حذیفه و فاطمه زهرا (س)

حذیفه از یاران و همراهان دخت آفتاب، فاطمه زهرا (س) بود که افتخار والای نقل احادیث از رسول خدا (ص) را نصیب خود کرده بود؛ روایاتی که درباره شیوه برخورد پیامبر اکرم (ص) با فرزند دلبند خود زهرای مرضیه بود و هر یک چونان چلچراغی همیشه روشن، دلها و دیدهها را پر از نور معرفت و ارادت میکرد.
از حذیفه روایت شده است:
«رسول خدا (ص) نمیخوابید مگر پس از آن که بر پهنای صورت فاطمه و دستانش بوسه میزد.»(۱)
در حدیثی دیگر ـ که عالمان اهل سنت با استناد به آن در آثار برجسته خود نقل کردهاند ـ حذیفه روایت کرده است که پیامبر اکرم (ص) فرمود:
«همانا فاطمه عفت و پاکدامنی خود را حفظ کرد، خداوند او و ذریّهاش را بر آتش حرام نمود.»(۲)
بیشک آشنایی با این صحابی والاگوهر با سخنانی اینچنین باعث پدید آمدن بوستانی از محبت و مودّت بیکران نسبت به زهرای عزیز شده بود بدانگونه که پس از وفات رسول اکرم (ص) حمایت حذیفه در صحنههای مختلف سیاسی اجتماعی برای لحظهای نیز تحت تاثیر تهدیدها و تطمیعهای حکومت غاصب قرار نگرفت و او همچون سلمان، ابوذر، مقداد و عمار پا به پای امیرمومنان و گوش به فرمان ان حضرت از بیعت خودداری کرد. به یقین تمام تلاشها و فداکاریهای حذیفه، برای فاطمه زهرا (س) آشکار بود و او به خوبی از اخلاص و عشق ورزی این صحابی وفادار آگاه بود، از این رو وی را از دوستان و محرمان اهل بیت ـ علیهم السلام ـ دانسته، در واپسین روزهای عمر خویش، رو به همسر مظلوم خود نمود و فرمود:
«اذا توفیّتُ لا تعلم احداً الّا… ابنیّ و العباس و سلمان و عمّار و المقداد و اباذر و حذیفه و لا تُدفنی الّا لیلاً و لا تُعلم قبری احداً»؛(۳)
آن هنگام که وفات کردم هیچ کس را آگاه مکن مگر دو فرزندم و عباس و سلمان و عمار و مقداد و اباذر و حذیفه را. و مرا غیر از شب دفن مکن و کسی را از این موضوع باخبر نساز.
——————————————————————————–
(۱) . شادمانی دل پیامبر (ص)، ص ۱۶۶، روایت ۱۰٫ ر.ک: احقاق الحق، ج ۱۰، ص ۱۸۵ و ۱۸۶٫
(۲) . همان، ص ۸۹۰٫ ر.ک: الغدیر، ج ۲، ص ۶۱ و ۶۲؛ الغارات (ترجمه)، ص ۳۷۴٫
(۳) . بیت الاحزان، ص ۱۷۶؛ دلائل الامامه طبری، ص ۴۴؛ صحیح بخاری، ج ۵، ص ۱۳۹؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۴۴۸؛ کفایه المطالب، ص ۲۲۵؛ سنن بیهقی، ج ۶، ص ۳۰۰؛ السیره الحلبیه، ج ۳، ص ۳۶۱؛ خلاصه تذهیب الکمال، ص ۴۲۵؛ مراه الجنان، ص ۶۱؛المصنّف، ج ۴، ص ۱۴۱ از نهج الحیاه، ص ۳۱۷ و ۳۱۸٫
برگرفته از کتاب الگوی ناب در نگاه دخت آفتاب نوشته آقای احمد لقمانی

روبات عترت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *