حضرت زهرا – ادا اجر رسالت شد در آن روزی که پشت در

ادا اجر رسالت شد درآن روزی که پشت در
عدو زد تازیانه هر کجا زد بوسه پیغمبر

تمام دشمنی ها جمع شد در ضربت سیلی
چنان سیلی به زهرا زد که نیلی شد رخ حیدر

به پشت در نهان شد چادر او تخته در شد
لگد بر چادر زهرا زد و ششماهه شد پرپر

زسوز ناله زهرا دل سنگ آب می گردید
علی بی تاب می گردید امان از حالت دختر

ز پشت اشکها می دید مادر دست و پا می زد
صدف بشکسته بود و غرق خون گردیده یک گوهر

صدا میزد بیا فضه بیا کشتند محسن را
ولی زینب صدا میزد چه شد مادر چه شد مادر

حسینش با حسن برخویش لرزیدند و نالیدند
غریبانه فرو بردند سرها را به زیر پر

به یک سو ریسمان درگردن باباودر یکسو
فتاده بر زمین مادر نمی نالد ولی دیگر

نمی دانم چه گوید از حدیث سینه سوزان
بیا یابن الحسن مسمار درب خانه را بنگر

بیا آن هردو اهریمن ز خاک تیره بیرون کن
فقط تنها تومی دانی چه او را آمده برسر

روبات عترت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *