میلاد حضرت زهرا (س) – جانا به چشم خود خدا را جلوه گر بین

جانا به چشم خود خدا را جلوه گر بین
توحید از سر تا به پا را جوه گر بین

نور امید انبیا را جلوه گر بین
در قلب شب شمس الضحی را جلوه گر بین

خورشید می خندد،مگر ماه جمادی است
آنجا که در اوهام ناید بزم شادی ست

ایزد به ختم الانبیا کوثر عطا کرد
آئینه خود را به پیغمبر عطا کرد

یا آنکه او را مصحفی دیگر عطا کرد
از آنچه وصفش آورم بهتر عطا کرد

ناموس ذات ذوالجلال سر مد است این
دخت محمد بلکه ام احمد است این

نور قِدَم صدیقه قبل از زمانها
کفو علی بانوی بی کفو جهانها

بالامکان دائم صفا بخش مکانها
پوشیده رخسارش چراغ آسمانها

گنج خدا سرمایه پیغمبر است این
دخت ولی خون خدا را مادر است این

بگذاشت پا درعلم ، آنکو عالم از اوست
از نسل آدم زا د اما آدم از اوست

فیض مسیحا و حفاف مریم از اوست
او از رسول است و رسول اکرم از اوست

گر او نبودی دین پیغمبر نبودی
نامی بجا از احمد و حیدر نبودی

آزار خود خواندی نبی آزار اورا
دانسته دیدار خدا دیدار اورا

بوسیده دست و سینه و رخسار اورا
فرمان برد تا خالق دادار اورا

با دیدن او دل به او تقدیم کرده
یا روی پا استاده یا تعظیم کرده

قلبش خدا را مخزن سرّ نهانی
کویش نبیین را بهشت جاودانی

حُسنش محمد را کتاب آسمانی
رویش علی را آفتاب زندگانی

قرآن کتاب مدح این دختر تمام اش
تنها مدیحت خوان او باب گرام اش

این بضعه یا سین و کفو بوتراب است
ماه زمین و آسمان را آفتاب است

هم امّ احمد هست و هم امّ الکتاب است
با آنکه خورشید جمالش در حجاب است

در بحر نورش غرق،از مه تا به ماهیست
روشنگر جان رسولان الهی است

ماه جمادی،آفتاب داور است این
از هر چه گفتم،برتر و بالاتر است این

سر تا به پا،پا تا به سر پیغمبر است این
دختر ولی،خاتون روز محشر است این

این روح ما بین دو پهلوی رسول است
انسیه الحوراء زهرای بتول است

روبات عترت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *