شعر شهادت حضرت زهرا (س) – ای مدینه ای همه سوز و گداز

ای مدینه ای همه سوز و گداز
ای شب تاریک،صحرای حجاز

ای بیابان سکوت و اشک و خون
ای سپهر خیره چشم نیلگون

این سکوت این گریه پیوسته چیست؟
این صدای ناله آهسته چیست؟

خشت خشت خانه ای را زمزمه است
ناله یا فاطمه یا فاطمه است

خانه ای در بسته نه در نیم باز
اهل آن چون شمع در سوز و گداز

کرده بر تن چار ساله بلبلی
رخت ماتم در غم خونین گلی

ساعت سخت فراق آغاز شد
مخفی و آهسته در ها باز شد

شد برون آرام با رنج و ملال
هفت مردو چار طفل خورد سال

چار تن دارند تابوتی به دوش
دیده گریان سینه سوزان لب خموش

دردل تابوت جان حیدر است
هستی و تاب و توان حیدر است

گویی آن شب مخفی از چشم همه
هم علی تشییع شد هم فاطمه

شهر پیغمبر محیط غم شده
زانوی سردار خیبر خم شده

آسمان بر اشک او مبهوت بود
جان شیرینش در آن تابوت بود

او پی تابوت زهرا میدوید
نه ، بگو تابوت او را می کشید

کم کم از دستش زمام صبر رفت
با دو زانو تا کنار قبر رفت

زانویش لرزید اما پا فشرد
دست ها را جانب تابوت برد

کرد چشمی جانب تابوت باز
گشت با جانان خو گرم نیاز

کای وجودت عرش حق را قائمه
یاریم کن یاریم کن فاطمه

یاریم کن کز زمین بر دارمت
با دو دست خود به گِل بسپارمت

وای بر من مرده ام یا زنده ام
قبر تو یا قبر خود را کنده ام

آسمان اشک علی را پاک کن
جای محبوبم مرا رد خاک کن

این چراغ چشم خون بارمن است
این همان تنها ترین یار من است

یا محمد دختر خود را بگیر
لاله نیلوفر خود را بگیر

روبات عترت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *