکان وقتی می تواند مانع تاسی به الگوهای دینی شود که ما بپذیریم انسان امروز تغییر ماهیت داده و اصولاً بالذات با انسان دیروز تفاوت دارد در حالی که هیچ عاقلی تاکنون چنین ادعایی نکرده است.

۲٫ اساسی ترین ملاک کمال انسان قرب وجودی به خداوند است.
کسانی می توانند از زهرا الگو بگیرند که پذیرفته باشند، ملاک کمال انسان میزان اتصال به خداوند و قرب وجودی به اوست. از اساسی ترین مفاهیم در انسان شناسی دینی تأکید بر فطری بودن شناخت و حب خداوند است که استاد مطهری آن را ام المسائل معارف دینی می دانند.

۳٫ حب خوبان راهی برای قرب به خدا.
در تئوری سریان عشق در هستی که تبیین عرفانی فلسفه خلقت است و عرفاء آن را از حدیث قدسی «کنت کنزا مخفیا فاحببت ان اعرف فخلقت الخلق حتی اعرف» اقتباس کرده و حافظ چنین به آن اشاره می کند:
در ازل پر توی حسنت ز تجلی دم زد
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد
اگر کسی در زندگی کسانی که خداوند بندگی آنها را پذیرفته و از زبان رسول این قبول اعلام شده تأمل کند و به آنها ابراز محبت نماید، کم کم حب واقعی آنها در دل جای می گیرد و این حب فرد را دعوت به هم سنخی و هم رنگی با محبوب می کند و همرنگ خوبان شدن یعنی خوب شدن:
مهر خوبان دل و دین از همه بی پروا برد
رخ شطرنج نبرد آنچه رخ زیبا برد
تو مپندار که مجنون سر خود مجنون شد
از سمک تا به سماکش کشش لیلا برد
من به سرچشمه خورشید نه به خود بردم راه
ذره ای بودم و عشق تو مرا بالا برد [۲] راز نجات دهندگی محبت اهل بیت همین نکته است. اگر می بینیم که رسول خاتم صلی الله علیه و آله و سلم بر خلاف همه پیامبران دیگر که می گفتند ما از شما اجر و مزدی برای رسالت نمی خواهیم، طلب مزد رسالت می کند و خداوند به او می فرماید: «قل لا اسالکم علیه اجرا الا الموده فی القربی» [۳] سرش این است که دوستی نزدیکان پیامبر هدایت کننده است و در واقع پیامبر می فرمرایند: مزد رسالت من هدایت شماست: «ما اسالکم علیه من اجرا الا من شاء ان یتخذ الی ربه سبیلا» [۴] که سود هدایت به خود شما می رسد «ما سالتکم من اجر فهو لکم» [۵] ولی او چون رحمه للعالمین است از هدایت انسان ها به مزد خودش تعبیر کرده است. شاید به توان گفت حب به بندگان خاص و خالص آن جمال جمیل لازمه حب فطری به خود خداوند است.

۴٫ ایمان حقیقی و عمل صالح شرط صداقت در محبت است.
علامه طباطبایی (ره) در ذیل آیه ۲۰ سوره احزاب «لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه لمن کان یرجوالله و الیوم الاخر و ذکر الله کثیرا» می فرمایند:
«آیه دلالت می کنند بر اینکه اقتداو تاسی به رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم خصلت جمیله ای است که هر کس که مسمی به ایمان است به آن منصف نمی شود، بلکه فقط جمعی از کسانی که متلبس به حقیقت ایمان هستند به آن دسترسی می یابند؛ یعنی کسانی که قلبشان متعلق به خدا و قیامت است و عمل صالح دارند.» این سخن به تمامی در باره الگو گیری از زهرای مرضیه سلام الله علیها صحیح است، حتی مؤمنین نمی توانند واقعا اقتدا کنند مگر اینکه جهت قلبشان به همان سمتی باشد که زهرا به آنجا می نگریست. با هر دیدگاهی نمی توان از محمد صلی الله علیه و آله و سلم بر زهرا سلام الله علیها الگو گرفت. اصولاً الگو و تاسی واقعی فرع بر محبت داشتن و محبت داشتن فرع بر سرنخیت است. سنخیت های روحی است که انسان ها را به هم پیوند می زند و در واقع قانون جذب و انجذاب بین روح های هم شاکله سر دوستی های ماندنی و علت محبت پیدا کردن افراد به یکدیگر است.
این کشش است که آدمی را دگرگون می کند. اگر گفته می شود بی تاب ترین فرد در لحظات احتضار پیامبر حضرت زهرا سلام الله علیها بود تا اینکه پیامبر به ایشان بشارت داد که اولین فردی از اهل بیت خواهد بود که به او می پیوند، سر این بی تابی را باید در سختی فراق دو وجود هم سنخ و شیدا دید.

چند نکته قابل تآمل و تاسی در زندگی حضرت زهرا سلام الله علیها
فاطمه سلام الله علیها مؤمنه است
وقتی از فاطمه سلام الله علیها سخن گفته می شود، معمولاً قرب و نزدیکی ایشان به پیامبر مانع از این است که ما ایشان را به عنوان یک مؤمنه حقیقی با بررسی التزام عملی به لوازم ایمان مورد لحاظ قرار دهیم. اما تأمل در زندگی کوتاه اما جاودان اثر ایشان آشکار می سازد که بارزترین اصل حاکم به وجود زهرا سلام الله علیها چه در دوران مکه و چه در مدینه در حضور پدر و چه بعد از مرگ پدر همین اصل ایمان خالص است. فاطمه چون مادر گرامیش از سابقین در ایمان به خدا و پیامبر بود و پیامبر به این مسئله چنین اشاره می کند: «ان ابنتی فاطمه ملا الله قلبها و جوارحها ایمانا الی مشاسها، فتقرغت لطاعه الله» [۶] و ما از معصومین علیه السلام می بینیم که به ایمان فاطمه احتجاج کرده اند.
اینکه خداوند با تأکید به مؤمنین می فرماید: «و لنبلونکم بشی من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرین» [۷] (بقره – ۱۵۴) این سنت الهی در زندگی فاطمه سلام الله علیها به شدیدترین شکل جاری شد و باید اعتراف کرد که او به بهترین نحو بهای ایمانش را با صبر بر مشقات فراوان پرداخت. چه او را متولد سال پنجم بعثت بدانیم و یا پنج سال قبل از بعثت [۸]، شعب ابی طالب را تجربه کرده تاریخ از آن دوران وارد تفصیل نشده و فقط همین اندازه مسجل است که آن گروه محاصره شده که به جرم پرستش خدای واحد طرد شده بودن، گاهی چند روز را با یک دانه خرما به سر می بردند. خداوند به واسطه سبقت در ایمان، مؤمنین مهاجر را بر انصار و انصار را بر تابعین برتری داده و فرموده: «السابقون الاولون من المهاجرین و الانصار و الذین اتبعوهم باحسان رضی الله عنهم و رضوا عنه و اعد لهم جنات تجری تحتها الانهار خالدین فیها ابدا ذلک الفوز العظیم» [۹] (توبه – ۱۰۰) فاطمه قطعاً از سابقین مهاجر است. بعد از سال نهم بعثت یا عام الحزن پیامبر که خدیجه سلام الله علیها و ابوطالب علیه السلام از دنیا رفتند فاطمه سلام الله علیها است و پیامبر و سختی آزار و اذیت و فشار قریش. تاریخ ثبت کرده دختری که دوان دوان به طرف پدرش میرفت تا فضولات شتر که بر سر او ریخته اند را تمیز کند، فاطمه بود. [۱۰] تا زمان هجرت پیامبر تنها زنی که در خانه پیامبر نقش نگهداری و تقویت روحیه و آرامش بخشی به پدر را به عهده دارد، فاطمه است.
از امام صادق نقل است که: «اگر علی خلق نشده بود کفوی برای فاطمه در روی زمین نبود» [۱۱] کفویت این دو کفویت ایمانی است، تجلی این ایمان فاطمه را صدیقه و زهرا و محدثه کرده است. در روایتی که از سلمان و عمار نقل شده آمده که وقتی حضرت صدیقه سلام الله علیها به امیرالمؤمنین فرمودند من می توانم از آنچه که بوده و آنچه که هست و آنچه واقع خواهد شد تا قیامت به تو خبر دهم و امام این مطلب را به پیامبر اطلاع دادند، پیامبر فرمودند: «این را بدان که نور فاطمه از نور من است» و در آخر حدیث استدلال کردند به این عبارت که «المؤمن ینظر بنورالله» [۱۲] به عبارتی تمام این علم را حاصل ایمان دانستند. بنابراین کسانی که می خواهند از فاطمه پیروی کنند باید به ایمان و حقایق ایمانی بیندیشند و تلاش کنند به لوازم ایمان صادقه عمل کنند.

فاطمه سلام الله علیها ذاکره است
در تاریخ نوشته اند که وقتی فشار کارهای منزل زهرا را به سختی انداخته بود، امیرالمؤمنین پیشنهاد کردند که با مشورت پیامبر کمک کاری به خانه بیاید. اما پیامبر به دلیل فشاری که مسلمانان تحمیل می کردند به زهرا تسبیحات آموزش دادند و فاطمه از این پیشنهاد خشنود شد و سه بار گفت از خدا و رسول راضی گشتم. به فرموده امام صادق علیه السلام [۱۳] تسبیحات زهرا مصداق ذکر کثیر در آیه شریفه: «یا ایها الذین امنوا اذکرو الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکره و اصیلا» [۱۴] (احزاب ۴۱) می باشد. امام صادق علیه السلام در باره این تسبیحات می فرماید: «خداوند به چیزی بالاتر از تسبیح فاطمه تمجید نشده و اگر چیزی بالاتر از آن وجود داشت پیامبر اکرم آن را به فاطمه می بخشید.» [۱۵] و می فرمایند که «ما بچه های کوچک خود را همانطور که به نماز امر می کنیم به تسبیحات فاطمه سلام الله علیها امر می کنیم … هر کس آن را ملازمت کند از شقاوت رهایی می یابد.» [۱۶]

فاطمه سلام الله علیها صدیقه است
از امام صادق علیه السلام سئوال شد: «چه کسی حضرت فاطمه سلام الله علیها را غسل داد؟ فرمودند: «فاطمه را علی غسل داد چرا که فاطمه صدیقه بود و صدیقه را باید شخص صدیق غسل دهد.» [۱۷] صدق به معنای راستگویی از امهات فضائل اخلاقی است و از امیرالمؤمنین نقل شده است که فرمودند:
«بنده ای مزه ایمان را نچشد تا دروغ را وانهد چه شوخی باشد و چه جدی» [۱۸] راستگویی کلید نجات و دروغ ویران کننده ایمان دانسته شده است. و از ویژگی های متقی صدق منطق است. اما این مرتبه با همه اهمیتش مقدمه است از پیامبر نقل شده که فرمودند: «بنده پیوسته راست گوید تا خدا او را صدیق نویسد [۱۹]». مرتبه صدق لسانی تحقیقا در عالی ترین صورتش در حضرت زهرا سلام الله علیها متحقق بوده و گواه آن روایات متعدد که در کتب شیعه و سنی ضبط است از جمله روایت مشهور عایشه که فاطمه راستگوترین افراد بود و یا اینکه «کسی جز پیامبر راستگوتر از فاطمه نیست.» [۲۰] آن صدقی که به زهرا اطلاق می شود صدق به معنای تطابق تام بین عمل و اعتقاد است. انسانی که به خدا و قیامت و آسمانی بودن پیام رسول ایمان آورده باید تلاش کند به لوازم ایمان خویش عمل کند به هر میزانی عمل کند به همان میزان به مرتبه صدق در ایمان نزدیک می شود. اگر کسی به همه لوازم باورهایش عمل کند و هیچ تفاوتی بین اعتقادات و عملش وجود نداشته باشد چنین فردی به نهایت صدق رسیده و به همین دلیل صدیقه درباره حضرت زهرا سلام الله علیها در روایات به عصمت تعبیر شده است.

فاطمه در همه حق های جامعه اش محور است
نکته شگفت انگیز در زندگی اسوه های دینی جمع اوصاف بعضا متضاد است وقتی از عبادت و تسبیح و مقام صدق و تحدیث حضرت زهرا سلام الله علیها سخن گفته می شود به ذهن متبادر می گردد که صاحب این فضائل حتماً باید دیرنشینی خلوت گزیده باشد که خود را وقف پرورش روح و کسب معنویات کرده و در نهایت به این کمالات رسیده است. حتی وقتی از مریم و مقامش گفته می شود همه می دانند مریم به نذر مادرش وقف معید بود. اما فاطمه محدثه، عابده و صدیقه است و تمام این مقامات را در عین حضور فعال در درگیری های اجتماعی جبهه حق و باطل کسب کرده است. پیامبر در مدینه در رأس یک قدرت سیاسی است با تمام لوازم یک حکومت و دخترش زهرا سلام الله علیها در کنار پدر و همراه او. فاطمه سلام الله علیها هیچ گاه فرصت دیرنشینی ند اشت. مشغله های پیامبر قبل از هجرت و مسائل اداره زندگی مشترک خانوادگی علاوه بر مسائل اجتماعی فاطمه سلام الله علیها را کاملاً فعال و پر کار به تصویر می کشد و یکی از بارزترین صحنه های حضور اجتماعی فاطمه، دفاع از حقی است که بعد از پدر نادیده گرفته شد. او به مسجد آمد و خود را معرفی کرد (انا فاطمه و ابی محمد) و خطبه ای خواند در اوج فصاحت و بلاغت و در عین حال آشکار کننده عمق معرفت دینی و علمی او. فاطمه سلام الله علیها احساس می کند باید از حقی دفاع کند او به قصد حادثه سازی و خودنمایی های جاهلانه در هیچ صحنه ای هیچ گاه حاضر نشد. غصب فدک توسط عمال خلیفه اول فرصتی را برای فاطمه فراهم می کند که آخرین اعلام خطر را در دور شدن از سنت و سیره پیامبر بنماید. او مانند یک رهبر آسمانی و آگاه و آینده نگر و دلسوز، مسائل جهان اسلام را تحلیل می کند. نیت های پشت پرده و کینه های پنهان سر باز کرده، خطر فرصت طلبان منافق و مشرکین به ظاهر مسلمان شده و اجتهاد در مقابل نص و دور شدن از اطاعت پیامبر را گوشزد می کند و فریاد بر می آورد:
«چون خدای تعالی همسایگی پیغمبران را برای رسول خویش گزید، دورویی آشکار شد و کالای دین بی خریدار. هر گمراهی دعویدار و هر گمنامی سالار. هر یاوه گویی در کوی و برزن در پی گرمی بازار. شیطان از کمینگاه خود سر بر آورد و شما را بخود دعوت کرد و دید چه زود سخنش را شنیدید و سبک در پی او دویدید و در دام فریبش خزیدید و بآواز او رقصیدید. هنوز دو روزی از مرگ پیغمبرتان نگذشته و سوز سینه ما خاموش نگشته، آنچه نبایست، کردید و آنچه از آنتان نبود بردید و بدعتی بزرگ پدید آوردید. به گمان خود خواستید فتنه برنخیزد و خنوی نریزد، اما در آتش فتنه افتادید. و آنچه کشتید بیاد دادید. که دوزخ جای کافران است. و منزلگاه بدکاران. شما کجا و فتنه خواباندن کجا؟ دروغ می گویید! و راهی جز راه حق می پویید! و گرنه این کتاب خداست میان شما! نشانه هایش بی کم و کاست هویدا. امر و نهی آن روشن و آشکار.»
هر منصفی حکم خواهد کرد که این سخنان فراتر از طلب فدک است. فاطمه تحلیلی دقیق از تحولات صحابه بعد از رحلت پیامبر دارد و رد پاهای انحراف افکار را به خوبی نشان می دهد. در میان مخاطبان اصلی سخن، به نظر نمی رسد کسی بوده باشد که منظور فاطمه سلام الله علیها را از بدعت پدید آمده در نیافته باشد. مگر تعجیل در بیعت در سقیفه و اعلام شتابزده گرفتن بیعت در مسجد پیامبر، با بهانه خواباندن فتنه فرضی نبود. فاطمه فتنه را تغییر جهت امامت به خلافت می داند و می گوید فتنه آن چیزی است که در آن واقع شدید نه آن چه که به خیال خود می خواستید از آن جلوگیری کنید. آن فتنه فرضی بهانه ای برای کسب قدرت است و شما اگر به خودتان مراجعه کنید دروغ بردن آن را می فهمید. [۲۱]

نتیجه
مطالعه و دقت در سیره عملی صدیقه طاهره سلام الله علیها نکات اساسی خط سیر انسانی را که می خواهد از حضیض خاک به فراخنای ملکوت برسد ترسیم می کند. فاطمه سلام الله علیها زنی است که ایفاگر تمام نقش های حیات دنیوی یک زن، تجسم عینی آرمان های شریعت خاتم و ملاک و معیار تام فضیلت است. همه کسانی که پیش فرض های معقول و مقبول معرفت شناسی، جهان شناسی و انسان شناسی دینی را پذیرفته اند با تاسی به محبوبه رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم راه هدایت را آسان آسان طی می کنند.
به نظر می رسد که اگر جامعه دینی بخواهد راه الگوگیری انسان امروز از فاطمه زهرا سلام الله علیها را هموار کند چاره ای ندارد جز اینکه تلاش کند تا نگاه دنیا مدارانه به مفاهیم اساسی سعادت و کمال را تغییر داده و با مبانی انسان شناسی قرآنی همسو نماید. انسان گرفتار در بینش مادی گرایانه با تکیه بر عقلانیت سودگرا نمی تواند افقهای سیر حرکت کمالی را دریابد. کسانی می توانند به فاطمه سلام الله علیها اقتداء کنند که خط سیر حرکت کمالی انسان را به گونه ای بشناسند که او می شناخت. پیام اساسی زندگی حضرت زهرا سلام الله علیها این است که ایمان خالصانه به اسلام و التزام عملی به لوازم آن تنها راه تضمین شده و مطمئن صعود معنوی انسان به قله ای است که فاطمه سلام الله علیها خود بر اوج آن می درخشد.

[۱] منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه، حبیب الله خوبی، الجزء الحادی عشر ص ۳۱۸-۳۲۰
[۲] علامه طباطبائی
[۳] بگو از شما اجری جز مودت خویشانم را نمی خواهم (_شوری

سید نورالدین بنی طباء

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *