حُذیفه و رسول خدا (ص)

«حذیفه» فرزند «حُسَیل» از یاران برجسته رسول اکرم (ص) بود که چون با طایفه یمانیها پیمان داشته، به نام «یمان» شهرت یافته است. حذیفه در نخستین عامل تعلیم و تربیت، یعنی پدر و مادر و محیط خانواده، توفیقی چشمگیر داشت، زیرا فرزند شهید محسوب شده و پدر وی افزون بر آن که از نیکان زمان خود محسوب میشد، در سن کهنسالی و پیش از آن که مرگ گریبان او را گیرد، به شوق شهادت، رهسپار احد گردید و در رکاب پیامبر اسلام (ص) شهد شیرین شهادت را نصیب خود نمود.(۱)
حذیفه از مادری خردمند، فهیم و صاحب بینش نیز بهرهمند بود؛ بانویی که گلستان وجودش سرشار از «عطر محمدی» بود و برکات سیره و سخنان رسول اکرم (ص) را با تمام توان پذیرا بود به گونهای که گاه فرزند خود، حذیفه را به خاطر همنشینی اندک با آن حضرت سرزنش مینمود. یک بار که این ویژگی آن بانوی شیفته به گوش پیامبر (ص) رسید، آن حضرت در حق او دعا کرده و برای وی طلب آمرزش نمود.(۲)
مقام بس ارجمند این صحابی سپید سیرت چنان والا بود که همچون سلمان، ابوذر و مقداد دانسته میشد و در بین دیگر یاران هم پای سلمان در گفتگوهای نبوی بود.(۳)
رسول اسلام (ص) در نشست و برخاستهای خود با حذیفه احساس خاصی نسبت به او داشته، گاه دست خود را میگشود و حذیفه دست در دست آن حضرت مینهاد(۴) و گاهی نیز وی را از بهترین بندگان خوب خدا و روشنبینترین افراد میشمرد و میفرمود:
«حذیفه بن الیمان من اَصفیاء الرّحمن و اَبصَرُکُم»؛(۵)
حذیفه بن یمان از بندگان صاف و خالص خداوند و بصیرترین شماست.
اعتماد و اطمینان پیامبر (ص) به حذیفه جلوههای گوناگون داشت، زیرا آن حضرت پیش از نزول آیه عصمت ـ که در آن خداوند خود حافظ رسول (ص) خود دانسته شده بود ـ حذیفه را نگاهبان و محافظ مخصوص خویش قرار داده بود(۶) و در برهههای مختلف از او در امور جامعه کسب خبر مینمود.(۷)
روزی نیز، وی را با اسراری بس ارزشمند آگاه ساخته، منافقین را به او معرفی کرد و به دیگر اصحاب فرمود:
«اَعرَفَکُم بالمنافقین حُذیفَه بن الیَمان»؛(۸)
آشناترین شما با منافقان، حذیفه بن الیمان است.
افزون بر آن در زمانهای خاصی نیز حذیفه از رسول اکرم (ص) حوادث سخت و تلخ آینده را میشنید؛ نسبت به ظلمت و ضلالت آینده جامعه، پس از پیامبر (ص) آشنا میشد(۹) یا درباره فتنه جمل و جمل سوار نکته ها میشنید(۱۰) و آگاهیهای حیرتآور دیگری کسب میکرد.(۱۱)
این فضیلت کمنظیر در حذیفه باعث شده بود که برخی خلفا به هنگام حضور در مراسم تشییع یاران پیامبر (ص)، ابتدا از وی پرسش کرده، از حضور یا عدمحضور حذیفه آگاه میشدند، در صورت شنیدن پاسخ مثبت، شرکت میکردند!(۱۲) و حتی گاه پرسشهای فقهی خویش را که در پاسخ ناتوان میماندند، با این صحابی برجسته مطرح میکردند.(۱۳)
بصیرت سیاسی ـ فرهنگی حذیفه چنان چشمگیر بود که بسیاری از پدیدههای آینده جامعه در نگاه او روشن مینمود. از این رو چون عمر از او درباره پس از خود سخن گفت و پرسید:
به نظر تو، مردم چه کسی را بعد از من به امارت خواهند پذیرفت؟
حذیفه در پاسخ گفت:
به نظر من مردم کار خود را به عثمان بن عفان واگذار خواهند کرد!
استنباط حذیفه به طور کامل صحیح بود. چون بینش وی بیانگر دوستی قریش با عثمان بود، بدینخاطر در بین مشاوران خلیفه دوم، نظر حذیفه درست از کار درآمد.(۱۴)
زیرکی نظامی حذیفه فراز دیگری از زندگانی اوست که در نبردهای مختلف، به ویژه جنگ خندق بر همگان آشکار شد. هنگامی که تمام سپاه شرک دچار تندباد عذاب گشتند؛ خیمههای آنان از جا کنده شد و سوزش سردی هوا امان از یکایک آنها ربوده بود، و در آن سو طولانی شدن نبرد و محاصره مدینه، تاب و توان روحی از سپاه اسلام گرفته بود، حذیفه ماموریت یافت تا از سوی رسول خدا (ص) از لشکریان قریش خبری آورد.
او چون از مدینه و حصار شهر و خندق عبور کرده، وارد سپاه مشرکان گردید، در حالی که اوضاع نابسامان، سختی سرما و شکنجه الهی را بر آنان میدید، ناگاه، صدای ابوسفیان را شنید که آخرین سخن خود را برای فرار از دیار مسلمانان، با این نکته امنیتی آغاز کرد:
ای گروه قریش! هر کس نام رفیق خود را بپرسد، تا مبادا جاسوسی در میان ما باشد.
فراست و کیاست حذیفه در الهام رحمانی خداوند جلوهگر شد، از این رو بیدرنگ به افرادی که سمت راست و چپ خود بودند رو کرده پرسید: تو کیستی؟ و پس از شنیدن پاسخ سکوت کرد! اطرافیان که مطمئن شده بودند کسی در میانشان نیست، به گفتار ذلّت بار امیر خود درباره فرار از نبرد گوش فرا دادند و مدینه را ترک کردند.
حذیفه گوید: چون بازگشته، خدمت رسول خدا رسیدم، پس از فارغ شدن آن حضرت از نماز، خبر شادی بخش خود را بیان کردم و پیامبر عبای خود را گشود تا زیر آن رفته، اندکی از سوزش سرما رهایی یابم.(۱۵)
——————————————————————————–
(۱) . پیغمبر و یاران، آیت الله عالمی، ج ۱، ص ۶۰۹ و ۶۱۱٫ ر.ک: اسد الغابه، ج ۲، ص ۱۵؛ کامل، ص ۱۰۶؛ الایضاح، ص ۲۳۶٫
(۲) . سفینه البحار، حرف ح، حذیفه.
(۳) . الفضایل، ص ۱۵۹؛ الیقین فی امره امیر المومنین، ص ۳۸۸؛ مجمع الرجال، ج ۲، ص ۸۹٫
(۴) . الکافی، ج ۲، ص ۱۸۳؛ المسترشد، ص ۱۸۱؛ امالی شیخ طوسی، ج ۲، ص ۲۰۰؛ الیقین فی امره امیر المومنین (ع) ، ص ۳۸۸؛ المحجه البیضاء، ج ۳، ص ۳۲۱؛ الوافی، ج ۵، ص ۶۱۲؛ وسائل الشیعه، ج ۸، ص ۵۵۵٫
(۵) . الدرجات الرفیعه، ص ۳۸۴؛ روضه الواعظین، ص ۲۸۶؛ بحار الانوار، ج ۲۲، ص ۳۴۱ و ۳۴۲٫
(۶) . پیغمبر و یاران، ج ۱، ص ۶۰۱٫
(۷) . مدینه المعاجز، ج ۱، ص ۱۰۲؛ الذمعه الساکبه، ج ۲، ص ۹۵؛ بحار الانوار، ج ۳۹، ص ۱۸۶٫
(۸) . کامل بهایی، ج ۱، ص ۱۲۹؛ المحتضر، ص ۵۵؛ الطرائف، ص ۴۷۰؛ حدیقه الشیعه، ص ۳۲۰؛ غایه المرام، ج ۱، ص ۴۳۶٫
(۹) . مدینه المعاجز، ج ۱، ص ۱۲۳ و ۲۱۹؛ المسترشد، ص ۲۰۱؛ المناقب، ج ۲، ص ۲۶۸؛ ارشاد القلوب، ص ۷۰؛ بحار الانوار، ج ۴۱، ص ۳۱۲٫
(۱۰) . تنبیه الخواطر (مجموعه ورام) ص ۲۲۸؛ الصراط المستقیم، ج ۳، ص ۱۲؛ ارشاد القلوب، ص ۲۴۵٫
(۱۱) . المحجه البیضاء، ج ۷، ص ۳۸۷٫
(۱۲) . پیغمبر و یاران، ج ۱، ص ۶۱۰٫
(۱۳) . اثبات الهداه، ج ۲، ص ۳۲۴ و ۳۳۹٫ ر.ک: الغارات، ابراهیم بن محمد ثقفی، ترجمه عزیز الله عطاردی، ص ۸۲٫
(۱۴) . طبقات الکبری، ج ۳، ص ۳۳۳؛ از تاریخ تحول دولت و خلافت، ص ۱۱۴٫ نک: مروج الذهب، ج ۱ (ترجمه)، ص ۶۷۹ (فراز اطمینان خلیفه دوم به حذیفه در همراهی فرمانده سپاه به هنگام جنگ)
(۱۵) . پیغمبر و یاران، ج ۱، ص ۶۱۴ و ۶۱۵ از کامل، ج ۲، ص ۱۲۰؛ بحار الانوار، ج ۲۰، ص ۲۰۸٫
برگرفته از کتاب الگوی ناب در نگاه دخت آفتاب نوشته آقای احمد لقمانی

روبات عترت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *