فاطمه (س) از دیدگاه – حضرت بقیه الله

اگر نبود که دوستدار شایستگی و آمرزش شما بوده اگر نسبت به شما محبت و علاقه نداشتیم، از گفتگوی با شما روز گردانده و
کاری به کار شما نداشته و به آزمایش خود که در گیری با یک ستمگر سرکش و گمراه است میپرداختیم، هم او که در وادی
گمراهی فروافتاده و با پروردگار خود به نزاع و ضدیت برخاسته است،هم او که سرکش و گمراه، پیرو [ صفحه ۸] انحراف [ ۶] و در
ستیز با پروردگارش میباشد و مدعی چیزی شده که مربوط به او نبوده و حق کسی را که خداوند اطاعت او را واجب کرده منکر
شده است، من از دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم سرمشق نیکوئی دارم انسان نادان به پستی کار خودش گرفتار خواهد
۱۸۰ ) و چه خوب سروده شده است: -۱۷۹ / شد و بزودی شخص کافر خواهد دانست که فرجام کار از آن کیست؟ (بحار الانوار ۵۳
مشکاه نور الله جل جلاله زیتونه عم الوری برکاتها فاطمه علیهاالسلام فانوس نور خداوند عزوجل و زیتونی است که برکاتش همگان
را فراگرفته. هی قطب دائره الوجود و نقطه لما تنزلت اکثرت کثراتها او قطب دائره هستی و نقطهای است که هنگامی که نازل شد
فراوانیش فزونی یافت. هی احمد الثانی و احمد عصرها هی عنصر التوحید فی عرصاتها او احمد دوم و احمد دوران خویش است او
[ در میدان یکتاپرستی اصل و اساس آنست. [ صفحه ۹
پیشگفتار
بنام خداوند بخشنده مهربان خداوندا تو را سپاس میگزارم، ای کسی که سر لوحه نامه اعمال ما را دوستی اولیاء و ولایت دوستانت
قرار داده و دلهای ما را شیفته زهرای بتول نمودهای که شادمانی دل آخرین فرستاده و همسر نخستین پیشوای پاک بوده است، آن
بانوی بزرگواری که مردان نمونه و شخصیتهای برجسته از بزرگداشتش ناتوان ماندهاند آن انسان با برکتی که تمام پیامبران و
فرستادگان الهی با چنگ زدن و در آویختن به ریسمان ولایتش رستگار و کامیاب شدهاند. فاطمهای که در توصیف و شناخت
واقعیش زبانها و خردها از کار افتاده و حیران گشته است. طاهرهای که والاتر از شناخته شدن با گفتار است و بزرگتر از آن است
که آثار و نوشتجات راهنمائی به سویش باشند و نامهها و مسندات، بازگو کنندهیشان او، گردند. و خلاصه آنکه هر آنچه که
گفتهاند و دربارهاش گفته شده فروتر از شان و مقام او است. در نمودار شخصیت او همین سخن کافی است که پدرش او را
گفته است. [ صفحه ۱۰ ] بعد از حمد و سپاس الهی، درود و تحیات، بر پدر فاطمه، سرور و « فداها ابوها » (امابیها) خوانده و به او
آقای ما، حضرت مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم، و بر شوهر فاطمه، مولی و امام ما، حضرت مرتضی علیه السلام، و بر فرزندان
فاطمه علیهم السلام، پیشوایان تمامی آفریدگان، و نفرین و لعنت بر دشمنان فاطمه علیهاالسلام، از آغاز آفرینش تا روز کیفر و
مجازات. و بعد از این درود و نفرین، خاک پای پایبندان و در آویختگان به ریسمان ولایت و دوستی فاطمه، بنده گنهکار خدای،
گوید: شبها را سپری کرد، و روزها را به شب میآوردم، سالها یکی بعد از دیگری بر عمرم میگذشت و « احمد رحمانی همدانی »
همیشه با خود میگفتم و آرزو داشتم که ای کاش کتابی در زندگانی و شرح حال بانوی دو سرای حضرت فاطمه زهراء
علیهاالسلام بنویسم تا ذخیرهای برای دهشتسرای قبرم باشد و در دوران تنهائی و غربتم، در روز تنگدستی و نیازمندی انیس و
همدمم گردد و والاترین اسوه و سر مشق را به زنان با ایمان جامعهمان که ره پویان و پیروان حضرتش هستند نشان دهم، لکن کم
مایگی علمی و ناتوانی جسمی مرا از این توفیق باز میداشت، در عین حال اشتعال جرقههای محبتش و شدت سرور دوستی و
و هر کس « ارزش هر انسانی به اندازه همت اوست » : ولایتش بدان بهانهها قانع نشده و این آوا را در گوش دل ندا میدادند که
دنبال چیزی برود به تمامی آن و یا مقداری از خواستهاش خواهد رسید، از این جهت با توجهات و عنایات آفریدگار آسمانها و
زمین نگارش این صفحات و اوراق را آغاز کردم. برای تنظیم مطالب و آسان بودن دسترسی به مقصود کتاب را به چندین بخش
تقسیم کرده و تحت عناویت زیر تدوین نمودم: در آغاز، گفتار دانشمندان و پژوهشگران درباره حضرتش را نوشتم و آنگاه به
فضائل مشترک بین آن حضرت و پدر و شوهر و فرزندانش پرداختم و دیگر فضائلش را با استناد به کتب شیعه و سنی آوردم و
سپس [ صفحه ۱۱ ] نمونههائی از فرمایشات و بیانات حکمت آمیزش را در مسائل علمی و عملی و یا دعاهائی که از آن حضرت نقل
شده بود متذکر شدم بعد جهتگیری و موضع آن حضرت را در مسائل سیاسی و اجتماعی و رویدادهائی آوردم که در این زمینه
برایش پیش آمده و ظلم و ستم تجاوزاتی که بر او وارد شد به حدی که با حال ناراحتی و تاسف بر گرفتاریهای دامن گیر امت
اسلامی و مردم مسلمان از دنیا رخت بر بست مردمی که دچار محبت دنیا و حرص و آز نسبت به آن شده بودند تا جائیکه بر نابودی
و هلاک حضرتش پافشاری نموده و در این زمینه کارهای خطرناک و زشت دیگری انجام دادند. بعد از این فصل حالات و
ویژگیهای شخصی آن حضرت را از اسامی و القاب و فرزندان بازگو کردهام. و در پایان اسامی کتب و رسالههائی، که درباره
شخصیت و نبوغ ان حضرت نوشته شده، آوردم. در این چند فصل مطالب مهم و ارزندهای آورده شده است که پژوهشگران در امر
ولایت و کسانی که در صدد تحقیق و بررسی شخصیت بینظیر حضرتش میباشند، بدان نیازمندند. در پایان دست نیاز و زاری به
سوی پروردگار گشوده و خواهان آنم که به خوبی قبول فرماید و از خوانندگان بزرگوار میخواهم که با دیدهی انصاف بنگرند و
از انتقاد بیمورد و بیراهه روی به دور دارند و اگر اشتباه و انحرافی دیدند مرا تذکر دهند، که اجر و پادششان با خدای بزرگ باد.
احمد رحمانی همدانی [ صفحه ۱۵ **پله= ۱ **عنوان=کلمات پژوهشگران و اندیشمندان دربارهی شخصیت حضرت زهراء
: زیرنویس=سوره الاسراء / ۱ ** » سبحان الذی اسری بعبده « : دختر کسی است که دربارهاش آیه شریفهی » فاطمه زهراء « میشویم: او
پاک و منزه است خداوندی که بندهاش را شبانگاه سیر داد…] نازل شد، سومی خورشید و ماه، دختر بهترنی انسان، پاکزاد، و به
۲- استاد عبدالزهراء گوید: هنگامی که میخواهیم درباره . [ اجماع و اتفاق نظر اندیشمندان ژرفنگر، بانویی بزرگ میباشد. [ ۱۹
حضرت زهراء که نهال پیامبری و درخت امامت است سخن گوئیم، ابعاد مجسم شده رسالت اسلامی در زوایای گوناگون شخصیت
حضرتش برایمان جلوهگر شده و به دنبالش راه میافتیم، در همسریش نسبت به علی بن ابیطالب چهره زندهای که از اسلام و قرآن
مجید و کتاب آسمانی ترسیم نموده و آفریدگار جهان خواهان آن چهره است آشکار میشود، و در موضعگیریهای قهرمانانه او
بعد از رحلت پدر بزرگوارش، [ صفحه ۱۶ ] چشمانداز ژرفی را که اسلام در حقوق و وظایف زن مسلمان تعیین کرده و میزان نقش
سازنده او را در ساختار جامعه اسلامی مشخص ساخته میبینیم و دیگر جنبههای شخصیت آن حضرت بر این پایه سنجیده میشود.
-۳ علامه محمد بن طلحه شافعی گوید: بدان، خداوند به وسیله روحی از سوی خود تو را تایید و پشتیبانی فرماید، پیشوایان . [۲۰]پاکی که در این نوشتار سخن از فضائل آنانست، و رهبران نیکوکاری که در این کتاب میخواهیم ویژگیهایشان را باز گوئیم، غیر
از پیوند نسبی با رسول خدا مزیتی دیگر بخاطر پیوند از طریق حضرت زهراء علیهاالسلام دارند، به واسطه آن حضرت، خداوند
رتبهای افزونتر و شرافتی برتر، ارزشی والا و الائی ارزشمندتر، جایگاهی برین و برتری مقام، ریشهای پاک، و پاکیزگی ریشه مقدر
ساخته است، پس در پرتو روشن بینی خود- خداوند تو را با هدایتش یاری فرماید- به مفهوم این آیه شریفه، [ ۱۵ ] و سبک عبارات
و چگونگی اشاراتش به مقام والای فاطمه علیهاالسلام در درجات شرافت و بزرگواری نگاه کن، خداوند مقام حضرتش را بیان
کرده و سر و رمز دقیق آن را در اینجا آورده که او را بین حضرت رسول و حضرت علی قرار داده و از پیشرو و پشت سر اطرافش
نفس علی به همراه پیامبر صلی الله علیه و « انفسنا » را گرفته تا بدین وسیله مقام و رتبه او را بازگو فرماید، از آنجا که مقصود از کلمه
آله و سلم است فاطمه علیهاالسلام را بین آن دو قرار داده است زیرا بیان نگهداری کسی به وسیله خود انسان از نگهداری به وسیله
۴- حافظ ابونعیم اصفهانی گوید: از پارسایان برگزیده و برگزیدگان پرهیزگار فاطمه . [ فرزندان رساتر [ صفحه ۱۷ ] است. [ ۱۶
رضیاللهتعالی عنها است او بانوی بتول، و پاره تن رسول، و نزدیکترین فرزندانش به قلب مبارک و نخستین نفر آنان در پیوستن به
-۵ . [ آن حضرت بعد از رحلتش بود، او از دنیا و بهرههایش بر کنار به اسرار و رموز پیچیده آفات و زشتیهای دنیا آشنا بود. [ ۱۷
عبدالحمید ابن ابیالحدید گوید: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فاطمه علیهاالسلام را بیش از آن چه که مردم گمان داشته و
به دخترانشان احترام میگذاشتند گرامی میداشت، تا آن جا که از مرز محبت پدران نسبت به فرزندان گذشت نه یکبار بلکه بارها
انها سیده نساء العالمین، و انها عدیله مریم بنت » : و در جاهای گوناگون، نه فقط یک جا، در حضور عام و خاص چنین فرمود
عمران، و انها اذا مرت فی الموقف نادی مناد من جهه العرش: یا اهل الموقف غضوا ابصارکم بتعبر فاطمه بنت محمد صلی الله علیه و
یعنی: او بانوی زنان جهنیان و همتای مریم دختر عمران است، به هنگام عبور از موقف قیامت منادی از سوی عرش فریاد «. آله و سلم
میزند: ای اهل محشر دیدگانتان را فروبندید تا فاطمه دختر محمد عبور کند. این حدیث از احادیث صحیحه است و از اخبار
ضعیفه و بیاعتبار نیست، رسول خدا هنگامی او را به همسری علی درآورد که خداوند متعال او را در آسمان با گواهی ملائکه به
یوذینی ما یوذیها و یغضبنی ما یغضبها، و انها بضعه منی یریبنی ما » [ همسری علی در آورد، و نه یکبار بلکه بارها فرمود: [ صفحه ۱۸
۱۸ ] . یعنی: آزار میدهد مرا آن چه که او را آزار میدهد و به خشم درمیآورد مرا آن چه که او را به خشم درمیآورد، او ] « رابها
پاره تن من است آن چه که او را ناراحت کند مرا ناراحت میکند. ۶- استاد توفیق ابوعلم گوید: او زنی بود بزرگمنش با خوئی
ارزنده، شخصیتی گرامی، احساسی برین، فهم و هوشی تند، ذهنی پویا، نظری بلند، ارزشهائی والا، پرچوش و خروش، سینهای
گشاده، دلی محکم و استوار، غیور و غرمتمند و به دور از خود خواهی و خود پسندی… او در بلندای قله عفاف و راستی، پاکدامنی
و خویشتن داری و پاک چشمی… او در بین تمام دختران حواء بدون هیچگونه اختلافی در این مساله، از تباری بزرگ و خاندانی
اصیل بود… او در شرافت و بزرگی وابسته به خود بود و نیازی به دیگران نداشت گویا در بین فرزندان آدم و حواء از دیگران بر
۷- استاد عباس محمود عقاد مصری گوید: در هر دیانتی چهرهای از زن کامل و . [ کنار بود و تنها خود یک شخصیت داشت. [ ۱۹
ارزنده وجود دارد که معتقدان به آن دیانت در مقابل او تعظیم میکنند و او را بسان آیتی از خدا در بین آفریدگانش از زن و مرد
میستایند، وقتی در بین مسیحیان چهره حضرت مریم عذراء، مقدس است، در اسلام به ناچار میبایست صورت فاطمه زهراء مقدس
۸- دکتر علی ابراهیم حسن گوید: زندگانی حضرت فاطمه صفحهی برجستهای از صفحات تاریخ را تشکیل داده است، . [ باشد. [ ۲۰
در آن صفحه چهرههای [ صفحه ۱۹ ] گوناگونی از برزگی و عظمت را مشاهده میکنیم، او هم چون بلقیس یا کلئوپاتر نیست که
عطمت خود را از تخت بزرگ و ثروت کلان و زیبائی کمنظیر خود داشتهاند،و شهامتش در اعزام و رهبری لشکرها و فرماندهی بر
مردان است، بلکه ما در مقابل شخصیتی قرار گرفتهایم توانسته است هالهای از حکمت و شکوه را بر پهنهی گیتی بگستراند حکمتی
که به کتابها و فلاسفه و دانشمندان برنمیگردد، بلکه تجربههائی است از روزگار مملو از دگرگونیها و پیش آمدهای ناگهانی،
۹- علامه اربلی گوید: . [ شکوهی که از فرمانروائی و ثروت برنخاسته بلکه از درون روح و اعماق جان او نشات گرفته است… [ ۱۵
هم اکنون سخن از فاطمه علیهاالسلام به میان میآوریم، همان فاطمهای که تابش این انتساب بخاطر تابش انوار وی افزون گشته، و
از افتخارات او مزائی به دست آورده و با پرتو والایش بر دیگر نسبتها برتری یافته و ارج و منزلتش را با شرافت، ارزندگی بخشیده
است، او فانوس نبوت است که شفاعتش پرتو افکنده و انوارش درخشیده و ستارگان آسمانش با جلا بخشیدن ابرهای سفید، فروغ و
درخشش یافته است. وی پیام رسالت را به جان خرد، نیوشیده و بر بلندای هفت آسمان بالا و بالاتر رفته است، بر جایگاههایی برین
نشسته و درجات روشن و نورانی داشته، بزرگ منش و والاتبار بوده و شرافتمند و گرامی نسب است. پاک و پاکزاد، درخشان و
دارای فرزندانی تابناک، با اجماع درست اندیشان بانوی بزرگ، برگزیدهی از نیکان، سومی خورشید و ماه دختر بهترین انسان،
مادر امامان بزرگوار، پاک و خالص از [ صفحه ۲۰ ] تیرگیها و کدورتها و به رغم منکران و ناباورانش برگزیده از سوی خداوند
است که به جواهر جلال و شکوه آراسته و بر بلندترین رتبههای کمال جای گرفته و بر تمامی زنان و مردان برتری یافته است، درود
خداوند بر او و بر پدر و شوهر و فرزندانش که سروروان سر بلند و برجسته و وارثان نبوت و کتابند و سلام و شرافت و گرامی
۱۰ – وی در جای دیگر گوید: همانا فاطمه علیهاالسلام، چکیده نبوت و کسی است که از پستان . [ داشت و عظمت بر آنها باد. [ ۱۶
صفحه ۲۷ از ۳۶۰
بزرگواری و کرامت شیر مکیده، در صدف بزرگ منشی، سپیده درخشان خورشید روز، و پرتو چراغ دان نورها و برگزیده شرف
وجود و واسطه گردن بند هستی، نقطه دائره مفاخر، ماه تابناک ارزشها، زهره زهراء، درخشنده درخشان بلند جایگاه است آن
کسی که در درجهای عالی در کرانه آسمان بر جایگاهی رفیع جای گرفته است نورش میدرخشد، پرتوش همه جا را روشن ساخته
و نامش از تعریف و معرفی بینیازش کرده است. نور دیدگان پدر و آرامش دل مادر، آراسته به جواهر والا و بر کنار از زرق و
برق دنیا، کنیز خدا و بانوی زنان، زینت پدران و شرافت فرزندان است، آدم از وجود او فخر میکند و نوح از شان او مباهات
مینماید، ابراهیم از داشتن ذریهای هم چون او به خود میبالد و اسماعیل از وجود این شاخه بر درخت وجودش بر دیگر برادرانش
اعلام پیروزی میکند، او گل خوشبوی محمد صلی الله علیه و آله و سلم در بین افراد خانوادهاش بوده در میدان مسابقه مفاخر هیچ
کس هماورد او نشد مگر اینکه شکست خورد و در بزرگواری، هر کس در مقابلش عرض اندام کرد مورد سرزنش قرار گرفت حق
[ او را کسی جز فرومایه انکار نکرد و چهره اخلاص [ صفحه ۲۱ ] از او برنگردانید مگر آنکس که مغبون و خسارت دیده است. [ ۱۷
-۱۱ علامه خیبر ابنشهر آشوب گوید: و گفتیم آن کس که گفتارش راست، احوالش با برکت، کردارش پاک و آراسته به .
عدالت، خشنود در گفتار، پسندیده در راهنمائی، با دلسوزی و مهربانی گویای حدیث، آزاد زن بخاطر انفاق، بانوی زنان در دادن
صدقه، خویشتندار و در همه جا و بریده از همگان برای همیشه، درخشان بر اثر احسان و در پوشش بسان مریم کبری و رازش
پنهان و به نیکی از دیگران جدا، شهودش تابناک و پرستشش آسمانی، در پارسائی بیاعتنا به همه چیزی، در زایمان پاک و دست
نخورده، پارسای برگزیده، پرستش گر خشنود، خشنود از پروردگار و مورد پسند او، شب زندهدار گرامی، نیایش گر پاکدامن،
بانوی بانوان، محبوب حبیب خدا، از نگهبانان بهشت، در حجاب برگزیده خدای رحمان، دختر بهترین رسولان و نور چشم سرور
همه آفریدگان، رشته پیوند بین زنان جهانیان، دادخواه پیشگاه عرش در روز جزاء، میوه نبوت، مادر امامان، شکوفه دل شفیع امت،
زهراء گرامی، سپید روی شکوهمند، مورد احترام در زیر گنبد کبود حوریه انسان نما، بتول عذراء، ششمین نفر از زنان بزرگ.
وارث سرور پیامبران، همسر سرور اوصیاء فاطمه الزهراء، صدیقه کبری، آسایش جان حضرت مصطفی، درد آشنای بیفریاد و ناله،
نازل گشته است، دختر پیامبر، همدم وی، مادر « هل اتی » دارنده درخت طوبی آن کس که در شان او و همسر و فرزندانش سوره
سبطین، جده امامان، بانوی زنان دنیا و آخرت، همسر مرتضی، مادر مجتبی، دختر مصطفی، بزرگ بانوی ناشناخته گرامی، زن
ستمدیده شهیده، بانوئی خردمند، همتای مریم، دختر محمد گرامی، بر کنار از [ صفحه ۲۲ ] هر بدی، نشاندار هر خوبی، آن کس
که وصفش در انجیل مده و به نیکی و بزرگی از او یاد گشته، گوهر تابناک رسول خدا که دارنده وحی و قرآن است، جدش خلیل
۱۲ – محقق شهیر حاج ملا . [ و ستایشگرش خدای جلیل که به فرمان پروردگار، خطبه عقدش را مرتضی را جبرئیل قرائت کرد. [ ۱۸
گوید: پاک و منزهی تو ای پروردگار، ای آفریدگار آسمانهای بالا و ای « الخصائص فی الفاطمیه » محمد باقر صاحب کتاب
شکافنده دانه و هسته، توئی آن خداوندی که اسمی را از یکی از اسامی خود جدا ساخته، و از نور خویش شکافته، اسمت را
درخشش بخشیدی تا روشنگر ظهورت باشد و آنگاه آن اسم را مجموعهای از اسامی خود قرار دادی، که آن نور، ریشه اصلی بانوی
هستم و این فاطمه است، با نور او تمامی موجودات از « فاطر » کنیزان تو بود، آتگاه در بین ساکنان آسمانها اعلام کردی که من
آغاز تا فرجام آشکار شد، بنابراین اسم او اسم تو و نور او نور تو و ظهور او ظهور تو بود و جز تو خدائی نیست، هر کمالی سایه تو
و هر وجودی سایه وجود تو است. هنگامی که او را آفریدی از تیرگیهای بشری دورش ساختی و به ویژگیهای فاطمی
مخصوصش نمودی، از سست عنصری بر کنار داشتی و از هر گونه کمبودی منزه کردی، تمام منشهای پسندیده را در او گرد
آوردی به پایهای که خردها از درکش ناتوان مانده و مردم از شناخت کنه ذات او دستشان کوتاه شد، ملائکه در آسمانها خدا را
به حق روشنی آسمانی و به فاطمه یاری شده دعا کردند… مادر سبطین و بزرگترین حجت های خداوند بر شرق و غرب، گل
خوشبوی درخت سدره المنتهی و کلمه تقوی، و ریسمان مطمئن و پرده آویخته خدا، خوشبخت بزرگ، مریم [ صفحه ۲۳ ] کبری،
صفحه ۲۸ از ۳۶۰
نماز وسطی، حوریه انسان نما که قرون نخستین بر محور شناخت او میچرخیده است. چگونه ثنای او گویم، با اینکه
ویژگیهایبرین او را شمارشی نیست و برتریهایش بیپایان است؟! او بتول عذراء، آزاد زن سپید روی، مادر پدرش و بزرگ
بانوی پیروان و فرزندانش میباشد. ملکه پیامبران، صدیقه، فاطمه الزهراء است. و چه خوب سروده است آن کس که گوید: خجلا
من نور بهجتها تتواری الشمس فی الافق و حیاء من شمائلها یغطی الغصن فی الورق [ ۱۹ ] . یعنی از شرمندگی نور پرفروغ او خورشید
در افق پنهان و بخاطر آذرم از چهراش شاخه از برگ پوشیده گشت. ۱۳ – محقق اندیشمند و بزرگوار سید کاظم قزوینی گوید:
فاطمه، و تو چه میدانی که فاطمه کیست؟ یکتا انسانی است که طبیعت زنانگی را پذیرفته تا شنانی از قدرت رسای پروردگار و
توانائی شگفتانگیز و نوآور او باشد زیرا خداوند متعال حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم را به عنوان نشانه قدرتش در بین
پیامبران آفرید و سپس پارهتن و دخترش فاطمه زهراء را از وجود او آفرید تا نشانه و علامتی بر قدرت او در آفرینش آفریدهای از
جنس زن باشد که مجموعهای از فضائل و مجتمعی از مواهی و بخششها است. خداوند متعال به حضرت فاطمه زهراء بیشترین بهره
از عظمت و برترین نصیب از شکوه و جلالت بخشیده، بطوری که برای هیچ زنی امکان دسترسی به آن نیست، او نتیجه و ثمره آن
عده از اولیاء الهی است که آسمان نسبت به عظمت آنها اعتراف کرده پیش از آن که اهل زمین آنها را [ صفحه ۲۴ ] بشناسند، و در
قرآن مجید در شان آنها آیاتی نازل شده است که از آغاز نزولش تا به امروز و تا روز قیامت شبانه روز تلاوت میشود، شخصیتی
که هر اندازه آگاهی بشر از رهگذر فهم و اندیشه بر اسرار آفرینش افزوده گردد، عظمت او به طور گستردهتری آشکار میشود و
معانی و مزایایش به گونهای واضحتر تجلی میکند، او فاطمه زهراء است که خداوند ثناگوی او است بخاطر خشنودیش خشنود و از
خشمش به خشم میآید، و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم عظمت و ارزندگی او را اعلام داشته و امیرالمومنین علیه السلام به
[ چشم بزرگی و عظمت به او مینگرد و پیشوایان اهل البیت به نظر تقدیش و احترام نگاهش میکنند. [ ۲۰ ] . [ صفحه ۲۷
برگرفته از کتاب فاطمه زهرا شادمانی دل پیامبر نوشته: احمد رحمانی همدانی

روبات عترت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *