در خصیصه‏های فاطمه زهرا سلام الله علیها خصیصه ۵۲

از جمله خدمتگزاران فاطمه در بهشت دختر سلیمان حشمت الله علیه‏السلام است چنانچه در کتاب مصابیح القلوب روایت کرده و گفته است ان رسول‏اللّه صلی اللّه علیه و آله کان یحدث ذات یوم انّ سلیمان النبی قد جهّز لابنته جهازا عظیماً و اشیاء و قد صوّغ لصهره تاج من الذهب مکللا بسبعماه جوهره و کان علی بن ابیطالب حاضرا فی المجلس فلمّا اتی الی منزله اخبر فاطمه بما استمع من رسول‏اللّه من حدیث جهاز ابنه سلیمان فخطر فی قلبها عسی ان یکون خطر فی قلب علی بن ابیطالب بانّه سلیمان کان نبیّا عظیماً جلیلا وَ نبیّنا محمّد اجّل قدرا و اعظم شانا منه ابنه سلیمان النبی کان لها مثل ذلک الجهاز و تاج ذلک الصّهر بتلک الصفه و هذا الصّهر فی هذا الفقر والحاجه لکن فاطمه البتول اخفته فی قلبها و ما اظهرت به لاحد حتی قبضت فرءاها علی بن ابیطالب بعض اللّیالی
فی المنام انها فی الجنّه قاعده علی سریر و حوالی سریرها الحورالعین واقفات فی خدمتها منتظرون لامرها و جاریه فی غایه الحسن و کمال الجمال و تمام الدلال مزیّنه بالحلل الرائقه علی یدها طبقتین لنثارها واقفه بین یدیها منتظره لامرها فقال لها علی بن ابیطالب یا فاطمه ابنه مَنْ هذه الجاریه قالت هی ابنه النبی سلیمان اوقفوها فی خدمتی واعلم یا علی انّی ذلک الیوم الّذی ذکرت لی عن ابی حدیث جهازها خطر فی قلبی همّه فلذلک اوقفوها بین یدیّ کرامه لی و عوض لک من ذلک التّاج الذی صاغه سلیمان لصهره ان جعل بیدک لواء الحمد فی القیمه.

ترجمه
یعنی روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله حدیث می‏کرد که سلیمان پیغمبر جهازی تهیّه کرد برای دخترش که جهاز بزرگی بود با چیزهای دیگری و برای دامادش تاجی از طلا ریخته شده بود مکلّل به هفتصد دانه جواهر در آن حال علی بن ابیطالب در آن مجلس حاضر بود چون به منزل آمد آنچه را که شنیده بود به فاطمه خبر داد راجع به جهاز دختر سلیمان از پیغمبر خدا پس در قلب فاطمه چنین خطور کرد که شاید در قلب علی گذشته باشد که سلیمان پیغمبر بزرگ با جلالتی بوده و پیغمبر ما که قدر او بالاتر و شأن او بزرگتر است از سلیمان دختر سلیمان نبی مانند چنین جهازی داشته و برای دامادش چنین تاجی بوده به صفتی که ذکر شد و این داماد با فقر و احتیاج می‏باشد- ولیکن فاطمه بتول این را که در دلش خطور کرد پنهان نمود و آشکار نکرد برای احدی تا وقتی که از دنیا رحلت فرمود پس علی بن ابیطالب علیه‏السلام در بعضی از شبها او را در خواب دید که در بهشت بالای تختی نشسته و اطراف تخت او حورالعین به خدمت او ایستاده منتظر فرمان اویند و دختری در نهایت حسن و کمال زیبائی و فرح و شادی و گشاده‏روئی در حالتی که زینت کرده است به زیورهای باصفا و به عجب درآورنده و دو طبق بر روی دست گرفته که بر سر فاطمه نثار کند ایستاده است در مقابل او و منتظر فرمان او است علی بن ابیطالب فرمود ای فاطمه این دختر کیست گفت این دختر سلیمان پیغمبر است که او را به خدمت من واداشته‏اند- و بدان ای علی که من آن روزی که حدیث پدرم را راجع به جهاز این دختر ذکر کردی در قلب من گذشت چیزی که آن را با خود حدیث نفس کردم برای اینست که او را در مقابل من برای خدمت واداشته‏اند برای گرامی داشتن من و امّا برای تو عوض آن تاجی که سلیمان برای دامادش ریخته و ساخته بود چنین قرار داده شده که پرچم حمد در روز قیامت به دست تو باشد (منقول از مجمع النورین مرندی).

روبات عترت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *