شرح مختصر زندگی سلمان فارسی

سلمان، آشنایصمیمیخانه و خانواده اهلبیت ـ علیهم السلام ـ و یارهمدل وهمراه آنان در تمامیعرصهها و صحنههاست. مسلمان ممتازی که نام «ایران» را در جزیره العرب، بلند آوازه ساخت و با پیشینهای پاک از خداپرستی و توحید، نبوت رسول اکرم (ص) را از سر شناخت و معرفت پذیرا شد. به دست آن حضرت آزاد گردید و تا پایان حیات از تمامی زنجیرهای ذلت کفر و شرک آزاد بود.(۱)
«روزبه»، «ماهویه»، «بهبود» و «مابه» نام پیش از اسلام او بود(۲) که با تدبیر درسآموز نبی اکرم (ص) نامی آرمانی، هدفمند و شورآفرین یافت تا فال نیک به نام «سلمان»، ریزش رحمت الهی در«تسلیم» همیشه او در برابر حق و «سلامت» وی از هر گونه انحراف را دربرداشته باشد!
دیری نپایید که واژه «فارسی» نام او نیز از سوی رسول خدا (ص) به «محمدی» تغییر یافت تا امروز و هر روز، تمامی مسلمانان، سلمان را از آن خود دانسته هماره او را الگویی گرانقدر بدانند.(۳)
«سلمان از من است»، نشان روشنی از ارزش والای او در نگاه پیامبر (ص) بود؛ ارزشی که آن حضرت را این گونه به ترسیم جلوههای شخصیت او بر آن داشت که فرمود:
«خداوند سلمان را در آسمان دوست دارد و رسول خدا در زمین. جبرئیل هر گاه نزد من میآمد، امر میکرد تا سلام خدا را به او برسانم. سلمان از من است، هرکس به او جفا کند به من جفا کرده است و هرکس او را بیازارد، مرا آزرده است… او یکتاپرستی دین باور و موحدی خداجو بوده است.»(۴)
صفات ستودنی سلمان بهگونهای بود که دیگر معصومان ـ علیهم السلام ـ نیز زبان به ستایش او میگشودند و پرتوی از شناخت خویش را بر زبان جاری میساختند.
امیر مومنان علی (ع) درباره او فرمود:
«بخّ بخّ! سلمان منا اهل البیت و من لکم بمثل لقمان الحکیم عَلِمَ عِلْمَ الاول و الاخر و هو بحر لا یُنزح»؛(۵)
به به! سلمان جزء خانواده ماست، شما در کجا مانند سلمان مییابید که هم چون لقمان حکیم است. علم گذشتگان و آیندگان را داراست و دریایی است که پایان ندارد.
در سخن دیگری امام او را «آبشارگوارایی کهحکمت و دانش ازآن تراوشمیکند»(۶) معرفیکرد و عظمت شگفتآوری از سلمان ترسیم ساخت و فرمود:
«من درباره کسی که از سرشت ما آفریده شده و روحش با روح ما آمیخته، چه میتوانم بگویم، خداوند او را به آغاز و انجام علوم و ظاهر و باطن و اسرار دانشها، اختصاص داده است!»(۷)
آری
ز سلمان کـه بـودی سـر داسـتان کـه دانـش بـه او بـود همداستان
بـه گـنج نـهانی، زبـانـش کـلید ز سیـماش، راز نـهانـش پـدیـد
بـه دانشوری هـمچو او کس نبود پـیمبر مـر او را بـه دانـش سـتود
چنین گفت کاز اهل بیت من است چه ایشان به من یک دل و یک تن است(۸)
صفاتی آنچنان میسزد که اوصافی این چنین از سوی پاکان و معصومان ـ علیهم السلام ـ درباره سلمان بازگو شود:
سلمان به اسم اعظم خداوند آگاهی دارد!(۹)
بهشت مشتاق دیدار علی، عمار، سلمان و ابوذر است!(۱۰)
سلمان از هوشمندان، آگاهان و هوشیاران ـ در عرصه خدا باوری و ولایت محوری ـ است!(۱۱)
با رحلت رسول خدا (ص) همه افراد، جز سلمان، ابوذر و مقداد، از راه ـ صحیح ـ اسلام متزلزل شدند!(۱۲)
خدا مرا فرمان داد تا چهار نفر را دوست بدارم و مرا آگاه کرد که آنان را دوست دارد، آنها عبارتند از: علی، سلمان، ابوذر و مقداد.(۱۳)
——————————————————————————–
(۱) . ر.ک: کمال الدین و تمام النعمه، ص ۱۶۵؛ درجات الرفیعه، ص ۳و۲ (سخن سلمان که فرمود: اعتقنی رسول الله و سمّانی سلمان؛ رسول خدا (ص) مرا آزاد کرد و نامم را سلمان گذاشت.)
(۲) . نک: قاموس الرجال، ج ۴، س ۴۲۹؛ معجم البلدان، ج ۲، ص ۱۹۶؛ رجال کشی، ص ۱۵٫ دیار نخستین سلمان «رامهرمز» شیراز یا روستای «جَیْ» اصفهان بیان شده اما سخن کاملتر آن است که در رامهرمز از مادرزاده شده و جی اصفهان محل اصلی پدر او، یعنی «بدخشان» بوده است؛ ر.ک: نامه دانشوران، ج ۹، ص ۵ و ۲٫
(۳) . سفینه البحار، ج ۱، ص ۶۴۸؛ مروج الذهب (ترجمه)، ج ۱، ص ۶۶۴ و ۶۶۵ و ۷۰۰٫
(۴) . الاختصاص، ص ۱۱ و ۲۲؛ بحار الانوار، ج ۲۲، ص ۱۴۶؛ قاموس الرجال، ج ۴، ص ۴۲۹٫
(۵) . شرح نهج البلاغه، ج ۱۸، ص ۳۶ و ۳۸؛ رجال کشی، ص ۱۱۸ و ۲۰٫
(۶) . ایرانیان مسلمان در صدر اسلام، ص ۵۷ و ۵۸٫
(۷) . نفس الرحمان، ص ۳۲؛ الصفوه من الصحابه و التابعین، حسین الشاکری، ص ۲۳ـ۶۵٫
(۸) . ایرانیان مسلمان در صدر اسلام، ص ۶۷ و ۶۸؛ لغت نامه دهخدا، ج ۹، ص ۱۳۷۳۴٫
(۹) . (امام صادق (ع))؛ بحار الانوار، ج ۲۲، ص ۳۴۶٫
(۱۰) . (رسول خدا (ص))؛ همان، ص ۳۲۴؛ الصفوه من الصحابه و التابعین، ص ۲۳ـ۳۲٫
(۱۱) . (امام باقر (ع))؛ بهجه الاعمال، ج ۴، ص ۴۱۲٫
(۱۲) . (امام باقر)؛ اعیانُ الشیعه، ج ۷، ص ۲۸۶؛ بهجه الاعمال، ج ۴، ص ۴۱۰٫
(۱۳) . (رسول اکرم (ص))؛ خصال صدوق، ج ۱، ص ۲۵۵٫
برگرفته از کتاب الگوی ناب در نگاه دخت آفتاب نوشته آقای احمد لقمانی

روبات عترت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *