عمار و ویژگیهای برجسته

ای بیخبر بکوش که صاحب خبر شوی تـا راهـرو نـباشی کـی راهـبر شـوی
در مـکتب حـقایق پـیش ادیب عـشق هان ای بسر بکوش که روزی پدر شوی
گر نور عشق حق به دل و جانت اوفتد بـالله کـز آفتاب فـلک خوبتر شـوی
از پای تـا سرت همه نـور خـدا شـود در راه ذو الجلال چو بی پا و سر شوی(۱)
دانستیم که عمار عظمتی والا و بالا یافت به گونهای که رسول خدا (ص) «از پای تا سر او را نور خدا و روشنای ایمان» دانست و از آن سو، نه تنها وی را چونان ترسویان، عبادتگری برای فرار از جهنم و مانند بازرگانان، تاجری در بازار بندگی برای سود بهشت ندانست، بلکه «عاشق و شیفتهای» شمرد که آیات خدا به خاطر او شوق نزول مییابند و روضه رضوان و فردوس برین، علاقهای برتر به دیدار عمار خواهد داشت!
پرسشی که در آینه اندیشه بسیاری به چشم میخورد آن است که به راستی پرورش در آغوش پدر و مادری چون یاسر و سمیه، پذیرش ایمان در آغاز رسالت رسول خدا (ص)، حضور در محضر پیامبر (ص) و یا آشنایی با آموزههای زندگیساز آن حضرت ـ به عنوان سه عامل تعلیم و تربیت یعنی؛ وراثت، مربّی شایسته و محیط پاک و تابناک ـ یگانه عوامل شخصیت ساز برای عمار بودهاند؟ و او را از خاک به افلاک رساندهاند؟ با این نگرش نخست باید به تمامی نتایج تحلیل پایبند شویم و افرادی که از خانوادهای ارجمند و مربیان و محیط تعلیم و تربیتی ارزشمند بیبهره بودهاند، در خطاها و گمراهیها به دور از هر گونه قصور یا تقصیری بدانیم! و از آن سو، کسانی که پدر و مادری صالح داشته، از ایمان آورندگان صدر اسلام بوده و هر روز در محضر رسول خدا (ص) به سخنان هدایتگر آن حضرت گوش فرا میدادند، چونان ابوذر و عمار و یا سلمان و مقداد بدانیم!
در حالی که پاسخ هر دو منفی خواهد بود، زیرا اشرافزادگانی نازپرورده همچون «مُصْعَب بن عُمیر» بودهاند که پدر و مادری مشرک داشته اما با نسیم سخنان رسول اسلام (ص) بهاری معطر از رشد و شکوفایی در سراسر وجودشان پدید آمد و یا افرادی چون «اویس قرن» در زمان پیامبر (ص) میزیستهاند که حسرت یک لحظه دیدار با آن حضرت را در ژرفای جان خود حس میکردند، اما گویی صبحگاهان تا شامگاهان پا به پای رسول خدا (ص) بوده، شیرینی معارف محمدی (ص) و کامیابی آموزههای احمدی (ص) را یکجا نصیب خود سازند و هیچ سهمی به دیگران نمیدهند!
حال آنکه در همان ایام، برخی بودند که هماره پشت سر حضرت در محراب و رو به روی پیامبر (ص) بر منبر حاضر بودند، اما لحظهای دل به امواج دانش و بینش پیامبر الهی نسپردند، گر چه آموزههای وحیانی آن عزیز را از زبان او و با گوش خود میشنیدند.
بار دیگر به پرسش خود باز میگردیم که به راستی راز و رمز آن همه سعادت و عظمت برای عمار و دوستان او چه بوده است! نگاهی از سر دقت و توجه بیانگر این واقعیت است که «آگاهی اندیشمندانه و شناخت صحیح اسلام ناب محمدی (ص)»، و «بصیرت و بینش روشن» نسبت به فضای موجود در جامعه، دستها و دسیسههای دشمنان، حضور بهنگام در عرصههای مختلف و هوشیاری سرشار نسبت به شیوههای حمایت از نبوت و ولایت راه رشد و رویش عمار و عمار صفتان بوده و خواهد بود. امتیازاتی که رسول خدا (ص) را بر آن داشت با روشنگری خاصی «تمام وجود عمار را لبریز از ایمان و عشق الهی»(۲) توصیف کند، او را «همراه و همپای حقیقت»(۳) بداند و از سر مهر و محبت سه بار رحمت الهی برای او آرزو کرده، بفرماید:
«رحم اللهُ عماراً، رحم الله عماراً، رحم الله عماراً؛ قاتَلَ مَعَ امیر المومنین»؛(۴)
خداوند رحمت کند عمار را! خداوند رحمت کند عمار را! خداوند رحمت کند عمار را! -در آینده- با امیر مومنان، علی همراه بوده، در رکاب او -با دشمنان- جنگ خواهد کرد.
با این سخن آینده سراسر بصیرت و بینایی عمار در دفاع از «ولایت» و همراهی با «امامت» به خوبی بیان میشود. زمانی که سوز و سیاهی اوضاع سیاسی، بسیاری از خوشسخنان روز غدیر را وادار به خزیدن در خانه کرد و تنها سه، چهار، پنج و یا هفت نفر از رادمردان دانا و هوشیار را تا آخرین لحظه سرو قامت برپا داشت. از این رو عمار چون مقدار، ابوذر و سلمان از «مومنان»(۵) یعنی تکاملیافتگان ایمان به «نبوت» با «ولایت» محسوب گردید.
——————————————————————————–
(۱) . دیوان حافظ، گزیده غزل ۴۷۸٫
(۲) . وقعه صفین، ص ۱۲۳؛ الدرجات الرفیعه، ص ۲۵۷ و ۲۵۸؛ سیر اعلام النبلاء، ج ۱، ص ۴۱۳٫
(۳) . عیون اخبار الرضا (ع)، ج ۲، ص ۶۶؛ علل الشرایع، ص ۲۳۳؛ عوالم العلوم، ج ۱۶، ص ۱۵۳٫
(۴) . روضه الواعظین، ص ۸۵٫
(۵) . «المومنون هم سلمان و المقدار و عمار و ابوذر» ر.ک: تفسیر فرات کوفی، ص ۵۷۷٫
برگرفته از کتاب الگوی ناب در نگاه دخت آفتاب نوشته آقای احمد لقمانی

روبات عترت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *