خلاصه زندگی ابوذر غفاری

ابوذر صحابی صالح، صادق، شور آفرین و پرتوان در تمامی صحنههاست که از آغاز پذیرش اسلام تا آخرین لحظه حیات، اندکی در حقگویی، ستمستیزی و یاری نبوت و ولایت کوتاهی نکرد و لحظهای تردید به خود راه نداد. او سه سال پیش از بعثت رسول اکرم صلی خدا را میپرستید و پس از رسالت آن حضرت، چهارمین یا پنجمین نفر از ایمان آورندگان بود، از این رو در زمره «سابقتین در اسلام» محسوب میشد.(۱)
اباذر نخستین کسی بود که ایمان خویش را در مکه آشکار کرد و با ویژگی خاص خود، باور توحیدی خویش را در کنار کعبه به گوش همگان رساند.(۲)
رسول خدا (ص) او را میستود و میفرمود: «رحمت خداوند بر تو باد ای اباذر! به راستی که تو تنها زندگی میکنی، تنها میمیری، تنها برانگیخته میشوی و تنها وارد بهشت خواهی شد. سعادتمند و رستگارند مردمیکه غسل و کفن و دفن تو را به عهده میگیرند… آسمان سایه نیفکند و زمین در بر نگرفت، راستگوتر از ابوذر! ای اباذر! به راستی که تو از ما اهل بیت هستی… پس دوستدار اهل بیت من باش، آن کسانی که خداوند «رجس» و پلیدی را از آنان دور ساخت و پاکشان گردانید، پاک گردانیدنی مخصوص.»(۳)
نگرش روشن پیامبر – (ص)- پس از رحلت آن حضرت برای همگان تجسم یافت. زیرا ابوذر در تند باد حوادث و اوضاع سیاه سیاسی ـ در میان انبوه بیش از یکصد هزار نفر در غدیر خم ـ چونان سروی راست قامت و پیشگامی هوشمند، پویا و انقلابی حضوری زنده و تاثیرگذار داشت و لحظهای تحت تاثیر شرایط و جوّ آلوده تطمیع و تهدید با زر و زور قرار نگرفت.(۴)
او از آغازین لحظه حرکت به سوی رسول خدا (ص)، علی (ع) را ـ که نوجوانی بیش نبود ـ در کنار آن حضرت دیده بود و از سختکوشی فاطمه (س) در مسیر رسالت پیامبر (ص)، آگاهی کامل داشت. از این رو ایمانی از سر شناخت و معرفت به رسول خدا (ص) و خاندان پاک او داشت. آنگاه که سکههای زرد و سفید سران حکومت در مدینه و شام به صورت پنهانی برای او فرستاده میشد تنها به یک جمله بسنده میکرد:
«یک گرده نان جو دارم که با آن چند روز را میگذرانم. من با ولایت علی بن ابی طالب و عترت پاک او، احساس بی نیازی از دیگران میکنم. »(۵)
روزی دیگر قاطعانه از حرکت پر خروش فاطمه زهرا (س) حمایت کرد و فریاد میزد:
«به راستی که من به خاطر ولایت علی و خاندان هدایتگر او ـ که به حق و حقیقت دعوت میکنند و خود اهل هدایت و عدالت اند ـ احساس ثروتمندی بیش از دیگران دارم. من خود این ویژگیها را در علی و دودمان او از رسول خدا شنیدم… همانا علی راستگوی بزرگ، صدیق اکبر وامتیازدهنده حق از باطل بعد از پیامبر خدا و رهبر دینداران است و ثروتپیشوای ستمپیشگان. »(۶)
——————————————————————————–
(۱) . الصفوه من الصحابه و الشاکرین، حسین الشاکری، ج ۱، ص ۶۷ـ۱۱۵٫
(۲) . همان، ص ۶۸ و ۶۹٫
(۳) . شرح الاخبار فی فضائل الائمه الاطهار ـ علیهم السلام ـ ، ص ۵۰۲ – خصال، ص ۱۸۲؛ کامل بهایی، ج ۱، ص ۱۵۷؛ کافی، ج ۸، ص ۲۹۷؛ مجالس المومنین، ج ۱، ص ۲۱۷٫
(۴) . نک: تاریخ الیعقوبی، ج ۲، ص ۱۲۴ و ۱۷۳؛ مروج الذّهب، ج ۲، ص ۳۴۱ و ۳۴۲؛ تاریخ الطبری، ج ۴، ص ۲۸۳؛ طبقات الکبری، ج ۴، ص ۲۲۹؛ الغدیر، ج ۶، ص ۳۰۴ و ج ۹، ص ۳۷۳٫
(۵) . نقد الرجال، ج ۱، ص ۷۷؛ شجره الطوبی، شیخ محمد مهدی مازندرانی (شرح زندگانی ابوذر).
(۶) . ر.ک: المجالس السنیّه، ج ۱، ص ۲۴۳ـ۲۴۵؛ الصفوه من الصحابه و التابعین.
برگرفته از کتاب الگوی ناب در نگاه دخت آفتاب نوشته آقای احمد لقمانی

روبات عترت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *