ضعف سیاسی و اجتماعی مردم در خطبه فدکیه

(مَذقَه الشارب)
(شما محل چشیدن و آشامیدن تشنگان بودید.)
حضرت میخواهند بفرمایند که شما مردم ضعیف و بیچارهای بودید که از هر طرف، هر کسی هر حاجتی که داشت، به وسیلهی شما احتیاجش را برآورده میکرد؛ مثل مردم جهان سوم که مردم بیسواد و بیچارهای هستند و استعمارگران هر چه میخواهند به سراغ اینها میآیند، آمریکا و انگلیس برای نفت هجوم میآورند، آن یکی گاز میخواهد، دیگری طلا میخواهد، آن یکی بازار مصرف برای فروش کالاها و اسلحههای خود میخواهد، هر که هر چه میخواهد به سراغ این بیچارهها میرود، بالاخره مردم ضعیف همیشه مورد هجوم
[ صفحه ۱۵۷]قدرتمندان بودهاند و قدرتمندان از آنها سوءاستفاده میکردهاند.
حالا حضرت، خطاب به این مردم میفرمایند: شما یک چنین مردم ضعیفی بودید که هر کس هر چه میخواست، شما را مورد هجوم قرار میداد.
«مذق» و «مذقه» به شیری میگویند که با آب مخلوط شده باشد، «مذقه الشارب» یعنی شربت و نوشیدنی آدمهای تشنه، به این معنا که هرکس، عطشی داشت و تشنه بود، میآمد و بالاخره از شما یک نوع بهرهبرداری میکرد؛ مثل آن شیر مخلوط به آبی که هرکس هوس میکرد، میآمد و یک لیوانش را برمیداشت و میخورد؛
همانند مالی که صاحب نداشته باشد.
(وَ نُهزهَ الطامع)
(و محل فرصت طمعکاران بودید.)
«نُهزه» به ضم نون به معنای فرصت است؛ شما محل فرصت آدمهای طمعکار بودید؛ یعنی قدرتمندان هر طمعی که داشتند، به سراغ شما میآمدند و از منابع و سرمایههای شما استفاده میکردند و شما را وسیلهی رسیدن به طمعهای خود قرار داده بودند.
(وَ قُبْسَهَ العجلان)
(و شما محل اقتباس آدمهای شتابزده بودید.)
آن روزها که وسایل گرمازا کم بود، برای گرم کردن خود و پخت و پز، آتش روشن میکردند؛ آتشی که آن روزها روشن میکردند معمولاً با هیزم و چوب بوده است، و کسی که میخواست آتشی
[ صفحه ۱۵۸]روشن کند تعدادی چوب را به زحمت جمعآوری میکرد و یک آتشی روشن مینمود؛ آن وقت هر کسی که میخواست آتش روشن کند و عجله هم داشت و فرصت جمعآوری چوب را نداشت، همینطور میآمد و یکی از آن چوبها را برمیداشت و میرفت و به اینگونه آتش آن فرد تمام میشد و از بین میرفت؛ اگر بنا باشد که هر آدمی از یک طرف، شتابزده بخواهد بیاید و یک کمی از این چوبها را بردارد و ببرد، آتش از بین خواهد رفت و خود آن شخص بیآتش میشود. «قُبْسَهَ العجلان»: یعنی محل اقتباس آدمهای شتابزدهای هستید که اصلاً فرصت اینکه بروند چوبی بیاورند و از آتش شما چوب خودشان را روشن کنند، ندارند و همینطور یکی از این چوبها را برمیدارند و میروند. در حقیقت حضرت تشبه کردهاند و میخواهند بفرمایند که شما از هر طرف مورد هجوم و غارت بودید و افراد از گوشه و کنار میآمدند و منابع و سرمایههای شما را به یغما میبردند و شما آن قدر ضعیف بودید که قدرت دفاع از خود را نداشتید و قدرتمندان، شما را خرج مقاصد خودشان میکردند؛ با افراد ضعیف و بیاراده، همیشه همینطور برخورد میشود.
(وَ مَوْطِیءَ الاَقْدام)
(و شما محل قدمها بودید.)
شما محل وضع قدمها بودید، یعنی هر کسی از هر طرف میآمد، پایش را روی سر شما میگذاشت و عبور میکرد؛ به قول مرحوم مجلسی رحمهاللَه: این جمله، مثل مشهوری است که مغلوبیت و
[ صفحه ۱۵۹]ذلت افراد را بیان میکند؛ یعنی شما مردم، قبل از عزت و قدرتی که توسط اسلام به دست آوردید، آن قدر ضعیف و ذلیل بودید که زیر قدمهای دیگران منکوب و پایمال میشدید.
برگرفته از کتاب خطبه حضرت زهرا (س) و ماجرای فدک نوشته آقای حسینعلی منتظری

روبات عترت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *