فاطمه زهراء خیر کثیر

«إنَا اعطیناک الکوثر»، ما به تو کوثر (خیر و برکت فراوان) عطا کردیم.
«فصل لربک و انحر، اکنون که چنین است برای پروردگارت نماز بخوان و قربانی کن.
«ان شانئک هو الابتر، مسلما دشمن تو ابتر و بلا عقب (بدون نسل) است.»
[ صفحه ۲۱۴]در شان نزول این سوره میخوانیم: «عاص بن وائل» که از سران مشرکان بود، پیغمبر اکرم صلی اللَه علیه و آله و سلم را به هنگام خارج شدن از مسجدالحرام ملاقات کرد، و مدتی با حضرت گفتگو نمود، گروهی از سران قریش در مسجد نشسته بودند و این منظره را از دور مشاهده کردند، هنگامی که «عاص بن وائل» وارد مسجد شد به او گفتند: با که صحبت میکردی؟ گفت: با این مرد «ابتر»!
این تعبیر را به خاطر این انتخاب کرد که «عبداللَه»، پسر پیغمبر اکرم صلی اللَه علیه و آله و سلم از دنیا رفته بود، و عرب کسی را که پسر نداشت «ابتر» (یعنی بلاعقب) مینامید. و لذا قریش این نام را بعد از فوت پسر پیامبر برای حضرت انتخاب کرده بود (سوره فوق نازل شد و پیغمبر اکرم صلی اللَه علیه و آله و سلم را به نعمتهای بسیار و کوثر بشارت داد و دشمنان او را ابتر خواند).
توضیح اینکه، پیغمبر اکرم صلی اللَه علیه و آله و سلم دو فرزند پسر از بانوی گرامی اسلام، حضرت خدیجه علیهاالسلام داشت: یکی قاسم و دیگری طاهر که او را عبداللَه نیز مینامیدند و این هر دو، در مکه از دنیا رفتند و پیغمبر اکرم صلی اللَه علیه و آله و سلم فاقد فرزند پسر شد. این موضوع زبان بدخواهان قریش را گشود. کلمهی «ابتر» را برای حضرتش انتخاب کردند. پیغمبر اکرم صلی اللَه علیه و آله و سلم در سال هشتم هجری در مدینه از ماریهی قبطیه، صاحب فرزند ذکور دیگری به نام ابراهیم شد، ولی اتفاقا او نیز قبل از آنکه به دو سالگی برسد چشم از دنیا پوشید و وفات او قلب پیامبر صلی اللَه علیه و آله و سلم را آزرد.
آنها طبق سنت خود برای فرزند پسر اهمیت فوقالعادهای قائل بودند و او را تداوم بخش برنامههای پدر میشمردند. بعد از این ماجرا آنها فکر میکردند با رحلت پیغمبر اکرم صلی اللَه علیه و آله و سلم برنامههای او به خاطر نداشتن فرزند ذکور تعطیل خواهد شد و خوشحال بودند.
سورهی کوثر نازل شد و خداوند در این سوره به طور اعجاب
[ صفحه ۲۱۵]آمیزی به آنها پاسخ گفت و خبر داد که دشمنان او ابتر خواهند بود و برنامهی اسلام و قرآن هرگز قطع نخواهد شد. بشارتی که در این سوره داده شد از یک سو ضربهای بود بر امیدهای دشمنان اسلام و از سوی دیگر تسلی خاطری برای رسولاللَه صلی اللَه علیه و آله و سلم بود که بعد از شنیدن آن لقب زشت و توطئهی دشمنان، قلب پاکش غمگین و مکدر شده بود. [۲۳۶] .
کوثر یک معنی جامع و وسیع دارد و آن، خیر وسیع و فراوان است و مصادیق آن زیاد است، [۲۳۷] ولی بسیاری از بزرگان علمای شیعه وجود مبارک فاطمهی زهراء علیهاالسلام را یکی از روشنترین مصداقهای آن دانستهاند، چرا که شان نزول آیه میگوید: آنها پیغمبر اکرم صلی اللَه علیه و آله و سلم را متهم میکردند که بلاعقب است. قرآن ضمن نفی سخن آنها میگوید: «ما به تو کوثر دادیم.» از این تعبیر استفاده میشود که این خیر کثیر، همان فاطمهی زهرا علیهاالسلام است، زیرا نسل و ذریهی پیامبر صلی اللَه علیه و آله و سلم به وسیلهی همین دختر گرامی در جهان انتشار یافت، نسلی که نه تنها فرزندان جسمانی پیامبر بودند، بلکه آیین او و تمام ارزشهای اسلام را حفظ کردند و به آیندگان ابلاغ نمودند، نه تنها امامان معصوم اهلبیت علیهمالسلام که آنها حساب مخصوص به خود دارند، بلکه هزاران نفر از فرزندان فاطمه علیهاالسلام در سراسر جهان پخش شدند که در میان آنها علمای بزرگ، نویسندگان، فقها، محدثان، مفسران والا مقام و فرماندهان عظیم بودند که با ایثار و فداکاری در حفظ آیین اسلام کوشیدند.
در اینجا به بحث جالبی از فخررازی برخورد میکنیم که در ضمن تفسیرهای مختلف کوثر میگوید: «قول سوم این است که این سوره به عنوان رد بر کسانی نازل شده که عدم وجود اولاد را بر پیغمبر
[ صفحه ۲۱۶]اکرم صلی اللَه علیه وآله و سلم خرده میگرفتند، بنابراین معنای سوره این است که: خداوند به او نسلی میدهد که در طول زمان باقی میماند. ببین! چه تعداد از اهلبیت را شهید کردند در عین حال جهان مملو از آنهاست این در حالی است که از بنیامیه (که دشمنان اسلام بودند) شخص قابل ذکری در دنیا باقی نمانده، سپس بنگر و ببین چقدر از علمای بزرگ در میان آنهاست مانند «باقر» و «صادق» و «رضا» و «نفس زکیه» [۲۳۸] و…» [۲۳۹] .
کوثری که به پیامبر صلی اللَه علیه و آله و سلم عنایت شده است همان کثرت نسل و ذریهی آن حضرت است، پس مراد از کوثر یا فقط کثرت ذریهی آن حضرت است و یا مراد از کوثر خیر بسیار است، که در ضمن آن کثرت نسل پیامبر نیز مورد نظر است، زیرا اگر کثرت نسل پیامبر ملحوظ نباشد، آیهی اخیر («ان شانئک هو الابتر»، دشمن تو بینسل خواهد ماند و او ابتر خواهد شد.) بدون فایده خواهد بود، پس آیات قبل باید پیرامون نسل پیامبر باشد، تا این سخن، را ابتر بودن دشمن پیامبر معنا دهد و بیفایده نباشد. [۲۴۰] .
[ صفحه ۲۱۷]برگرفته از کتاب جرعه ای از کوثر نوشته آقای علیرضا سبحانی نسب

روبات عترت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *