حضرت زهرا (س)، برترین سند افتخار

حضرت زهرا (س)، برترین سند افتخار

در چشمان نافذ و حق‏بین‏اش اقیانوس بی‏کرانه‏ی دانش و بینش به گستره‏ی تاریخ فرهنگ‏ها و بعثت‏ها موج می‏زد و در سراسر سازمان وجودش روح یقین و جان ایمان و اخلاص جاری بود.
ناگواری‏ها و مشکلات راه تعالی را با اکسیر آگاهی و درایت و با سلاح فرزانگی و خردورزی و دانشوری و اندیشه‏ی ژرف از سر راه کنار می‏زد و یا هضم و نرم و هنجار می‏نمود و رفعت دانش و اوج والایی و شکوه همه جانبه را با گستره‏ی وجودی و تواضع و فروتنی در سازمان وجود خویشتن و در کنار هم جای می‏داد.
جان شیفته‏اش تنها با یاد خدا، عبادت و نیایش با او آرام می‏گرفت و روح تشنه و شیدایش با زلال وحی که بر قلب مصفای پدرش محمد فرود می‏آمد سیراب می‏گشت، و بدین سان بود که آموزگار ارزش‏ها شد و سند طهارت و قداست و پاکی و شکوه همه جانبه‏ی او را فرشته وحی از آسمان فرود آورد و در تابلوی زیبای قرآن در چشم‏انداز عصرها و نسل‏ها قرار داد.
مفسران و محدثان و رهروان راه خاندان وحی و رسالت بر این باورند که: روزی پیشوای گرانقدر توحید وارد خانه‏ی دخت گرانمایه‏اش فاطمه علیهاالسلام شد و مهین بانوی اسلام و شوی گرانقدر و دو نور دیده‏اش حسن و حسین را نزد خویش گرد آورد، گویی به فرمان خدا بر آن بود که آنان را نزد خویش فراخوانده و به طور روشن و کامل مشخص سازد که خاندان او و ادامه‏دهنده‏ی راستین راه او کیانند تا مبادا فردا و فرداها دیگران خویشتن را در شمار خاندان او جا زنند و سیره و روش عادلانه و توحیدی او را خدشه‏دار و یا ابزار قدرت و سلطه سازند.هنگامی که آن چهار اختر تابناک عصمت و طهارت و آن چهار منبع نور و سرچشمه فیض و برکت در کنار خورشید جهان‏افروز وجود پیامبر، زیر «کساء» گرد آمدند، به ناگاه فرشته‏ی وحی فرود آمد و این آیه‏ی شریفه را به ارمغان آورد:
«انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا» [۱] .
«هان ای خاندان رسالت! خدا می‏خواهد پلیدی و ناپسندی را از شما دور ساخته و شما را آن گونه که شایسته و بایسته است، پاک و پاکیزه سازد.»
و بدین سان با آمدن این موهبت ویژه بر پیامبر گرامی، حقیقت نورانی و سیمای ملکوتی آن گوهرهای ناب و پاک و نایاب، از جمله مام گرانمایه‏ی فضیلت و تقوا فاطمه علیهاالسلام، که محور و مرکز این خاندان سرفراز و پرافتخار است، آشکار شد و اشعه‏ی تابناک این اختران فروزان آسمان قرآن درخشیدن گرفت و روشن شد که شریف‏ترین و گرانمایه‏ترین‏های جهان هستی، این پنج منبع و سرچشمه‏ی نور و روشنایی و کمال و جمالند. اینانند که در زیر آسمان نیلگون برترین‏هایند و اینان هستند که معیار حق و باطل، میزان درستی و نادرستی و الگوی عدالت و آزادی و ارزش‏های انسانی‏اند و بس.
در این مورد دلایل بی‏شمار است، از جمله:
الف: پس از فرود آمدن فرشته‏ی وحی و آوردن این ارمغان بزرگ الهی، پیامبر گرامی که دریافت دارنده‏ی وحی و آموزگار آن است، بارها و بارها به مناسبتهای گوناگون به این واقعیت تصریح فرمود که آیه‏ی تطهیر تنها در مورد دخت گرانمایه‏اش فاطمه و همتای زندگی‏اش امیرمومنان و دو نور دیده‏اش حسن و حسین و خود پیامبر است و بس. برای نمونه:
۱- پس از فرود فرشته‏ی وحی و نزول آیه‏ی شریفه، پیامبر در حالی که خاندانش را گرد آورده بود و دست بر شانه‏ی امیرمومنان و فاطمه و حسن و حسین داشت، رو به آسمان کرد و نیایشگرانه فرمود:
«اللهم هولاء اهل‏بیتی و خاصتی فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا.» [۲] .
«بار خدایا! اینان خاندان من هستند، از این رو گرد پلیدی و ناپاکی را از آنان و آسمان زندگی‏شان دور ساز و آنان را آن‏گونه که خود می‏پسندی، پاک و پاکیزه گردان.»
۲- و نیز از آن گرامی آورده‏اند که در همان حال که دست بر شانه‏های فاطمه و شوی گرانقدر و دو فرزندش نهاده بود، افزود:
«اللهم ان هولاء آل محمد فاجعل صلواتک و برکاتک علی محمد و علی آل محمد انک حمید مجید.» [۳] .
«بار خدایا! به راستی که اینان خاندان پیامبرت «محمد» هستند، پس درودها و برکات خویش را بر محمد و بر خاندان او فروفرست که تو در خور ستایش و بزرگواری هستی.»
ب: پیشوای بزرگ توحید افزون بر مشخص ساختن آن شایسته‏ترین‏های گیتی به صورت گرد آوردن در زیر «کسا» و تصریح به این حقیقت به مناسبت‏های گوناگون، باز هم برای روشن ساختن این واقعیت آشکار دست به کار حکیمانه و جالبی زد و آن این بود که پس از فرود آمدن این آیه‏ی شریفه تا پایان عمر ظاهری‏اش هر روز به هنگام طلوع فجر و سپیده سحر که به سوی مسجد حرکت می‏کرد، در برابر خانه‏ی سالار بانوان بهشت می‏ایستاد و با صدای رسا ندا می‏داد که:
«الصلوه، الصلوه، اهل البیت، انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس…» [۴] .
«نماز! نماز! هان ای خاندان وحی و رسالت!…»
که این کار حکیمانه و جالب پیامبر را برخی شش ماه ناظر بوده و گزارش کرده‏اند و برخی نه ماه و برخی که ساکن مدینه بوده و همیشه ناظر بوده‏اند، تا رحلت آن حضرت نظاره نموده و گزارش کرده‏اند. [۵] .
احمد بن حنبل یکی از پیشوایان اهل سنت در مسند خویش آورده است که شش‏ماه پس از فرود آمدن این آیه‏ی شریفه و این سند افتخار و برتری خاندان پیامبر، آن حضرت هر روز صبح که به هنگام نماز بامدادی از برابر خانه‏ی دخترش عبور می‏کرد، می‏ایستاد و با صدای رسا و بلند می‏فرمود: الصلوه، الصلوه، یا اهل البیت!…
نماز! نماز! هان ای خاندان رسالت!…» و آن‏گاه آیه‏ی شریفه را تلاوت می‏فرمود که:
«انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت…»
و دانشمند دیگر اهل سنت در کتاب خویش آورده است که پیامبر گرامی هر سپیده سحر و هر طلوع فجر که برای نماز به مسجد می‏رفت، در برابر خانه‏ی دخت ارجمندش می‏ایستاد و ضمن تلاوت آیه‏ی شریفه «تطهیر» می‏فرمود:
«الصلوه، الصلوه، یا اهل البیت!…»
«نماز! نماز! ای خاندان رسالت!…» و این کار فراتر از نه ماه ادامه داشت.خاطر نشان می‏گردد که این روایت از سیصد تن از یاران پیامبر گزارش شده‏است [۶] و یکی از دانشمندان بزرگ اهل سنت این روایات را به طرق متعدد از راویان مختلفی گرد آورده است. [۷] .
ج: خود زنان شایسته و پرواپیشه پیامبر بارها تصریح کردند که آیه‏ی شریفه «تطهیر» نه در مورد همسران پیامبر، که درباره‏ی دخت ارجمند او و همتای گرانقدرش، امیرمومنان، و دو گل بوستان او حسن و حسین علیهم‏السلام به همراه پیامبر است. از جمله:
۱- از «ام‏سلمه» آن بانوی درست‏اندیش و بااخلاص که همسر پیامبر و ناظر بر جریان بود و خود فرود آیه‏ی شریفه و تلاوت آن به وسیله‏ی پیامبر و دعا و نیایش آن حضرت و گرد آمدن آن پنج وجود گرانمایه در زیر «کسا» را می‏نگریست،آورده‏اند که:
من هم شوق‏زده گام به پیش نهادم و از پیامبر اجازه خواستم تا در کنار آن اختران تابناک قرار گیرم و از انوار معنوی آنان بهره‏ور گردم که پیامبر مهر و رحمت به من اجازه نداد و در حالی که دامن «کسا» را جمع می‏کرد، فرمود:
«انک علی خیر.» [۸] .
«تو عنصر نیکو رفتاری هستی و بر راه درست گام سپرده‏ای اما به این حریم راه نداری.»
۲- و نیز از «عایشه» آورده‏اند که در غروب زندگی‏اش ضمن تاسف از مخالفت با خاندان وحی و رسالت و دخالت در جنگ «جمل» گفت: فاطمه محبوب‏ترین انسانها نزد پیامبر بود و همین گونه همتای زندگی او امیرمومنان؛ من خود دیدم که پیامبر آن دو و حسن و حسین (علیهم‏السلام) را در زیر «کسا» گرد آورد و آنگاه فرمود:
«اللهم هولاء اهل‏بیتی و حامتی فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا.»
«بار خدایا! اینان خاندان و حامیان راستین من و راه و رسم من هستند، پس پلیدی و آلودگی‏ها را از آنان و آسمان زندگی‏شان دور ساز.»
آن‏گاه می‏افزاید: من نیز پیش رفتم و گفتم:
«یا رسول‏الله، ا نا من اهلک؟»
من هم از خاندان تو هستم و جزء اینان؟
که فرمود: «دور شو، تو بر نیکی هستی اما از اینان نمی‏باشی. «تنحی فانک الی الخیر.» [۹] .
د: امیرمومنان و دیگر پیشوایان نور بدین واقعیت تصریح کرده و به مناسبت‏های گوناگون و بحث و گفتگوها آن را فرود آمده در شان همان پنج نور پاک دانسته و خود را از آن خاندان شمره‏اند.
برای نمونه:
امیرمومنان در برابر انبوهی از مردم در گفتگو با ابوبکر فرمود:
«ا تقر کتاب الله؟»
«آیا قرآن را آن‏گونه که شایسته است می‏خوانی؟»
او پاسخ داد: آری!
پرسید: «از سخن آفریدگار هستی و از آیه‏ی شریفه «تطهیر» سخن بگو و بگو در مورد چه کسانی فرود آمده است؟ در مورد ما یا دیگران؟»
«اخبرنی عن قول الله… انما یرید الله… فیمن نزلت؟ فینا او فی غیرنا؟»ابوبکر پاسخ داد در مورد شما و نه دیگران. [۱۰] .
ه: انبوهی از یاران پیامبر خود این واقعیت را بارها از پیامبر شنیده و روایت کرده‏اند.
علامه امینی در این مورد آورده است که: تمام صحابه و تابعین در این مورد همرای و همسخن هستند که آیه‏ی شریفه‏ی تطهیر در شان پنج نور مقدس است و تنها «عکرمه» است که داستان سیاق آیات از او نقل شده است.
و آن‏گاه مشخصات سیصد تن از کسانی را که این واقعیت را نقل کرده‏اند بر شمرده است. [۱۱] .
ز: و دیگر اینکه دانشمندان و محدثان و مفسران پس از تحقیق گسترده در انبوه روایات همگی بر آنند که آیه‏ی شریفه در مورد پیامبر و دخت گرانمایه‏ی او و امیرمومنان و دو ریحانه‏ی بوستان اوست و چون در مورد شان نزول آیه، سخن صریح و معتبری از پیشوای گرانقدر توحید موجود است، باید تابع نص بود.
با این بیان، «اهل‏بیت» در آیه‏ی شریفه همان گونه که تحقیقات گسترده و دامنه‏دار مفسران، محدثان، سیره‏نویسان و دانشوران علوم اسلامی نشان می‏دهد، پنج سرچشمه‏ی نور و همان پنج منبع برکت و رحمت و همان پنج اختر تابناکند؛ و آنان عبارتند از:
فاطمه و پدر گرانقدرش،
فاطمه و شوی پرفضیلتش،
فاطمه و دو فرزند گرانمایه‏اش.
و این نیز پرتوی از شکوه و معنویت فاطمه و سیمای ملکوتی او در قرآن را نشانگر است.
[۱] سوره‏ی احزاب، آیه‏ی ۳۳٫
[۲] شواهد التنزیل، ج ۲، ص ۳۲٫
[۳] الدر المنثور، ذیل آیه‏ی مورد بحث.
[۴] شواهدالتنزیل، ج ۲، ص ۱۱٫
[۵] شواهد التنزیل، ج ۲، ص ۲۹٫
[۶] الاسلام و الشیعه، محمود شهابی، ج ۱، ص ۲۲۳٫
[۷] شواهد التنزیل، ج ۲، ص ۳۲٫
[۸] مجمع البیان، ذیل آیه‏ی شریفه.
[۹] مجمع البیان، ذیل آیه‏ی شریفه.
[۱۰] فاطمه الزهرا من المهد الی اللحد، ص ۷۲٫
[۱۱] فاطمه الزهرا من المهد الی اللحد، ص ۳۰٫

سید نورالدین بنی طباء

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *