شعر برای فاطمه زهرا (س) – مگر نه عصمت کبری و مادر نقبائی

مگر نه عصمت کبری و مادر نقبائی؟
دلا اگر به زمین بقیع روی نمائی

به پرس بهر چه اندوه خیز و غصه فزائی
هر آنکه پای گذارد به ساحت تو هماندم

شود زغصه پریشان، مگر تو سینۀ مائی
شنیده ام که محبّان پاک حضرت زهرا

شوند غرق به اشک بصر، چو جلوه نمائی
اگر مزار عزیزان احمدی، زچه شبها؟

دریغ از تو نمودند شمع و، تیره فضائی
کجاست مدفن زهرا؟، که تا به ناله بگویم

تو نور چشم رسولی، چنین غریب چرائی؟
شکست پهلویت از در چه بوده است گناهت؟

مگر نه عصمت کبری و مادر نقبائی
کبود شد رخت از سیلی ستم، به زمانه

مگر نه چهرهۀ ایجاد را تو لطف و صفائی
شهید گشت به شش ماهگی عزیز تو، محسن

امیر عرش علائی چرا اسیر بلائی
شود اساس تو وارونه، ای سپهر ستمگر

که یار آل زنائی و خصم آل عبائی
آسمان، در گردشت حاصل به جز ماتم نبود

یا نصیب اهل معنی، غیر درد و غم نبود
بضعۀ احمد که مجلای صفات داور است

از چه او را در زمانه، جز بلا، همدم نبود
در غم باب گرامی بودش از سیلاب اشک

آنکه طوفان را به نزدش جلوه نم هم، نبود
کس نمی پرسد چرا به روی نیلی شد به خاک

آنکه رویش جز به سوی خالق عالم نبود
محسن زهرا چرا شش ماهه آمد در جهان؟

گر به پهلو مادرش را ضربت محکم نبود
آه کز ظلم … بشکست پهلوی بتول

خود مگر پشتش زهجران پیمبر خم نبود

آیت الله العظمی آقا سید علی علامه فانی

admin

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *