ترجمه خطبه حضرت زهرا (س) – شکایت به امیرالمؤمنین

سپس فاطمه زهرا علیهاالسلام بسوی خانه مراجعت نمود در حالی که امیرالمؤمنین علیهالسلام انتظار بازگشت حضرت را میکشید و منتظر از راه رسیدن آن بانو بود. چون حضرت
[ صفحه ۲۶۲]نزد امیرالمؤمنین علیهالسلام رسیدند و وارد خانه شدند خطاب به امیرالمؤمنین علیهالسلام عرض کردند:
ای پسر ابوطالب! آیا مانند جنین نشستهای، و مثل اشخاص متهم در خانه جای گرفتهای؟ تو بالهای بازان شکاری را میشکستی، و اکنون پرِ پرندگان بی بال و پر بر تو تأثیر کرده است؟!
این پسر ابوقحافه است که با قهر و غلبه بخشش پدرم و ذخیرهی دو پسرم را میگیرد. او با جدیت تمام به مبارزهی من برخاسته، و او را با دشمنی هر چه بیشتر در مقابل صحبتهایم یافتم. تا آنکه انصار یاری خود را و مهاجران کمکشان را از من باز داشتند و چشمانشان را در یاری من بستند، و در نتیجه نه دفاع کنندهای هست و نه منع کنندهای!
با سینهای پر از خشم که فرو خورده بودم از منزل خارج شدم، و با خواری به خانه بازگشتم. روی خود را به ذلت افکندی هنگامی که صلابتت را سست نمودی. تو گرگان را از هم میدریدی، ولی اکنون خاک را فرش خود قرار دادهای! نه گویندهای را از کلام بازداشتی و نه از باطلی منع نمودی، و من اختیاری از خود ندارم.
ای کاش قبل از این لحظه و قبل از خواریم میمُردم. عذر من به درگاه خداوند همین بس که ابوبکر متجاوز بود و من میخواستم از تو حمایت کرده باشم. ای وای بر من در هر صبحگاه! و وای بر من در هر شامگاه! تکیهگاهها از بین رفت و بازو سست گردید. شکایت خود را به پدرم مینمایم، و انتقام از ستم آنان را از خداوند میخواهم. خداوندا! تو در قدرت و قوت بر منع از آنان قویتر هستی و عذاب و عقوبت تو سختتر است.
[ صفحه ۲۶۳]برگرفته از کتاب اسرار فدک نوشته: محمد باقر انصاری

روبات عترت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *