سقط جنین حضرت فاطمه

۱ – جوینی به سندش از رسول خدا (ص) نقل کرده که فرمود: «… و امّا ابنتی فاطمه… و انّی لمّا رایتها ذکرت مایصنع بها بعدی، کانّی بها و قد دخل الذلّ بیتها… و کسر جنبها و اسقطت جنینها… و خلّد فی نارک من ضرب جنینها حتی القت ولدها، فتقول الملائکه عند ذلک آمین»؛(۳۶۹) «… دخترم فاطمه… چون او را میبینم به یاد چیزهایی میافتم که پس از من بر او روا میدارند، گویا او را میبینم که ذلّت به خانهاش وارد، پهلویش شکسته، جنین او سقط شده است… [بار خدایا] کسی را که به پهلوی او زد آن چنان که فرزندش را سقط کرد، در آتش جاودان ساز. در این حال است که ملائکه میگویند: آمین».
۲ – شهرستانی در شرح حال نظّام میگوید: «انّ عمر ضرب بطن فاطمه یوم البیعه حتی القت الجنین من بطنها، وکان یصیح: احرقوا دارها بمن فیها وما کان فی الدار غیر علیّ وفاطمه والحسن والحسین»؛(۳۷۰) «روز بیعت، عمر به شکم فاطمه چنان ضربهای زد که جنین از شکم افتاد. او فریاد میکشید که خانه را با هر که در آن است بسوزانید، با آنکه در آن خانه جز علی، فاطمه، حسن و حسین کسی دیگر نبود».
۳ – ابن ابی الحدید میگوید: «انّه حین قرا علی شیخه ابیجعفر النقیب قصه زینب وهبّار الاسود فقال النقیب: اذا کان رسول اللَّه اباح دم هبّار بن الاسود؛ لانّه روّع زینب فالقت ذا بطنها، فظهر الحال لو کان حیّاً لاباح دم من روّع فاطمه حتّی القت ذا بطنها»؛(۳۷۱) «چون بر استاد خود ابوجعفر نقیب، ماجرای زینب و هبّار اسود را نقل کردم، نقیب گفت: اگر رسول خدا (ص) خون هبّار اسود را به سبب این که زینب را ترساند و سبب سقط جنین او شد، مباح کرد، بسیار روشن است که اگر پیامبر (ص) زنده بود خون آن که فاطمه را چنان ترساند که فرزندش سقط گردید نیز مباح اعلام میکرد».
۴ – ذهبی در شرح حال احمد بن محمّد بن سری بن یحیی بن ابی دارم، چنین آورده است: «محمّد بن احمد بن حمّاد کوفی حافظ پس از آنکه تاریخ وفات او را ذکر میکند، چنین میگوید: او همواره در راه راست قدم میگذاشت، لیکن در آخر عمرش بیشترین چیزی که بر او خوانده میشد مطاعن بود. روزی نزد او بودم که مردی برایش چنین روایت میکرد: عمر چنان با لگد به سینه فاطمه زد که محسن را سقط کرد».(۳۷۲)
۵ – مقاتل بن عطیه میگوید: «چون فاطمه پشت در آمد تا عمر و یارانش را برگرداند، او فاطمه را پشت در چنان فشار داد که جنینش سقط شد و میخ در به سینهاش نشست».(۳۷۳)
۶ – ابن قتیبه نقل میکند: «انّ محسناً فسد من زخم قنفذ العدوی»؛(۳۷۴) «محسن از فشار شدید قنفذ عدوی سقط شد».
۷ – صفدی میگوید: «انّ عمر ضرب بطن فاطمه (س) یوم البیعه حتی القت المحسن من بطنها»؛(۳۷۵) «همانا عمر در روز بیعت چنان بر شکم فاطمه زد که محسن را از شکمش سقط کرد».
۸ – حموئی نیز به سند خود از ابن عباس نقل کرده که پیامبر (ص) در ضمن حدیثی فرمود: «… اللهم العن من ظلمها و عاقب من غصبها، و اذلّ من اذلّها، و خلّد فی النار من ضرب جنبها حتی القت ولدها، فتقول الملائکه عند ذلک: آمین»؛(۳۷۶) «… بار خدایا! هر کس بر او [فاطمه ظلم کرد او را از رحمت خود دور کن، و هر کس او را خوار کرد ذلیل گردان. و در آتش جهنم خالد گردان، هر کس را که بر پهلوی او زد تا فرزندش را سقط نمود. ملائکه در این موقع است که میگویند: آمین».
۹ – مسعودی میگوید: «وضغطوا سیّده النساء بالباب حتی اسقطت محسّناً»؛(۳۷۷) «بهترین زنها را پشت در چنان فشار دادند که فرزندش محسن را سقط نمود».
برگرفته از کتاب الگوی برتر نوشته آقای علی اصغر رضوانی

روبات عترت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *