مصائب حضرت زهرا (س) در اشعار – از آیه الله صدر

از آیه الله صدر
یاخلیلی احبسا الحرد المهارا و ابکیا دارا علیها الدهر جارا ای دو دوست من اسبهای تندرو، را از حرکت بازگیرید و قدری آهستهتر
برانید، و بر خانهای گریه کنید که روزگار بر آن ستمروا داشته است. و ربوعا اقفرت من اهلها و غدت بعدهم قفرا برارا و ویرانههائی
که از ساکنانش تهی و بعد از آنان به صورت بیابانهائی خشک درآمده است. حکم الدهر علی تلک الربی فانمحت و الدهر لا یرعی
ذمارا روزگار بر این خرابهها زور گفته و آنها را از بین برده و رسم روزگار چنین است که مراعات بزرگواری و شرف را نمیکند.
کیف یرجی السلم من دهر علی اهل بیت الوحی قد شن المغارا از روزگاری که بر خاندان وحی شبیخون زده و یورش برده چگونه
امید سازش میرود. لم یخلف احمد الا ابنته و لکم اوصی الی القوم مرارا حضرت محمد جز یک دختر از خود به یادگار نگذاشت
و بارها درباره [ صفحه ۸۵۲ ] او به مردم سفارش کرد. کابدت بعد ابیها المصطفی غصصا لو مست الطود لمارا بعد از پدرش حضرت
مصطفی آن قدر غم و اندوه بر او وارد شد که اگر بر کوهها میرسید نابود شده بودند. هل تریهم ادرکوا من احمد بعده فی آله
الاطهار ثارا آیا مردم را میبینی که بعد از احمد صلی الله علیه و آله و سلم انتقام خود را از خاندان او گرفتند. غصبوها حقها جهرا و
من عجب ان تغضب الزهرا جهارا آشکارا حق او را غصب کردند و شگفتی در همین است که آشکارا حق حضرت زهرا غصب
میشود. من لحاها اذ بکت و الدها قائلا فلتبک لیلا او نهارا و از اینکه او را از گریه بر پدرش بازداشته و به او میگویند یا شب گریه
کن و یا روز تعجب است، ویلهم ما ضر هم لو بکیت بعضه المختار ایاما قصارا وای بر آنها، برایشان چه زیانی داشت اگر پاره تن
پیامبر چند روزی بر پدرش میگریست؟ من سعی فی ظلمها؟ من راعها من علی فاطمه الزهرا جارا؟ چه کسی بر ستم کردن بر او
کوشید؟ و چه کسی او را ترسانید؟، چه کسی بر فاطمه زهرا جوری و ستم کرد.؟ من غدا ظلما علی الدار التی تخذتها الانس و الحن
مزارا چه کسی بر خانهاش که انش و جن آن جا را زیارتگاه خود قرار داده بودند ستم روا داشت؟ طالما الاملاک فیها اصبحت تلثم
الاعتاب فیها و الجدارا چه بسیار اوقاتی که فرشتگان استانه و دیوارهای آن جا را [ صفحه ۸۵۳ ] میبوسیدند. و من النار بها ینجو
الوری من علی اعتباها اضرم نارا که این کس بر آستان خانهای آتش افروخت که مردم از آتش جهنم بوسیله آن نجات پیدا
میکنند. و النبی المصطفی کم جاءها یطلب الاذن من الزهرا مرارا و پیامبر اکرم هر وقت بر در آن خانه حاضر میشد چندین مرتبه
از حضرت زهرا کسب اجازه میکرد. و علیها هجم القوم و لم تک لاثت لا وعلیاها الخمارا بر آن خانه هجوم بردند در حالیکه آن
حضرت را نه چادری بود و نه مقنعهای. لست انساها و یا لهفی لها اذ وراء الباب لاذت کی توارا من او را فراموش نخواهم کرد و
ساندوه فراوانی نسبت به آن حضرت دارم به خصوص آن هنگامی که به پشت در پناهنده شد، فتک الرجس عل الباب و لا تسالن عما
جری ثم وصارا آن فرد پلید بر در خانه هجوم برد و از آن چه که اتفاق افتاد و آن جا چه شد سوال نکن. لا تسلنی کیف رضوا
ضلعها و اسالن الباب عنها و الجدارا از من سوال نکن که چگونه پهلویش را کوبیدند، از در خانه و دیوار سوال کن و اسالن اعتباها
عن محسن کیف فیها دمه راح جبارا از آستانه در خانه درباره محسن سوال کن که خونش چگونه پخش بر پهنه زمین شد و اسالن
[ لولو قرطیها لما انتثرت و العین لم تشکوا حمارا و از دانههای دُر گوشوارهاش بپرس که چگونه پراکنده گشت و از [ صفحه ۸۵۴
چشم سوال کن که چرا از سرخی و کبودی شکوه میکند. و هل المسمار موتور لها لها فغذی فی صدرها یدر ثارا و آیا به میخ در
. [ ستمی شده بود که میخواست از سنیه او انتقام خون خود را بیرد. [ ۱۰۰۲
برگرفته از کتاب فاطمه زهرا شادمانی دل پیامبر نوشته: احمد رحمانی همدانی

روبات عترت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *