زندگانی حضرت علی و زهرا

زندگانی مشترک علی و فاطمه (علیهماالسلام) آغاز شده بود. یک زندگانی از هر جهت نمونه. مرد خانه نمونه، کدبانوی خانه نمونه، فرزندان نمونه و… هر چه را که در رابطه با این خانه بنگری از برجستگی و امتیازی خاص برخوردار است. کار خانه دو قسمت گردیده: آنچه مربوط به داخل خانه است از آن زهرا و آنچه که به بیرون خانه مربوط می شود از آن علی است. زندگی بسیار ساده و در عین حال پر زحمتی است. ما یحتاج اولیه تا آنجا که ممکن است در خانه تهیه میشود. از فرط کار با دستاسی بزرگ دستان فاطمه آبله زدهاند:
از رنج کار آبله می زد به دست او
دستی که بوسه گاه لبان پیمبر است
(سید محمد علی ریاضی یزدی)
فاطمه از پدر خود تقاضای کنیز میکند. پدر او را در کنیز اختیار نمودن یا چیزی بهتر مخیر میگرداند. به اشارهی علی آنکه بهتر است انتخاب میشود. پیامبر امر بهتر را تسبیحاتی میداند که پس از هر نماز باید به جا آورده شود:سی و چهار مرتبه الله اکبر، سی و سه مرتبه الحمدلله و سی و سه مرتبه سبحانالله [۱۲۴] :
فاطمه خاتون جنت ناگهی
پیش سید رفت در خلوتگهی
گفت کرد از آس دستم آبله
یک کنیزک از تو میخواهم صله
تا مرا از آس رنجی کم رسد
تا کیم از آس چندین غم رسد
وی عجب در پیش صدر روزگار
بود آن ساعت غنیمت بیشمار
دست بگشاد و ببخشید آن همه
هیچ ننهاد از برای فاطمه
یک دعاش آموخت زیبا و عزیز
گفت این بهتر تراز آن جمله چیز
آنکه او از فقر فخر آمد عزیز
کسی گذارد هیچ کس را هیچ چیز
[ صفحه ۸۳]گر سر دین داری ای بی پا و سر
راه دین این است زین ره در گذر
(عطار نیشابوری [۱۲۵] .)
جلوههای عظمت در این خانه فراوان دیده میشود که یادآوری فهرست آن صفحات انبوهی را مشحون میسازد؛ اما برای نمونه:
روزی علی از فاطمه (علیهماالسلام) تقاضای خوراکی میکند تا با آن سد جوع کند.فاطمه (علیهاالسلام) با شرمساری میگوید که دو روز است که خود و دو فرزندش چیزی نخوردهاند. علی (علیهالسلام) میگوید: چرا مرا آگاه ننمودی؟ فاطمه (علیهاالسلام) پاسخ میدهد: از خدا شرم نمودم که از تو چیزی طلب کنم که قادر به انجام آن نیستی!
علی (علیهالسلام) از خانه خارج میشود. دیناری وام میگیرد. در راه خانه مقداد بن اسود را میبیند که در آن هوای گرم و سوزان با حالتی آشفته در کوچههای مدینه قدم میزند.
– مقداد چه شده است؟ چرا به خانه نمیروی؟
– مرا از پاسخ معذور بدار.
– ممکن نیست، باید آگاهم سازی!
– گرسنگی مرا از خانه بدر آورده؛ چرا که تحمل شنیدن ناله و گریهی فرزندانم را نداشتم.
– من هم برای همین از خانه بیرون آمم. این دیناری را که وام ستاندهام بگیر. [۱۲۶] .
[ صفحه ۸۴]ناداری آنان بیشتر برای انفاقی بود که در راه خدا میکردند. چرا که در تورق صفحات تاریخ مشاهده میکنیم در زمان بهبود وضع مسلیمن پس از فتح مکه باز زندگانی آنان همراه با تعب و مشقت است.
عمران بن حصین میگوید:
«روزی از روزها پیامبر خدا مرا فرمود: ایا میل آن داری تا با هم دیداری از فاطمه کنیم؟ گفتم: بلی، آنگاه در رکاب پیامبر خدا به سوی خانه فاطمه (علیهاالسلام) در راه شدیم. پیامبر چون به درب سرای فاطمه رسید برای دخول اجازت طلبید. دختر پیامبر رخصت داد. پیامبر فرمود: آیا با کسی که همراه من است وارد شوم؟ فاطمه (علیهاالسلام) گفت: به خدا سوگند! جز چادری چیز دیگری برای پوشش ندارم… پیامبر عبای مندرس خود را به او دادند و فرمودند: با آن سرت را بپوشان. آنگاه با پیامبر به درون حجره شدیم. پیامبر فرمود:دخترم چگونهای؟ فرمود: درد میکشم و گرسنه هستم. پیامبر فرمود: خشنود نیستی که بانوی بانوان جهان باشی؟ فرمود: پدر مگر مریم دختر عمران بانوی بانوان نیست؟پیامبر فرمود: او بانوی بانوان عصر خود بود؛ لیکن تو بانوی بانوان تمامی زنان و شویت در دنیا و آخرت بزرگ است [۱۲۷] ».
قلم از نگارش این وقایع در میماند و زبان را یارای سخن گفتن نیست. این عظمت و مقام الهی بر درب سرای هیچ انسانی زانو به زمین نسوده است. آدمی در حیرت فرو میرود که آیا اینان از جنس بشر بودهاند؟! به راستی که عقول از درک فضیلتهای آنان رنجه است. هر مقیاسی در برابر اینان به کوتاهی مایل است:
چه گویم تو و ما این روا نیست
همانا جز قیاسی نابجا نیست
[ صفحه ۸۵]خرد، خندد بر این ناپخته سنجش
دل افتد زین تو و مایی به رنجش
(علی موسوی گرمارودی)
تحیر بنگر تا به کجاست که سلمان اهلبیت از آن در شگفت است! فاطمه به پدر خود عرضه میدارد:
«پدر! سلمان از چادر وصله خوردهی من در شگفت شد. به خدا سوگند، پنج سال است من در خانه علی بسر میبرم، از مال دنیا تنها پوست گوسفندی داریم که روزها شترمان را بر آن علوفه میخورانیم و شبها روی آن میخوابیم [۱۲۸] ».
سلمان که جای خود دارد، خداوند هم بر بزرگی این عظمت و ستودن آن آیههایی از قرآن را بر پیامبرش فرو میفرستد:
(و یوثرون علی انفسهم و لو کان بهم خصاصه [۱۲۹] .)
و هر چند به چیزی نیازمند باشند دیگران را بر خود مقدم میدارند.
(و یطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا [۱۳۰] .)
[ صفحه ۸۶]و برای رضای خدا خوراکشان رابه نادار و بیسرپرست و در بند میدهند.
پس در مقام شناساندن زهرا (علیهاالسلام) اگر حافظ ابونعیم اصفهانی گوید:
«زشتی و آفات این جهان را دید و خود را از دنیا و آنچه در آنست برید [۱۳۱] ».
سخنی بیراهه بر زبان نرانده است.
فاطمه (علیهاالسلام) همچنانکه در زندگی کردن نمونه بود در عبادت به درگاه رب الارباب هم برجستگی خاصی داشت. او چون از کار منزل و امور مربوط به تربیت فرزندان فراغ البال میگردید به عبادت میپرداخت. شبهای جمعه تا سپیدهی صبح به عادت و تضرع و زاری به درگاه حق مشغول بود [۱۳۲] .
[ صفحه ۸۷]برگرفته از کتاب ترجمه مستند فاطمه زهرا (س) نوشته آقای عزیز الله عطاردی قوچانی

روبات عترت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *