منزلت و مقام حضرت زهرا (س) در پیشگاه پروردگار در روز قیامت

-۱ از محمد بن مسلم روایت شده که گوید از حضرت باقر علیه السلام شنیدم که میفرمود: حضرت زهراء را در مدخل جهنم
ایستادنی ویژه میباشد، در روز قیامت بر پیشانی هر کس، مومن و یا کافر نگاشته شده است. به آن دوستی، که گناهان زیادی انجام
داده دستور داده میشود که وارد آتش شود، حضرت بین دو چشم او میخواند که وی محب است، آنگاه میگوید: ای خدا و ای
مولای من، تو مرا فاطمه نامیدی و به وسیله من، آنکس را من و ذریهام را دوست میدارد از آتش جدا میسازی، وعده تو راست
است و تو از نویدی که دادهای تخلف نمیکنی. خداوند متعال میفرماید: راست میگویی ای فاطمه، من تو را فاطمه نامیدم و به
وسیله تو کسی که تو را دوست داشته و به ولایت پذیرفته و ذریه تو را دوست داشته و به ولایت پذیرفته باشد از آتش نجات
میدهم، وعده من حق است و از نویدی که دادهام تخلف نخواهم کرد، از آن جهت برای این بنده فرمان دادهام (که به آتش برده
شود) تا تو درباره او شفاعت کنی، تا برای فرشتگان و پیامبران و رسولانم و کسانی که در این جایگاه ایستادهاند قدر و منزلت تو در
نزد من روشن شود که هر کس را بر پیشانیش بخوانی مومن است، دستش را بگیری و به بهشت واردش [ صفحه ۸۹۰ ] سازی.
-۲ از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روایت شده است که فرمود: هنگامی که خداوند خلائق اولین و آخرین را . [۱۰۱۸]مبعوث گرداند منادی پروردگارمان از زیر عرش خداوند صدا میزند، ای گروه خلائق دیدگان را ببینید که فاطمه دختر حضرت
محمد و بانوی زنان جهانیان، میخواهد بر صراط بگذرد، در صحنه قیامت نیست مگر آنکه چشمهایش را میبندد به جز حضرت
محمد و علی و حسن و حسین و فرزندان پاک آنان، چرا که فرزندان آن حضرتند، هنگامی که وارد صحرای محشر شود دنباله
صفحه ۲۹۶ از ۳۶۰
چادرش بر روی صراط کشیده میشود، یک سر آن در بهشت به دست خود آن حضرت است و سر دیگرش در عرصه قیامت
است، منادی پروردگار صدا میزند: ای دوستداران فاطمه علیهاالسلام به گوشههای چادر بانوی زنان جهانیان چنگ زنید، و کسی
از دوستداران حضرت فاطمه باقی نمیماند مگر اینکه به گوشهای از اطراف چادر آن حضرت چسبیده است تا اینکه بیش از هزار
فئام و هزار فئام به آن میچسبند، گفتند یک فئام چه قدر است؟ فرمود، هزار هزار، که به وسیله آن حضرت، از آتش نجات
۳- از حضرت صادق علیه السلام روایت شده که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود چون روز قیامت . [ مییابند. [ ۱۰۱۹
شود برای حضرت زهرا قبهای نورانی نصب گردد، حسین علیه السلام در حالی که سرش را به دست گرفته وارد میشود، همینکه
چشم حضرت زهراء به او میافتد نالهای میزند که در آن جمع هیچ فرشته مقرب و پیامبر مرسل و بنده مومنی باقی نمیماند مگر
اینکه گریه میکند. ۴- از حضرت صادق علیه السلام روایت شده که جابر به حضرت باقر علیه السلام [ صفحه ۸۹۱ ] گفت: ای پسر
پیامبر فدایت شوم، حدیثی در فضیلت جدهات حضرت فاطمه علیهاالسلام برایم بگو که هر گاه به شیعیانت بگویم خوشحال شوند،
حضرت فرمودند چون روز قیامت بر پا شود برای پیامبران و مرسلین منبرهائی از نور نصب میشود، منبر من بالاتر از همه آن منابر
است، آن گاه خداوند متعال میفرماید: ای محمد خطبه بخوان، من بگونهای سخنرانی میکنم که هیچ یک از انبیاء چنان خطبه و
سخنرانی را نشنیدهاند بعد برای اوصیاء و جانشینان منبری از نور نصب میشود و در وسط آنها برای وصیم علی بن ابیطالب منبری از
نور که بالاتر از منابر آنان است نصب میشود، خداوند متعال به علی علیه السلام میفرماید، سخنرانی کن، حضرت خطبهای
میخواند که به ماندش از هیچ یک از اوصیاء شنیده نشده است، بعد برای فرزندان انبیاء و مرسلین منبری از نور نصب میشود و
برای دو پسر و نواده، و ریحانه دوران زندگیم منبری از نور گذاشته میشود و به آنها گفته میشود خطبه بخوانید، آنان نیز به
گونهای سخنرانی میکنند که کسی بدانگونه از فزندان انبیاو و مرسلین نشنیده است، بعد جبرئیل که منادی پروردگار است صدا
میزند: فاطمه دختر حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم کجا است؟ خدیجه دختر خویلد کجا است؟ مریم دختر عمران
کجاست؟ آسیه دختر مزاحم کجا است؟ ام کلثوم مادر یحیی بن زکریا کجا است؟ اینها از جای برمیخیزند و خداوند متعال
میفرماید: ای همه کسانی که جمع شدهاید امروز کرامت و بزرگواری از آن کیست؟ محمد و علی و حسن و حسین پاسخ میدهند
از خداوند یکتای قهار، خداوند متعال میفرماید: ای گروه خلائق، من کرامت و بزرگواری را بر محمد و علی و حسن و حسین و
فاطمه قرار دادم، ای جماعت سرها را پائین انداخته، چشمها را فروبندید، این فاطمه است که به سوی بهشت حرکت میکند، جبرئیل
[ ناقهای از ناقههای بهشتی با پیشانی باز و گسترده، و پاهائی از لولو تازه، در حالیکه بر پشتش جایگاهی آراسته به [ صفحه ۸۹۲
مرجان نهاده برایش آورده و جلو پایش میخواباند و حضرت بر آن سوار میشود، خداوند یکصد هزار فرشته را مامور میکند که
در سمت راست و یکصد هزار فرشته در سمت چپ قرار گیرند و یکصد هزار دیگر آن حضرت را بر روی خود حکم کنند تا اینکه
بر کنار در بهشت قرار گیرد، به آنجا که رسید روی برگردانده و میایستد،خداوند متعال میفرماید: ای دختر حبیب من، چه شده
است که ایستاده و روی برگرداندهای؟ من دستور دادهام تو را بهشتم وارد کنند؟ حضرت میگوید: پروردگارا دوست دارم قدر و
ارزش خود را در این بدانم، خداوند متعال میفرماید: ای دختر حبیبم، برگرد و به کسانی که در دلشان محبت تو و یا محبت یکی از
فرزندان تو را دارند نگاه کن و دست آنان را بگیر و به بهشت داخل کن. حضرت باقر علیه السلام فرمود: به خدا سوگند ای جابر،
آن حضرت در آن روز شیعیان و دوستان خود را به سان پرندهای که دانه خوب را از دانه بد تشخیص داده و برمیچیند شناسائی
کرده و جدا میسازد، هنگامی که بر در بهشت شیعیانش اطراف او جممع شدند، خداوند به دل آنان میافکند که بایستد، و روی
برگردانند و پشت سرشان را نگاه کنند، خداوند به آنها میفرماید: ای دوستان من به چیز نگاه میکنید و چرا روی برگردانیدهاید، با
اینکه حضرت فاطمه درباره شما شفاعت کرده است؟ میگویند: پروردگارا میخواهیم قدر و ارزش خود را در این روز بدانیم،
خداوند میفرماید: ای دوستان من برگردید و به کسانی که شما را به خاطر دوستی فاطمه دوستتان دارند نگاه کنید، به کسی که به
صفحه ۲۹۷ از ۳۶۰
خاطر محبت فاطمه به شما غذا داده، به کسی که به خاطر محبت فاطمه به شما لباس داده به کسی که به خاطر دوستی فاطمه به شما
جام آبی داده، به کسی که درباره محبت فاطمه غیبتی را از شما برطرف ساخته نگاه کنید، دستش را گرفته و او را وارد بهشت
کنید. [ صفحه ۸۹۳ ] حضرت باقر علیه السلام فرمود: به خدا سوگند در بین مردم کسی جز شککننده، یا کافر و یا منافق باقی
[ فما لنا من شافعین و لا صدیق حمیم [ ۱۰۲۰ » نمیماند، اینان هنگامی که در طبقات جهنم قرار گرفتند به بیان الهی فریاد میزنند که
حضرت باقر علیه السلام میفرماید: هیهات، هیهات، از آن چه که .« [ فلو ان لنا کره فنکون من المومنین [ ۱۰۲۱ » : و عرضه میدارند و
-۵ از ابنعباس روایت شده که از . [۱۰۲۲] « و لو ردوا لعادوا لما نهوا عنه و انهم لکاذبون » ، میخواهند ممنوع و بازداشته میشوند
امیرالمومین شنیدم که میفرمود: روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بر حضرت فاطمه وارد شد او را غمگین و اندوهناک
دید، فرمود: چرا محزونی؟ گفت: پدرجان به خاطر یادآوری روز قیامت و برهنه ایستادن مردم در آن روز، فرمود: دخترم، قیامت
روز بزرگی است، لکن جبرئیل از طرف خداوند به من خبر داد که خداوند فرموده: در روز قیامت که زمین شکافته شده اولین کسی
که از زیر زمین بیرون میآید من هستم، بعد پدرم حضرت ابراهیم، بعد حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام، بعد خداوند متعال
جبرئیل را همراه با هفتاد هزار فرشته نزد تو میفرستد، بر سر قبر تو هفت گنبد نورانی نصب میکنند، اسرافیل سه جامه نورانی برای
تو میآورد و بالای سر تو ایستاده و تو را صدا میزند: ای فاطمه، دختر محمد به پاخیز و به سوی محشر بیا، تو با کمال آرامش و
بدون ترس، در حالی که کاملا خود را پوشاندهای از جا حرکت میکنی، [ صفحه ۸۹۴ ] اسرافیل حلههای بهشتی را به تو میدهد و
میپوشی، روفائیل مرکبی نورانی که افسارش از لولو تازه است و هودجی زرین بر آن قرار دارد برایت حاضر میکند و تو بر آن
سوار میشوی در حالی که افسارش به دست روفائیل است و پیش روی تو هفتاد هزار فرشته که لوای حمد و ستایش به دست دارند
در حرکت هستند، بعد از آن که به راه افتادی هفتاد هزار حوریه از تو استقبال کرده، از دیدار تو اظهار شادمانی مینمایند در دست
هر یک از آنها مجمرهای [ ۱۰۲۳ ] نورانی است، بوی عود از آن پخش میشود بدون آن که آتشی وجود داشته باشد، تاجهای
زبرجد نشان سبز بر سردارند و فورا بعد از استقبال از تو در سمت راست تو قرار میگیرند بعد از آن که از کنار قبرت دور شدی
مریم دختر عمران بهمراه عدهای از فرشتگان به همان تعداد که با تو بودند به استقبال تو میآید و بر تو سلام میکند و با همراهانش
در سمت چپ تو قرار میگیرند، بعد مادرت خدیجه دختر خویلد که نخستین زنی است که به خدا و رسولش ایمان آورد به همراه
هفتاد هزار فرشته که به دست خود پرچم تکبیر دارند از تو استقبال میکند، نزدیک که آمدی حواء و آسیه بن مزاحم در بین هفتاد
هزار حوریه به استقبال تو میآیند و با همراهان خود در رکاب تو حرکت میکنند در آن هنگام که خداوند هم آفریدگان را در
یک صحنه گرد میآورد و همگی در یک سطح قرار میگیرند تو در وسط آنان میایستی بعد منادی زیر عرش خدائی به طوری
صدا میزند که همگی بشنوند و میگوید: دیده فروبندید تا فاطمه دختر محمد صلی الله علیه و آله و سلم و همراهانش عبور کنند،
در آن هنگام تنها کسی که میتواند به تو نگاه کند، حضرت ابراهیم خلیل الرحمن و علی بن ابیطالب است، آدم حواء را میطلبد
و او را با مادرت در پیش روی تو میبیند. [ صفحه ۸۹۵ ] بعد منبری نورانی که هفت پله دارد برای تو نصب میشود در بین هر
پلهای تا پله دیگر صفوف فرشتگان ایستاده و پرچمهای نورانی به دست گرفته و حورالعین از چپ و راست منبر صف کشیدهاند،
نزدیکترین زنانی که در سمت چپ تو ایستادهاند حواء و آسیه میباشند، هنگامی که بر بالای منبر قرار گرفتی جبرئیل نزد تو آمده و
به تو میگوید: ای فاطمه حاجت خود را بخواه و تو میگوئی، پروردگارا حسن و حسین را به من نشان ده. در این هنگام رگهای
بریده گردن حسن نزد تو آمده در حالی که خون از آن جاری است و میگوید: پروردگارا امروز حقم را از کسانی که به من ستم
کردند بگیر، در این هنگام خداوند جلیل خشمگین شده و به خاطر خشم او جهنم و همه فرشتگان به خشم میآیند، جهنم به خروش
میآید و نالهای سر میدهد، شعلههای آتش زبانه میکشد و کشندگان حسین و فرزندان و فرزندان فرزندانشان را به کام خود
فرومیبرد، آنها میگویند خداوندا ما که در زمان حسین نبودیم خداوند به شرارههای دوزخ میفرماید، آنان را از روی چهرهها و
صفحه ۲۹۸ از ۳۶۰
کبودی چشمان و سیاهی صورتهایشان بگیرید، از موی جلو سرشان بگیرید در پائینترین بخش جهنم بیفکنید که اینان نسبت به
دوستان حسین سختگیرتر از پدرانشان بودند که با حسین جنگیده و او را کشتند، و تو در آن لحظه فریاد و شیون آنان را در جهنم
میشنوی. بعد جبرئیل میگوید: ای فاطمه حاجت خود را بخواه و تو میگوئی، پروردگارا شیعیانم، خداوند متعال میفرماید: آنان
را بخشیدم، میگوئی پرودرگارا شیعیان فرزندم، خداوند میفرماید: آنان را بخشیدم، میگوئی: پروردگارا شیعیان شیعیانم، خداوند
متعال میفرماید: جلو برو که هر کس که دست به دامن تو زد در بهشت همراه شیعیانت، و شیعیان فرزندانت و شیعیان امیرالمومنین
با کمال آرامش به را میافتی و [ صفحه ۸۹۶ ] آنان بدون ترس و پوشش کامل در حالی که سختیهایشان از بین رفته، مسیر برایشان
سهل و آسان گشته، دیگران در ترس و وحشتند و آنان هیچ ترسی ندارند دیگران تشنه هستند و آنان سیرابند بدینسان به حرکت
خود ادامه میدهند به در بهشت که رسیدی دوازده هزار حوریه که پیش از تو و بعد از تو هیچ کس با آنان دیدار و برخورد نکرده
با تو ملاقات خواهند کرد تازیانهای نورانی در دست دارند و بر اسبهائی نورانی که زین و برگشان از طلای زرد و یاقوت و
افسارشان از لولو تازه و بر روی هر یک طاقهای از سندش افتاده سوارند، وارد بهشت که شدی ساکنان بهشت به تو خوش آمد
میگویند، برای شیعیانت سفرههائی زرین بر ستونهای نورانی گسترده و آنان به خوردن مشغول میشوند و در حالی که هنوز دیگر
مردم مشغول حسابند اینان در بهشتبرین و جاودانه هر آن چه که بخواهند برایشان آماده است. [ ۱۰۲۴ ] . اخبار و روایات گذشتهای
که بر عظمت مقام موقعیت ویژه و مخصوص آن حضرت در پیشگاه خداوند متعال و اینکه آن حضرت شیعیان و دوستان خود را به
مانند پرندهای که دانه خوب را از بد جدا میکند از دیگران جدا میسازد. نکته لطیفهای را برای شما به ارمغان میآورد و آن
اینست که محبت آن حضرت ارزش ذاتی و مستقل دارد و به خودی خود ایمان و حسنه بوده و بغض آن حضرت سینه و کفر به
محبت حضرت زهراء ایمان است و » حساب میآید، و هم چنین محبت دیگر معصومین علیهم السلام، همانگونه که روایت شده که
از حضرت صادق علیه السلام روایت شده « حی علی خیر العمل » ۱۰۲۵ ] و در روایتی دیگر در تفسیر ] .« بغض آن حضرت نفاق است
نیکی کردن به حضرت فاطمه و « خیر العمل » : ولایت است. [ صفحه ۸۹۷ ] و در روایت دیگر « خیر العمل » است که فرمود: مقصود از
فرزندان آن حضرت است. [ ۱۰۲۶ ] . و از سلمان روایت شده که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: ای سلمان هر کس
دخترم فاطمه را دوست داشته باشد در بهشت با من خواهد بود و هر کس او را دشمن داشته باشد در آتش خواهد بود، ای سلمان
[ محبت فاطمه در یکصد موقف سودمند خواهد بود که آسانترین آنها مرگ و قبر و میزان و محشر و صراط و محاسبه است. [ ۱۰۲۷
تحیتی است از خداوند متعال به محمد مصطفی و علی مرتضی و فاطمه « بسم الله الرحمن الرحیم » : . و در حدیثی طولانی آمده
الزهراء و حسن و حسین و نوادگان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و امانی است برای دوستدارانشان تا روز قیامت است.
۱۰۲۸ ] که روایات بسیار دیگری نیز همانند آنچه در کتب روائی آمده است. ]نقد و بررسی
در این که ولایت و اعتقاد نسبت به حقانیت ائمه معصومین علیهم السلام و ،« الامام علی بن ابیطالب علیه السلام » قبلا در کتاب
محبت نسبت به آنان و بغض و کینه به خودی خود حسنه و به ذات خود عبادت خداوند است با برخی از معاصرین سخنانی
داشتهایم چرا که آن، عبادت قلب میباشد که برترین مرتبه و اثرش به مراتب از دیگر اعضاء بدن بیشتر است اکنون در این کتاب
که سخن بدینجا رسید به ناچار به بررسی و نقد فرمایش استاد [ صفحه ۸۹۸ ] شهید علامه مطهری- رضواناللهعلیه- در کتاب
تفاوت بین شیعه و غیر شیعه در جهت مثبت و » : میپردازیم، خلاصه کلام ایشان در آن کتاب چنین است « عدل الهی » ارزندهاش
عمل است نه در طرف سلب و منفی، یعنی هر گاه دو نفر مسلمان را در نظر بگیرم که یکی شیعه و دیگری غیر شیعه است و هر دو
به تمام دستورات مذهبی خود عمل کردهاند در این صورت شیعه عامل، بر غیر شیعه عامل، در دنیا و آخرت مقدم میشود ولی هر
خلاصه و نتیجه این سخن آنست که اعتقادات «. دو عمل نکرده باشند بین آن دو تفاوتی در سعادت و شقاوت و تقدم و تاخر نیست
حقه در صورتی اثر دارد که توام با اعمال درست باشد ولی خود اعتقاد حقه بدون اینکه عملی به آن ضمیمه شود هیچ اثری ندارد،
که این مطلب برخلاف آن چیزی است که از روایات گذشته فهمیده میشد. ما در اینجا در صدد بررسی و پژوهش کامل نیستیم
زیرا میدانی است که همت شیر مردان اندیشه در اینجا وامانده و نتوانستهاند به خوبی جولان دهند تا چه رسد به ما با این سرمایه
اندک علمی، ورود در این بحث در صورتی درست است که تمام اخبار مربوط به طینت بررسی و شرح داده شود که این کار از
وسع و توان ما خارج است و لذا از آن صرف نظر کرده و به بعضی از نکات لغزنده فرمایش استاد به اندازه فرصت و توان خود
در » : میپردازیم، ابتداء عین عبارات ایشان را آورده و بعد دلائل خود را در اثبات نظریهمان میآوریم: عبارت ایشان چنین است
پاسخ استدلال اول باید گفت: فرق بین شیعه و غیر شیعه وقتی آشکار میگردد که شیعه به برنامهای که رهبرانش به او دادهاند عمل
بکند و غیر شیعه به برنامه دینی خودش عمل کند، آنوقت تقدم شیعه بر غیر شیعه هم در دنیا [ صفحه ۸۹۹ ] و هم در آخرت روشن
میگردد، فرق را در جانب مثبت باید جستجو کرد نه در جانب منفی، نباید گفت اگر شیعه و غیر شیعه برنامههای مذهبی خود را
زیر پا بگذارند باید تفاوت داشته باشد و اگر تفاوتی نباشد پس چه فرقی میان شیعه و غیر شیعه هست؟ این درست مثل آن است که
دو بیمار به طبیب مراجعه کنند یکی به طبیب حاذق مراجعه کند و دومی به طبیب دریافت داشتند هیچکدام عمل نکنند، آنگاه بیمار
اول گلایه کند که فرق بین من و بیماری که به طبیب غیر حاذق مراجعه کرده چیست؟ چرا باید من مریض بمانم همانطوری که او
مریض مانده است در حالیکه من به طبیب حاذق مراجعه کردهام و او به طبیب غیر حاذق، و همچنین صحیح نیست که ما فرق علی
علیه السلام را با دیگران به این بگذاری که اگر ما به دستورهای آن حضرت عمل نکنیم ضرر نبینیم ولی آنها چه به حرف پیشوای
۱۰۲۹ ] . در این گفتار تشبیه امرالمومنین به طبیب حاذق چندان درست نیست و به ] .« خویش عمل کنند و چه عمل نکنند زیان بینند
اصطلاح قیاس مع الفارق بوده و از چندین جهت فرق دارد: ۱- رجوع به طبیب حاذق طریقیت دارد نه موضوعیت، زیرا طبیب
دستوری میدهد که اگر مریض به آن عمل کند بهبودی مییابد و کار طبیب فقط همین است و لذا مریض در مراجعه به او مختار
است. خود طبیب موضوعیت و استقلال ندارد برخلاف اعتقاد به امام و مراجعه به او که از سوی خداوند الزام است و عهد و پیمان
الهی از بندگانش که آنان خود [ صفحه ۹۰۰ ] در این مساله اختیار و حقی ندارند، همانگونه که رسول خدا صلی الله علیه و آله و
« کسی که به آنان اقرار کند مومن و کسی که منکر آنان باشد کافر است » : سلم بعد از آن که اسامی ائمه را یکایک بیان کرد فرمود
۱۰۳۰ ] . و نیز به حذیفه یمانی فرمود: ای حذیفه همانا حجت بعد از من بر تو علی بن ابیطالب علیه السلام است، کفر به او کفر به ]خداوند، و شرک به او شرک به خداوند، و شککننده در او شککننده در خداوند، و الحاد درباره او الحاد درباره خداوند، و
۲- صرف مراجعه به طبیب تا به دستور او عمل نشود اثری . [ انکار او انکار خداوند، و ایمان به او ایمان به خداوند است… [ ۱۰۳۱
ندارد، برخلاف اذعان و اقرار به امامت که به خودی خود عبادت و طاعت بوده و پاداشی اختصاصی دارد و بنابراین اگر دوستدار
ائمه پیش از آن که به دستوراتشان عمل کند از دنیا برود به خاطر اعتقادش به او پاداش داده میشود، هر چند این پاداش بعد از آن
باشد که به خاطر معصیتش عذاب مناسب آن را بیند به علاوه که خود پذیرش ولایت امام، بیماریهای نفسانی را از بین میبرد و
پلیدیهای روحی را پاک میکند و آن خود اکسیر اعظمی است که ماهیت را دگرگون کرده و شقی را سعید میگرداند و دیگر
فوائدی که بر آن مترتب است. از عبدالله بن مسعود روایت شده که گوید: در یکی از سفرها در خدمت رسول خدا صلی الله علیه و
آله و سلم بودیم. عربی بیابانی با صدائی بلند و خشن فریاد زد: یا محمد، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: بلکه چه
میگوئی؟ گفت اگر کسی گروهی را دوست بدارد و به دستورات آنها عمل نکند چه میشود؟ رسول خدا صلی الله علیه و آله و
سلم [ صفحه ۹۰۱ ] فرمود انسان با آن کسی است که او را دوست دارد. [ ۱۰۳۲ ] . و نیز از آن حضرت نقل شده که فرمود: من
امیدوارم درباره حب علی نیز امیدوارم. [ ۱۰۳۳ ] . و از آن حضرت روایت شده « لا اله الا الله » درباره امتم به همان اندازه که به کلمه
صفحه ۳۰۰ از ۳۶۰
که فرمود: محبت علی بن ابیطالب سیئات را آب میکند همانگونه که آتش قلع را آب میکند. [ ۱۰۳۴ ] . و از آن حضرت روایت
شده که فرمود: محبت علی حسنهای است که هیچ سیئهای به آن ضرر نمیزند و بغض آن حضرت سیئهای است که هیچ حسنهای به
آن سود ندارد. [ ۱۰۳۵ ] . و از امام صادق روایت شده که فرمود: محبت علی خود عبادت و در عین حال برترین عبادات میباشد.
۱۰۳۶ ] . در این زمینه اخبار و روایات متعددهای وارد شده که ما فقط نمونه کمی از آنها را آوردیم و روایات در حد تواتر است که ]نمیتوان در آنها شک و تردی کرد. استاد مطهری از برخی بزرگان (که گفته میشود وحید بهبانی است) توجیه و تاویلی را نقل
کرده که نمیتواند چندان مورد قبول باشد و تاویل اینست: معنای این حدیث آن است که اگر به راستی دوستدار علی بن ابیطالب
[ باشی گناهان هیچ آسیبی به تو نمیرسانند، یعنی اگر محبت علی که نمونه کامل انسانیت و اطاعت و بندگی و [ صفحه ۹۰۲
اخلاق است از روی صدق باشد و به خودبندی نباشد مانع ارتکاب گناه میگردد، مانند واکسنی که مصونیت ایجاد میکند و
راه یابد. [ ۱۰۳۷ ] . خلاصه این توجیه آن است که دوستدار امیرالمومنین علیه السلام « واکسینه شده » نمیگذارد بیماری در شخص
مرتکب هیچ کار زشتی نمیشود تا بتواند به او آسیب برساند و آن چه که موجب این ترک گناه است محبت او نسبت به حضرت
است. لکن این توجیه دردی را دوا نمیکند، زیرا ضرری که در این روایت نفی شده با انتفاء موضوعش که سیئه باشد منتفی است و
در صورتی که موضوع ضرر که معصیت باشد منتفی باشد دیگر ضرری وجود ندارد که بخواهد با محبت امیرالمومنین منتفی شود،
ما منکر اثر محبت حقیقی نیستیم لکن بحث در جائی است که سیئه و معصیت وجود داشته باشد. علامه مجلسی رضواناللهتعالی علیه
گوید: مقصود ضرر بزرگی است که موجب خلود در دوزخ باشد. « لایضر مع الایمان عمل و لاینفع مع الکفر عمل » در ذیل حدیث
۱۰۳۸ ] . آری ممکن است که مقصود آن باشد که دوستداران امیرالمومنین اگر قدمی به سوی گمراهی بردارند قدم دیگرشان به ]سوی طاعت و عبادت میرود و بر این مطلب روایات فراوانی گواه است: از حضرت باقر علیه السلام روایت شده که رسول خدا
یا علی محبت تو در قلب هیچ مرد مومنی ثابت نشد مگر اینکه اگر قدمی از او » : صلی الله علیه و آله و سلم به علی علیه السلام فرمود
بر صراط بلغزد قدم دیگرش ثابت بماند تا اینکه خداوند او را به خاطر [ صفحه ۹۰۳ ] محبت به تو به بهشت وارد کند. [ ۱۰۳۹ ] . و
نیز آن حضرت صلی الله علیه و آله و سلم به حضرت علی علیه السلام فرمودند: هر کسی تو را دوست بدارد خداوند عاقبت کار او را
به امن و ایمان پایان دهد، و هر کس تو را دشمن بدارد خداوند او را همچون مرده دوران جاهلیت بیمراند. [ ۱۰۴۰ ] . و چه بسیار
نظائر و نمونههای دیگری در روایات که به خاطر ترس از به درازا کشیدن مطلب از آنها صرف نظر کردیم، و شاید سر این موضوع
آن باشد که دوستدار اهل البیت هر چند بتواند گناهان بزرگ و اشتباهات هلاکت بار را مرتکب شود لکن روحش پاک و روانش
پاکیزه و طینتش طاهر است. اگر گفته شود: چگونه ممکن است بدین منزله و مقام باشد و در عین حال این گونه کارهای ناشایست
از کوزه همان برون » از او سر بزند؟! در پاسخ میگوئیم: هر چند کارهای ظاهری برخاسته از انگیزههای درونی است و به اصطلاح
و هر چند امور خارجی تاثیراتی بر نفس و روان انسان دارند لکن نمیتوانند اصل و ریشه باطن انسان را تغییر « تراود که در او است
دهند، گاهی آنها را تیره و کدر کرده و کارهای ناشایست از آنها سر میزند لکن این آثار نامناسب مربوط به همان کارهای
ظاهری است وقتی که خداوند باطن اشخاص را به خاطر ولایت اهل حق علیهم السلام با توبه یا با دیگر کفارات و گرفتاریهای مالی
از مصیبت فرزند و بیماری و خوابهای هولناک و ترسهای وارده از سوی دولتهای باطل و سختیهای هنگام مرگ (چنانکه در اخبار
و روایات آمده) پاک کرد، این سیئات به اصل خود برگشته و تبدیل به حسنات میشوند، چنانکه در قرآن مجید میفرماید: [
۱۰۴۱ ] . و این از احسان خداوند نسبت به بندگانش چندان دور نبوده و کار تازه و ] « فاولئک یبدل الله سیئاتهم حسنات » [ صفحه ۹۰۴
بیسابقهای هم نمیباشد. و از زید نرسی روایت شده است که گوید: به حضرت موسی بن جعفر علیه السلام عرض کردم: مردی از
دوستداران شما با اینکه میداند، شراب میخورد و مرتکب گناهان کبیره میشود آیا از او تبری بجوئیم؟ حضرت فرمود: از کارش
تبری بجوئید ولی از خودش کنارهگیری نکنید، او را دوست داشته باشید ولی کارش را دشمن بداید، عرض کردم، پس میتوانیم به
صفحه ۳۰۱ از ۳۶۰
بگوئیم؟. فرمود: فاسق و فاجر، کسی است که کافر و منکر ما باشد و با دوستان ما دشمنی کند، خداوند از اینکه « فاسق و فاجر » او
دوست ما فاسق و فاجر باشد اباء دارد هر کاری که انجام دهد، لکن بگوئید: فاسق العمل و زشت کار و مومن النفس و خبیث الفعل
طیب الروح و البدن. [ ۱۰۴۲ ] . از ابنمسعود روایت شده که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: هنگامی که خداوند متعال
حضرت آدم را آفرید و از روح خود در او دمید حضرت آدم عطسه کرده و گفت: الحمدلله، خداوند به او وحی کرد، بنده من مرا
ستایش نمود سوگند به عزت و جلالم اگر نبودند دو بندهای که میخواستم آنان را در دار دنیا بیافرینم تو را نمیآفریدم. حضرت
آدم گفت: خداوندا آن دو از من دور خواهند بود؟ فرمود: آری ای آدم، سرت را بلند کن و ببین، آدم علیه السلام سرش را بلند
کرد و دید بر روی عرش نوشته شده است: لا اله الا الله، محمد پیامبر رحمت و علی بر پای دارنده حجت است هر کس حق علی را
بشناسد پاک و پاکیزه است و هر کس منبر حق او باشد ملعون و زیان کار است، به عزت و شکوه خود [ صفحه ۹۰۵ ] سوگند یاد
میکنم که هر کس را که از او اطاعت کند هر چند نافرمانی مرا کرده باشد به بهشت وارد کنم و به عزتم قسم خوردهام که هر کس
را که نافرمانی او را بکند هر چند از من اطاعت کند به جهنم ببرم. [ ۱۰۴۳ ] . علامه مظفر در شرح این حدیث گوید: شکی نیست که
اقرار به وجود خداوند و به پیامبری حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم شرط ایمان است و همچنین اقرار به امامت حضرت
علی بنابراین که امات آن حضرت به نص خدا و رسولش میباشد و در اینکه امامت همچون نبوت از اصول دین است، لکن اقرار به
آن متفرع بر اقرار به خدا و رسول است و هر کس به آن اقرار کند ایمانش کامل است و هر کس به آن اقرار نکند ناقص الایمان
است هر چند به خدا و رسولش اقرار کرده باشد با توجه با این مقدمه هر کس از علی علیه السلام اطاعت کند و به حق او عارف
باشد – چنانکه مقصود از حدیث همین است- با اطاعت از علی علیه السلام مومن و مطیع خدا و رسولش میباشد زیرا اطاعت از آن
حضرت از آن جهت که از سوی خدا و رسولش میباشد و در آن صورت شایستگی ورود به بهشت را دارد هر چند خداوند را
نسبت به بعضی از احکام نافرمانی کرده باشد که در این صورت نافرمانی علی علیه السلام را نیز نموده است، در عین حال عصیان و
نافرمانی او عصیان و نافرمانی مومنی است که اهل غفران و آمرزش است. چنانکه کسی که معصیت حضرت امیر را نموده و منکر
امامت او شده نسبت به خدا و رسول معصیت کار و سزاوار ورود به جهنم است هر چند در ظاهر اطاعت خدا کرده باشد زیرا پیروی
از خدا و رسول به صورت ایمان انجام نگرفته و اطاعت یک فرد مومن حساب نمیشود تا قبول گردد، مانند کسی که در ظاهر
اطاعت خدا را بکند ولی در باطن منکر رسالت او باشد مانند اهل [ صفحه ۹۰۶ ] کتاب، پس آن چه که در حدیث آمده که خداوند
سوگند خوردهام که هر کس از او اطاعت کند او را به بهشت ببرم هر چند که نافرمانی مرا کرده باشد و هر کس » : متعال فرموده
یعنی در ظاهر از من اطاعت کرده باشد) صحیح است. ) « نافرمانی او را کرده باشد به آتش ببرم هر چند اطاعت مرا کرده باشد
همانطور که درست است گفته شود هر کس اطاعت علی را نماید اهل نجات و بهشت است هر چند که نافرمانی رسول خدا را- در
بعضی اوامر- کرده باشد و هر کس نافرمانی علی را کرده باشد بر فرض که در ظاهر از رسول خدا اطاعت کرده باشد اهل جهنم
است. البته هیچ یک از این مطالب با بزرگی و مقام شامخ و برتری محضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم منافات ندارد. خلاصه
آنکه مقصود حدیث آنست که هر کس در ظاهر از خداوند متعال اطاعت کند و با انکار حق امیرالمومنین علی علیه السلام نافرمانی
خدا را کند به خاطر بیایمانیش اهل جهنم خواهد بود و هر کس از علی علیه السلام اطاعت کند و عارف به حق آن حضرت باشد
اهل بهشت است هر چند در بعضی از فروع و دستورات جزئی نافرمانی خدا را کرده باشد، زیرا نافرمانی او نافرمانی مومن است و
شایستگی برای مغفرت و آمرزش را دارد. این مطلب خود اشاره به امامت امیرالمومنین علیه السلام دارد و گویای آنست که اقرار به
امامت آن حضرت شرط ایمان است و اطاعت مسلمانان ظاهری که اقرار به نص ولایت آن حضرت نداشته نافرمانی او را کرده و از
دیگران پیروی کردهاند ارزشی ندارد… [ ۱۰۴۴ ] . بر این اساس تفاوت شیعه و دیگران تفاوتی اساسی و اصولی است که با سپاس از
خداوند متعال خیلی روشن و واضح است. باید دانسته شود [ صفحه ۹۰۷ ] که اخبار و احادیثی که میگوید شیعه آمرزیده و رستگار
صفحه ۳۰۲ از ۳۶۰
و بهشتی است و خداوند متعال آنان را میبخشد و از گناهانش صرف نظر میکند و شفاعت امامان شامل حالشان میشود و سیئات
آنها تبدیل میگردد و… بسیار زیاد است. که اگر از به درازا کشیدن سخن و خروج از تناسب نوشته ترسی نداشتیم بخش مهمی از
در باب معاد و ابواب ولایت در مجلدات گوناگون آن به « بحارالانوار » آنها را میآوریم، در اینجا پژوهشگران را به کتاب شریف
ویژه جلد ۶۸ ارجاع میدهیم.
برگرفته از کتاب فاطمه زهرا شادمانی دل پیامبر نوشته: احمد رحمانی همدانی

روبات عترت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *