حضرت فاطمه و مطالبه فدک

بخاری در صحیح خود، جزء پنجم (ص ۱۷۷) در کتاب مغازی، باب غزوه خیبر گفته است: از عروه از عایشه روایت شده که فاطمه دخت پیامبر صلی اللَّه علیه و آله شخصی را نزد ابوبکر فرستاد و میراث خود از پدرش را که در مدینه و فدک به او داده بود و نیز از خمس خیبر مطالبه کرد. پس ابوبکر گفت که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله گفته است «آنچه را به ارث میگذاریم صدقه است و آل محمد از این مال میخورند… تا آنجا که بخاری میگوید ابوبکر از اینکه چیزی به فاطمه تحویل دهد، خودداری کرد. پس فاطمه از ابوبکر در این مورد ناراحت شد و تا وقتی که وفات یافت، با او سخنی نگفت و پس از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله شش ماه زندگی کرد و هنگامی که وفات یافت، همسرش علی، وی را شبانه به خاک سپرد و خود بر او نماز گذارد و در مورد وی ابوبکر را مطلع نساخت».
مسلم نیز در صحیح خود، عین واقعه را با تغییر اندکی در الفاظ نقل کرده، میگوید: «فاطمه خشمگین شد»، بجای ناراحت شد. [۱۱۳] .
از این دو روایت و دیگر روایتها، مطالب زیر را نتیجه میگیریم:
اولا: این حادثه که میان حضرت فاطمه دخت پیامبر صلی اللَّه علیه و آله و خلیفه اول اتفاق افتاد، حقیقی است که نه تکذیب آن ممکن است و نه بیتوجهی نسبت به آن زیرا که در متن صحیحترین و مورد اعتمادترین کتابها نزد اهل سنت و جماعت، بلکه در کلیه منابع تاریخ و حدیث، بنحوی که بعدا بیان خواهد شد،
[ صفحه ۹۵]ثابت گردیده است.
ثانیا: حادثه اختلافی گذرا یا یک سوء تفاهم ساده نبوده بلکه مشکلی بزرگ است و این همان چیزی است که ما از کلمه «پس فاطمه از ابوبکر ناراحت شد» یا به تعبیر مسلم «پس فاطمه خشمگین شد» لمس میکنیم و خشم و ناراخت شدن، معنیشان یکی است و حاصل آن اینکه فاطمه به شدت بر ابوبکر خشمگین شد… علیرغم گفته خلیفه که پیامبر صلی اللَّه علیه و آله گفت «ما به ارث نمیگذاریم» ولی فاطمه خشمگین شد.
ثالثا: خشم حضرت زهرا همچنان که در شدت آن اندک نبوده، در مدتش نیز کوتاه نبوده است بلکه تا وفات آن حضرت ادامه داشته، و چنانچه بخاری به نقل عایشه میگوید: «پس، از او دوری گزید و تا هنگامی که درگذشت، با وی سخن نگفت» و آن معنی آشکاری است که حالت خشم و اختلاف تا وفات آن حضرت، و بلکه تا پس از آن نیز ادامه یافت تا آنجا که ابوبکر بر او نماز نگذارد و بنا به وصیت آن حضرت شبانه و مخفیانه به خاک سپرده شد، بشرحی که بیان خواهیم کرد.
رابعا: خشم حضرت زهرا تنها متوجه ابوبکر نبوده بلکه شامل خلیفه دوم نیز گردید بدلیل آنکه از وی به عنوان یکی از نمازگزاران سخنی به میان نیامده و ضمن بحث آشکار خواهد شد که موضعگیری ابوبکر و عمر یکی بوده یعنی موضعگیری حضرت زهرا نسبت به آن دو و موضع گیریشان. ابنقتیبه در تاریخ خود میگوید: «ابوبکر و عمر بر حضرت فاطمه وارد شدند و هنگامی که نزد وی نشستند، آن حضرت روی خود را از آنان به سوی دیوار، برگرداند… تا آنجا که میگوید: آیا اگر با شما حدیثی از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله بیان کنم آن را میشناسید و به آن عمل میکنید؟ گفتند: آری. گفت: شما را به خدا سوگند میدهم آیا از رسول
[ صفحه ۹۶]خدا صلی اللَّه علیه و آله نشنیدهاید که فرمود: خرسندی فاطمه از خرسندی من و خشم فاطمه از خشم من است، پس هر کس فاطمه دخترم را دوست بدارد، مرا دوست داشته و هر کس او را خشنود سازد مرا خشنود ساخته و هر کس او را به خشم آورد، مرا به خشم آورده باشد.
گفتند: آری، آن را از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله شنیدهایم، گفت: پس من خداوند و فرشتگانش را گواه میگیرم که شما مرا به خشم آوردید و مرا خشنود نساختید و اگر با پیامبر صلی اللَّه علیه و آله روبرو شدم، از شما نزد وی شکایت خواهم برد. سپس فرمود: به خدا که در هر نمازی که بخوانم، شما را نفرین خواهم کرد». [۱۱۴] .
همه این حقایق، دنیا را بر من تیره و تار ساخت… و به محض رسیدن به آنها، هزار و یک سوال بر ذهنم گذشت… نمیدانستم چه کنم و چگونه بیندیشم و به چه کسی پناه ببرم؟ وی پاره تن مصطفی، فاطمه صدیقه است، و من ناگهان میخوانم که وی پس از پدرش در حالت خشم بسر میبرد تا اینکه وفات یافت… چگونه و برای چه؟ طرف دیگری که حضرت زهرا بر او خشم گرفته بود، خلیفه اول بوده… صدیق، خلیل که رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله را بیش از خودش، دوست میداشت، آنگونه که به ما یاد داده بودند… چگونه با حضرت زهرا رفتاری دارد که او را به خشم میآورد؟
سوالها هر چه باشد و هرگونه که توجیه شوند، این فاطمه علیهاالسلام است آنگونه که لابهلای کتابها، بر دو خلیفه خشم گرفته، یافت شده است… و آنگونه که برای تو ای خواننده عزیر در فصول آینده بیان خواهم کرد و علیرغم همه موانع، تصیم گرفتم که جستجو و کاوش را ادامه دهم تا میان خود و حقایق، حجاب ترس یا هراس یا توجیه را قرار ندهیم و به راهی ادامه دادم که شاید در آغاز پر از
[ صفحه ۹۷]خار بوده ولی من به لطف برکات حضرت صدیقه طاهره، به ساحل یقین رسیدم، و همراه آن حضرت، که جانم فدایش باد، آغازی فاجعهآمیز و پایانی آمیخته با شیرینی ایمان و اوج معرفت داشت.
و با تو ای خواننده عزیز، قدم به قدم آغاز خواهم کرد و آغاز کنیم از بیان شخصیت حضرت فاطمه علیهاالسلام، از خلال فضیلتهای آن حضرت که وحی، آنها را با حروفی از نور نوشته و پیامبر صلی اللَّه علیه و آله با سخن راستینش بر آن تاجی نهاده و آن حضرت، راستگوی تصدیق شده است و کلمات آن حضرت درباره فاطمه معانی و دلالتهائی دارد که میکوشیم تا در این صفحات آنها را بررسی نماییم و بدون شک همه مناقب و فضایل وارده درباره حضرت زهرا را، نمیتوانیم بطور شامل بیان کنیم ولی تلاش خواهم کرد تا آنچه را که در این بحث به کار ما میآید، شرح دهیم و سپس بر حقایق پیرامون حضرت فاطمه علیهاالسلام آگاه میشویم که با نور و برکتش هدایت یافتم و از تاریکیهای جهل به سوی صحنه نور اهلبیت (ع) خارج شدم.
[ صفحه ۹۸]برگرفته از کتاب با نور فاطمه (س) من هدایت شدم نوشته آقای عبد المنعم حسن سودانی

روبات عترت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *