دوستان حضرت فاطمه

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: روز قیامت که میشود، برای پیامبران و رسول منبرهایی از نور نصب میشود، و منبر من روز قیامت از منبرهای آنان بلندتر است. آنگاه خدا میفرماید: یا محمد، خطبه بخوان. من خطبهای میخوانم که هیچیک از انبیاء و رسل مثل آن را نشنیدهاند.
سپس برای اوصیا منبرهایی از نور نصب میشود، و برای وصی من علی بن ابیطالب در وسط آنان منبری از نور نصب میگردد، و منبر او بلندترین منبرهای آنان است. آنگاه خدا میفرماید: یا علی، خطبه
[ صفحه ۹۱]بخوان. او خطبهای میخواند که هیچیک از اوصیا مثل آن خطبه را نشنیدهاند.
سپس برای اولاد انبیا و مرسلین منبرهایی نصب میشود، و برای دو پسرم و دو سبطم و دو ریحانهی زمان حیاتم منبری از نور قرار داده میشود. بعد به آنان گفته میشود خطبه بخوانید، و آنان دو خطبه میخوانند که هیچیک از اولاد انبیا و مرسلین مثل آن را نشنیدهاند.
سپس منادی- جبرئیل است- ندا میکند: کجاست فاطمه دختر محمد؟ کجاست خدیجه دختر خویلد؟ کجاست مریم دختر عمران؟ کجاست آسیه دختر مزاحم؟ کجاست امکلثوم مادر یحیی بن زکریا؟ آنان برمیخیزند.
خداوند تبارک و تعالی میفرماید: ای اهل جمع، امروز کرم از آن کیست؟ محمد و علی و حسن و حسین (ع) میگویند: کرم از آن خداوند واحد قهار است. خداوند تعالی میگوید: ای اهل جمع، من کرم را از آن محمد و علی و حسن و حسین و فاطمه (ع) قرار دادم. ای اهل جمع، سرها را به زیر اندازید و دیدگان را ببندید. این فاطمه است که بسوی بهشت میرود.
بعد جبرئیل ناقهای از ناقههای بهشت که از دو طرف با دیباج زینت شده برای او میآورد. آن ناقه افسارش از مروارید تر و صاف است و بر روی آن زینی و هودجی از مرجان گذاشته شده است.
آن ناقه را در برابر فاطمه علیهاالسلام میخوابانند و او سوار میشود، و صد هزار فرشته خدمت او فرستاده میشوند و آنان از طرف راست او میروند، و صد هزار فرشتهی دیگر نزد او فرستاده میشوند، و از طرف
[ صفحه ۹۲]چپ او راه میروند، و صد هزار فرشته نزد او فرستاده میشوند، و او را روی بالهایشان حمل میکنند تا او را بر در بهشت میآورند.
همینکه در بهشت رسیدند نگران میشود و خدا میفرماید: ای دختر حبیب من، نگرانیت برای چیست؟ من امر کردم تو را به بهشت من ببرند؟ عرض میکند: ای پروردگار من، دوست دارم در چنین روزی قدر من شناخته شود. خدا میفرماید: ای دختر حبیب من، برگرد و ببین کسی که در قلب او محبت تو یا محبت یکی از ذریهی تو باشد دستش را بگیر و او را داخل بهشت کن.
آن روز فاطمه علیهاالسلام شیعه و دوست خودش را از میان مردم انتخاب میکند، همانگونه که پرنده دانههای خوب را از میان دانههای بد برمیچیند. وقتی شیعیان فاطمه علیهاالسلام همراه او بر در بهشت میرسند، خداوند به دلهای آنان القاء میکند که بار دیگر نگاهی کنند.
وقتی نگاه میکنند خداوند عزوجل میفرماید: ای دوستان من، نگرانی شما چیست؟ فاطمه دختر حبیبم دربارهی شما شفاعت کرد. آنان میگویند: پروردگارا، ما نیز میخواهیم در چنین روزی قدر و منزلتمان معلوم شود. خدا میفرماید: ای دوستان من، برگردید و نظر کنید. هر کس شما را به خاطر دوستی فاطمه دوست میداشته یا شما را بخاطر دوستی فاطمه غذا داده یا بخاطر دوستی فاطمه شما را پوشانیده یا به خاطر دوستی فاطمه سیراب کرده، یا به خاطر دوستی فاطمه غیبت را از شما رد کرده، دستش را بگیرید و داخل بهشت کنید.
بخدا قسم آن روز در میان مردم غیر از شاک یا کافر یا منافق شفاعت نشده نمیماند. و وقتی آنان بین طبقات مردم قرار میگیرند صدا میزنند همانگونه که خداوند تعالی فرموده: برای ما شفاعت کنندهای و
[ صفحه ۹۳]دوست مهربانی نیست؟ بعد میگویند: اگر بار دیگر ما را برگردانند از مومنین خواهیم شد. [۷۴] .
برگرفته از کتاب اما دخترم فاطمه در آستان فاطمه علیها السلام نوشته ب-ام نرجس

روبات عترت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *