تناقض در گفته و عمل غاصبین فدک

مطالب مربوط به جواب غاصبین فدک در بخشهای گذشته ذکر شد. گذشته از اینها دوگونه گیهای واضحی در سخنان و عمل آنان بچشم میخورد که دانستن آن برای مدافعان فدک لازم است:
[ صفحه ۲۸۷]۱٫ چند گونهگی در حدیث جعلی. حدیث «النبی لایورث» که بعنوان پشتوانهی غصب فدک جعل شده بود در گفتههای غاصبین به صورتهای مختلف نقل شده است. گاهی به دو کلمه اکتفا شده و گاهی پسوند مفصلی به آن اضافه شده، و گاهی قالب کلام دیگر گونه است. باید هم چنین باشد چرا که وقتی اصل مطلب جعلی شد اضافه و کم کردن بر آن جز زیاده بر جعل چیزی دیگر نخواهد بود.
گاهی میگفتند: «پیامبران ارث نمیگذارند». گاهی اضافه میکردند که: «پیامبران علم و حکمت و نبوت را به ارث میگذارند». گاهی اضافهی دیگری هم بمیان میآمد که: «آنچه از او باقی بماند صدقه است»، و گاهی سخن اول را فراموش میکردند و به نفع خود آنرا تغییر میدادند که: «هر چه از او بماند در اختیار ولی امر است که هر گونه میخواهد به مصرف برساند»! [۶۴۰] .
همچنین در شکل نقل گاهی ابوبکر آنرا ادعا میکرد که از پیامبر صلی الله علیه و آله شنیده است و گاهی به عایشه نسبت میداد که او شنیده است. گاهی عمر شاهد ابوبکر بود و گاهی عایشه و حفصه را شاهد میآورد. بهرحال این تناقضات بخاطر این بود که اصل مطلب کذب محض بود و برای منافع خاصی که در نظر داشتند جعل شده بود، و به اقتضای منافع به آن زیاد و کم میکردند.
۲٫ ابوبکر سخن جابر را دربارهی اموال بحرین بدون شاهد قبول کرد ولی سخن فاطمه علیهاالسلام را دربارهی فدک قبول نکرد و شاهدان او را هم نپذیرفت! حضرت زهرا علیهاالسلام در سخنانش صریحاً به این مسئله اشاره کرد و آنان را زیر سؤال برد. [۶۴۱] .
[ صفحه ۲۸۸]۳٫ ابوبکر که در مقابل کلام فاطمه علیهاالسلام تسلیم شد و نوشتهای مبنی بر بازگرداندن فدک نوشت و به آنحضرت داد، در واقع حدیث جعلی خود را نقض کرد و آنگاه که عمر نوشتهی ابوبکر را محو و پاره کرد نقضی بر نقض اول انجام داد. [۶۴۲] .
۴٫ خانهی پیامبر صلی الله علیه و آله را ارث پیامبر حساب کردند و به عایشه که همسر پیامبر صلی الله علیه و آله بود دادند تا بعدها ابوبکر و عمر در آنجا دفن شوند، و در همین حال ارث را از فاطمه علیهاالسلام دختر پیامبر صلی الله علیه و آله ممنوع دانستند.
۵٫ عایشه و حفصه که در حدیث «النبی لا یورث» شاهد ابوبکر بودند، در زمان عثمان برای طلب ارث پیامبر صلی الله علیه و آله نزد او آمدند!
عثمان که خود از طرفداران غصب فدک و در متن ماجرا بود خطاب به عایشه که برای طلب ارث پیامبر صلی الله علیه و آله نزد او آمده بود گفت: «آیا تو نبودی که با مالک بن اوس نصری شهادت دادید که «پیامبر ارث نمیگذارد» و حق فاطمه را مانع شدید؟ چگونه امروز از من میراث پیامبر را میخواهید»؟! [۶۴۳] .
۶٫ عمر وقتی به حکومت رسید فدک را به وارثان پیامبر صلی الله علیه و آله باز گرداند، و عباس با امیرالمؤمنین علیهالسلام بر سر آن اختلاف نمود. حضرت فرمود: «پیامبر صلی الله علیه و آله آن را در زمان حیاتش به فاطمه داد»، ولی عباس قبول نمیکرد و میگفت: «ملک پیامبر صلی الله علیه و آله است و من وارث اویم». [۶۴۴] .
این ضد و نقیض گویی عمر و بالاتر از آن تناقض در عمل است که حل و فصل را به قیامت میگذارد تا حساب یکسره شود.
[ صفحه ۲۸۹]۷٫ عثمان بار دیگر فدک را بنام مروان بن حکم به ثبت رسانید، و با این کار خود یکبار دیگر کار عمر را نقض کرد. [۶۴۵] .
از این گونه تناقضات دربارهی فدک زیاد است، و این چند مورد بعنوان مثال ذکر شد.
برگرفته از کتاب اسرار فدک نوشته: محمد باقر انصاری

روبات عترت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *