نهج الحیاه – حدیثی از حضرت فاطمه زهرا (س) – خطبه حضرت فاطمه (س) در مسجد مدینه

حضرت زهرا علیهاالسلام چادر به سر کرده و با جمعى از بانوان وارد مسجد شد، در حالى که ابابکر و جمعى از مهاجرین و انصار حضور داشتند به احترام آن بزرگ بانوى اسلام پرده‏ى سفیدى آویختند که سخنرانى را در پشت پرده آغاز کند. حضرت زهرا علیهاالسلام قبل از آغاز سخن، ناله‏ى جانسوزى کشید که بسیارى از حاضران گریستند و پس از آن که مردم آرام گرفتند، فرمود:
۱- ضرورت الحمد و الثناء على الله
قالت: الحمد لله على ما انعم، و له الشکر على ما الهم، و الثناء بما قدم من عموم نعم ابتداها، و سبوغ آلاء اسداها، و تمام منن والاها، جم عن الاحضاء عددها، و نآى عن الجزاء امدها، و تفاوت عن الادراک ابدها، و ندبهم لاستزادتها بالشکر لاتصالها، و استحمد الى الخلائق باجزالها، و ثنى بالندب الى امثالها. و اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له، کلمه جعل الاخلاص تاویلها، و ضمن القلوب موصولها، و انار فى التفکر معقولها،
۲- معرفه الله تعالى
الممتنع من الابصار رؤیته، و من الالسن صفته و من الاوهام کیفیته.
ابتدع الاشیاء لا من شى‏ء کان قبلها، و انشاها بلا احتذاء امثله امتثلها، کونها بقدرته و ذرءها بمشیته من غیر حاجه منه الى تکوینها و لا فائده له فى تصویرها الا تثبیتا لحکمته و تنبیها على طاعته و اظهارا لقدرته و تعبد لبریته و اعزازا لدعوته
ثم جعل الثواب على طاعته و وضع العقاب على معصیته ذیاده لعباده عن نقمته و حیاشه لهم الى جنته.
ترجمه‏ى خطبه‏ى اول
۱- ضرورت شکر و سپاس الهى
ستایش خداوند را، بر نعمتهایى که به ما بخشید، و شکر او را! بر آنچه الهام فرمود، حمد و ثنا بر خداوند، برابر نعمتهائى که از پیش فرستاد، و همه‏ى نعمتهائى که آفرید، و نعمتهاى فراوانى که به انسانها عطا فرمود، و تمام منتها و نعمتهایى که پیاپى فرستاد.
نعمتهایى که شمارش آن از توان انسان فزونتر، و پاداش آن ناممکن، و درک دامنه و گستردگى آن از ادراک و هوش بشر فراتر است.
مردم را به شکر گزارى فرا خواند، تا نعمتها را پیاپى فرستد، و به حمد و سپاس راهنمایى کرد، تا نعمتها را فزونى بخشد، و با درخواست بندگان، نعمتها را چند برابر نماید.
گواهى مى‏دهم، بجز الله، خدایى نبوده و شریکى براى او نیست، تفسیر این گواهى و شهادت، اخلاص است، و پایبند آن، قلبهاى آگاه، که در پیشگاه تفکر و اندیشه، معناى آن را روشن فرمود.
۲- شناخت خدا
خداوندى که چشمها او را نمى‏توانند بنگرند، و زبانها از وصف او عاجزند، و وهم و خیال از درک ذات او فرو مانده‏اند، اشیاى عالم را بدون این که چیزى موجود باشد، آفرید، و بدون مثال و نمونه‏اى، ایجاد کرد، با قدرت خود پدید آورد، و با اراده‏ى خود، ایجاد نمود، نه به آفریدن آنها نیازمند بود، و نه از خلقت آنها سود مى‏برد.
جز آن که خواست حکمتش تحقق یابد، و همه را به اطاعت و بندگى آگاه نماید، و قدرت خود را آشکار کند، و به همه راه بندگى بیاموزد، و دعوت خود را عزت بخشد
آنگاه پاداش را بر اطاعت و بندگى، و عذاب را در مخالفت و سرپیچى، قرار داد، تا بندگان را از عقوبت برهاند، و بسوى بهشت سوق دهد.
۳- فلسفه البعث المحمدیه
و اشهد ان ابى محمدا صلى الله علیه و آله عبده و رسوله، اختاره و انتجبه قبل ان ارسله، و سماه قبل ان اجتباه، و اصطفاه قبل ان ابتعثه، اذا الخلائق بالغیب مکنونه و بستر الاهاویل مصونه و بنهایه العدم مقرونه، علما من
الله تعالى بمآل الامور و احاطه بحوادث الدهور و معرفه بمواقع الامور.
ابتعثه الله اتماما لامره و عزیمه على امضاء حکمه و انفاذا لمقادیر حتمه، فراى الامم فرقا فى ادیانها، عکفا على نیرانها، عابده لاوثانها، منکره لله مع عرفانها
۴- فوائد البعثه المحمدیه
فانار الله بابى محمد صلى الله علیه و آله ظلمها و کشف عن القلوب بهمها و جلى عن الابصار غممها، و قام فى الناس بالهدایه فانقذهم من الغوایه و بصرهم من العمایه، و هداهم الى الدین القویم و دعاهم الى الطریق المستقیم. ثم قبضه الله الیه قبض رافه و اختیار و رغبه و ایثار، فمحمد صلى الله علیه و آله من تعب هذه الدار فى راحه قد حف بالملائکه الابرار و رضوان الرب الغفار و مجاوره الملک الجبار صلى الله على ابى نبیه و امینه و خیرته من الخلق و صفیه و السلام علیه و رحمه الله و برکاته
«ثم التفتت الى اهل المجلس و قالت:»
۳- فلسفه بعثت پیامبر خاتم صلى الله علیه و آله
گواهى مى‏دهم که پدرم محمد صلى الله علیه و آله بنده و فرستاده‏ى او است، خدا او را قبل از آن که بیافریند، انتخاب کرد، و پیش از ان که بفرستد، به نام نیکو، نامگذارى فرمود، و پیش از بعثت به پیامبرى برگزید.
آن هنگام که هنوز مخلوقات در حجاب غیب پنهان بودند، و در تاریکى نیستى پوشانده و آثارى نداشتند.
انتخاب پیامبر صلى الله علیه و آله بر اساس علم خدا به آینده‏ى امور، و احاطه و تسلط او به حوادث روزگاران، و شناخت خدا به سرنوشت هر چیزى بود
پیامبر را بر انگیخت، تا امر خود را تمام کند، و آنچه را که مقدر ساخته به انجام رساند
پیامبر دید که هر فرقه‏اى دینى دارد، و به روشنایى شعله‏اى روى آورده، و بتهاى خود را پرستش نموده، و خدا را با آن که مى‏شناختند، انکار کردند.
۴- ره‏آورد بعثت پیامبر صلى الله علیه و آله
پس خداى بزرگ، تاریکیهاى جاهلیت را به وسیله‏ى محمد صلى الله علیه و آله روشن ساخت، و مشکلات و تیرگى کفر را از قلب‏ها زدود، و پرده‏ها از جلوى دیدگان برداشت
پیامبر صلى الله علیه و آله براى هدایت در میان مردم بپا خواست، و آنان را از گمراهى نجات داد، و از
کورى و کوردلى رهانید، و به سوى دین استوار الهى رهنمون شد، و همه را به راه راست فرا خواند، تا روزى که خدا بر اساس رافت و رحمت خویش او را بنزد خود برد، که به دیدار او راغب و سزاوار بود.
پس رسول خدا، هم اکنون از رنج این دنیا راحت است، و گرداگرد او را فرشتگان گرفته‏اند، و در رضوان و خشنودى خدا غرق است، که در جوار رحمت ملک جبار، آرمیده است.
درود خدا بر پدرم که نبى و امین خدا بر وحى، و برگزیده‏ى او بود، سلام بر او و رحمت و برکات خدا بر او باد. سپس به مردم حاضر در مسجد نگریست و فرمود:
۵- فضائل القرآن و العتره النبویه
انتم عباد الله نصب امره و نهیه و حمله دینه و وحیه، و امناء الله على انفسکم و بلغائه الى الامم، زعیم حق له فیکم وعهد قدمه الیکم و بقیه استخلفها علیکم:
و معنا کتاب الله الناطق، و القرآن الصادق، و النور الساطع، و الضیاء اللامع، بینه بصائره، منکشفه سرائره، متجلیه ظواهره، مغتبطه به اشیاعه، قائد الى الرضوان اتباعه، مود الى النجاه استماعه، به تنال حجج الله المنوره و عزائمه المفسره و محارمه المحذره و بیناته الجالیه و براهینه الکافیه، و فضائله المندوبه، و رخصه الموهوبه و شرائعه المکتوبه.
۶- فلسفه الاحکام و الامامه
فجعل الله الایمان تطهیرا لکم من الشرک، و الصلوه تنزیها لکم عن الکبر، و الزکاه تزکیه للنفس و نماء فى الرزق، و الصیام تثبیتا للاخلاص، و الحج تشییدا للدین، و العدل تنسیقا للقلوب، و طاعتنا نظاما للمله و امامتنا امانا للفرقه، و الجهاد عزا للاسلام، و الصبر معونه على استیجاب الاجر، و الامر بالمعروف مصلحه للعامه، و بر الوالدین وقایه من السخط، وصله الارحام منساه فى العمر و منماه للعدد، و القصاص حقنا للدماء، و الوفاء بالنذر تعریضا
للمغفره، و توفیه المکائیل و الموازین تغییرا للبخس، و النهى عن شرب الخمر تنزیها عن
۵- ویژگیهاى قرآن و عترت
شما اى بندگان خدا! که پرچمداران امر و نهى خدایید، و حاملان دین و وحى مى‏باشید، امانت داران حق، و رسانندگان آن به خلق هستید، بدانید که امام بحق، خود در میان شماست، و اطاعت او پیمانى است که از پیش با شما گرفته‏اند، و پس از پیامبر صلى الله علیه و آله جانشینى است که براى شما باقى مانده است
کتاب ناطق خدا با ما اهل بیت است، قرآن راستگو، نور فروزان و شعاع درخشان، که بیان و استدلالهاى آن روشن، و اسرار و باطن آن آشکار است، ظاهر آن جلوه‏گر، و پیروان آن زبانزد جهانیانند
پیروى قرآن انسان را به بهشت مى‏کشاند، سخن شنوى از آن، به نجات مى‏انجامد، به وسیله قرآن به حجتهاى نورانى خدا، و به واجبات تفسیر شده، و به محرمات نهى شده، و به استدلالهاى جلوه‏گر، و به براهین کامل هدایتگر، و به فضائل پسندیده، و به مستحبات بخشوده، و به قوانین و آیین واجب شده‏ى پروردگار، مى‏توان راه یافت.
۶- فلسفه فروع دین و امامت
سپس ایمان را براى پاک کردن شما از شرک قرار داد، و نماز را براى شما از تکبر، و زکات را براى پاک کردن جان و فراوانى روزى، و روزه را براى تحقق اخلاص، و حج را براى تقویت دین، و عدل را براى استوارى دلها، و اطاعت از اهل بیت را براى نظم یافتن ملت اسلام، و امامت ما را براى ایمن ماندن از تفرقه، و جهاد را براى عزت اسلام، و صبر را براى به دست آوردن پاداش، و امر به معروف را براى مصالح اجتماعى عموم مردم، و نیکى به پدر و مادر را براى دورى از عذاب الهى، و صله‏ى ارحام را براى فزونى خویشاوند، و قصاص را براى حفظ خون انسانها، و وفاى به نذر را براى آمرزش الهى، و رعایت کیل و وزن در معاملات را براى درمان کم فروشى، و نهى از شرابخوارى را
الرجس، و اجتناب القذف حجابا عن اللعنه، و ترک السرقه ایجابا للعفه، و
حرم الله الشرک اخلاصا له بالربوبیه
فاتقو الله حق تقاته و لا تموتن الا و انتم مسلمون.
و اطیعوا الله فیما امرکم به و نهاکم عنه فانه
(انما یخشى الله من عباده العلماء).
۷- جحود النبى فى سبیل الدعوه
ثم قالت: ایها الناس اعلموا انى فاطمه و ابى محمد صلى الله علیه و آله اقول عودا و بدؤا و لا اقول ما اقول غلطا، و لا افعل ما افعل شططا
(لقد جائکم رسول من انفسکم عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم
بالمؤمنین رؤف رحیم
فان تعزوه و تعرفوه تجدوه ابى دون نسائکم و اخا ابن عمى دون رجالکم و لنعم المعزى الیه صلى الله علیه و آله فبلغ الرساله، صادعا بالنذاره، مائلا عن مدرجه المشرکین، ضاربا ثبجهم، اخذا باکظامهم، داعیا الى سبیل ربه بالحکمه و الموعظه الحسنه، یکسر الاصنام و ینکث الهام
حتى انهزم الجمع و ولوا الدبر، حتى تفرى اللیل عن صبحه و اسفر الحق عن محضه و نطق زعیم الدین
براى پاکیزه ماندن از پلیدیها، و دورى از تهمت ناموسى را براى محفوظ ماندن از لعنت الهى، و ترک دزدى، براى تحقق عفت و پاکدامنى، و حرمت شرک را براى اخلاص در توحید و بندگى، قرار داد.
(پس، از خدا آن گونه که شایسته است بترسید، و از دنیا نروید مگر آن که مسلمان باشید)
خدا را در آنچه امر یا نهى کرده اطاعت نمائید، که همانا فقط دانشمندان از خدا مى‏ترسند.
۷- ره‏آورد بعثت پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله
سپس فرمود:
اى مردم! بدانید که من فاطمه هستم، و پدرم محمد است، آغاز و پایان سخن من بر حق است آنچه مى‏گویم ناروا نیست، و آنچه انجام دهم بر ظلم و ناروا تکیه ندارد
(پیامبرى از خود شما مردم براى هدایت شما آمد، که رنجهاى شما بر او گران، و او بر شما امیدوار، و بر مؤمنان مهربان و رحمت‏آور بود)
اگر او را بشناسید، مى‏دانید که پدر من است نه پدر زنان شما، و برادر پسر عموى من (على بن ابى طالب) است، نه مردان شما، چه نیکو بزرگوارى است که این نسبت را به او دادم،
پیامبر صلى الله علیه و آله رسالت خود را به گوش مردم رساند، و آنان را از عذاب الهى ترساند، راه خود را از پرتگاه سقوط مشرکان گردانید، شمشیر بر فرق آنان نواخت، و گلوگاه آنان را فشرد، و با زبان حکمت و موعظه‏ى حسنه، مردم را به راه خدا دعوت کرد.
بتها را در هم شکست، سر شجاعان شرک را بر سنگ کوبید، تا اجتماع مشرکان پراکنده و از میدان گریختند، تا صبح صادق از دل شب تاریک بیرون زد، و چهره‏ى حق از نقاب در آمد و حق خالص جلوه گر شد، و زمامدار
و خرست شقاشق الشیاطین و طاح و شیظ النفاق و انحلت عقد الکفر و الشقاق، و فهتم بکلمه الاخلاص فى نفر من البیض الخماص.
۸- الناس فى الجاهلیه
و کنتم على شفا حفره من النار، مذقه الشارب و نهزه الطامع و قبسه العجلان و موطى الاقدام.
تشربون الطرق، و تقتاتون الورق، اذله خاسئین، تخافون ان یتخطفکم الناس من حولکم فانقذکم الله تبارک و تعالى بمحمد صلى الله علیه و آله بعد اللتیا و التى و بعد ان منى ببهم الرجال و ذؤبان العرب و مرده اهل الکتاب
۹- فضائل امیرالمؤمنین على بن ابیطالب علیه‏السلام
کلما او قدوا نارا للحرب اطفاها الله او نجم قرن الشیطان او فغرت فاغره من المشرکین قذف اخاه فى لهواتها فلا ینکفى حتى یطاصماخها باخصمه
و یخمد لهبها بسیفه، مکدودا فى ذات الله، مجتهدا فى امر الله، قریبا من رسول الله، سیدا فى اولیاء الله مشمرا، ناصحا، مجدا، کادحا، لا تاخذه فى الله لومه لائم
۱۰- معارضو الامس و طلاب السلطه الیوم
و انتم فى رفاهیه من العیش و ادعون فاکهون آمنون، تتربصون بنا الدوائر و تتوکفون الاخبار و تنکصون عند النزال و تفرون من القتال.
دین به سخن حق گویا شد، و عربده‏هاى شیطان خاموش، و طرفدارانشان لال شدند، و خار نفاق از سر راه برداشته شد، و گره‏هاى کفر و تفرقه، از هم گشوده شد، و دهانهاى شما به کلمه‏ى اخلاص باز شد، به برکت گروهى از مجاهدان سپید روى نورانى که شکمهایشان از گرسنگى به پشت چسبیده بود.
۸- مردم در عصر جاهلیت
در هنگام بعثت، شما در عصر جاهلیت، بر کناره‏ى پرتگاهى از آتش بودید، چون جرعه‏اى آب، خوراک هر کس بودید و لقمه‏ى هر طمع کننده، آتش زنه‏اى بودید، که فورا خاموش مى‏شدید، لگدکوب هر رونده‏اى بودید، نوشیدنى شما، آب گندیده، و خوردنى شما، پوست جانور و مردار بود، خوار و ذلیل بودید، و رانده شده، و مى‏ترسیدید که مهاجمان اطرافتان شما را بربایند، تا آن که خداى بزرگ با دست محمد صلى الله علیه و آله نجاتتان بخشید، پس از حوادث فراوانى که پدید آمد،و رنجها و بلاهاى زیادى که از دست شجاعان شما، از گرگهاى عرب، از سرکشان اهل کتاب، کشید.
۹-ویژگیها و نقش امام على علیه‏السلام در مبارزات رهایى بخش
هرگاه آتش جنگ بر افروختند، خدا خاموش کرد، یا هر هنگام که شاخ شیطان سر بر آورد، یا اژدهایى از مشرکین، دهان باز کرد، رسول خدا صلى الله علیه و آله برادرش على بن ابى طالب علیه‏السلام را در کام اژدها و شعله‏هاى فتنه‏ها افکند، و على هم باز نمى‏گشت، مگر آن که سر سرکشان را، پایمال شجاعت خود مى‏گردانید، و آتش آنها را با آب شمشیرش خاموش مى‏کرد.
على! فرسوده از تلاش فراوان در راه خدا، کوششگر خستگى ناپذیر در امر خدا، نزدیک و خویشاوند رسول خدا صلى الله علیه و آله سید و بزرگى از اولیاى خدا،همواره دامن به کمر زده، نصیحت کننده، و تلاش کننده در راه خداست، که در راه خدا از سرزنش، سرزنش‏کنندگان پروایى نداشت.
۱۰- نکوهش بى‏تفاوت‏هاى دیروز و تشنگان قدرت امروز
در حالى که شما! در خوشى زندگى مى‏کردید، در امنیت و رفاه، خوش بودید، و منتظر فرصت بودید تا مگر روزگار بر ضد ما دگرگون شود، گوش به زنگ اخبار بودید، به هنگام کارزار فرار مى‏کردید و عقب نشینى داشتید.
فلما اختار الله لنبیه دار انبیائه و ماوى اصفیائه ظهر فیکم حسیکه النفاق و سمل جلباب الدین و نطق کاظم الغاوین و نبغ خامل الاقلین و هدر فنیق المبطلین فخطر فى عرصاتکم و اطلع الشیطان راسه من مغرزه هاتفا بکم، فالفاکم لدعوته مستجبین و للغره فیه ملاحظین
ثم استنهضکم فوجدکم خفافا و احمشکم فالفاکم غضابا، فو سمتم غیر ابلکم و اوردتم غیر مشربکم
هذا! و العهد قریب و الکلم رحیب و الجرح لما یندمل و الرسول لما یقبر ابتدارا زعمتم خوف الفتنه
(الا فى الفتنه سقطوا و ان جهنم لمحیطه بالکافرین)
۱۱- علل انقلاب الرجعى على لاعقاب
فهیهات منکم؟ و کیف بکم؟
و انى تؤفکون؟ و کتاب الله بین اظهرکم، اموره ظاهره و احکامه زاهره و اعلامه باهره و زواجره لائحه و اوامره واضحه
و قد خلفتموه وراء ظهورکم، ارغبه عنه تریدون ام بغیره تحکمون؟ بئس للظالمین بدلا
(و من یبتغ غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه و هو فى الاخره من الخاسرین). (۱).
ثم لم تلبثوا الا ریث ان تسکن نفرتها و یسلس قیادها ثم اخذتم تورون وقدتها و تهیجون جمرتها و تستجیبون
و آنگاه که خدا، براى پیامبرش خانه پیامبران، و آرامگاه اولیاء را برگزید، خار و خاشاک نفاق در شما ظاهر شد، و جامه‏ى دین کهنه گردید، ساکت گمراهان، به سخن در آمد، و آدمهاى پست و بى‏ارزش با قدر و منزلت شدند، و شتر ناز پرورده‏ى اهل باطل، به صدا در آمد، و وارد خانه‏هاى شما شد.
و شیطان سر خویش از مخفیگاه بدر آورد، شما را فرا خواند، دید که پاسخگوى دعوت باطل او هستید، و براى فریب خوردن آمادگى دارید، خواست که بر ضد حق برخیزید، شما را آماده این کار یافت، و شما را گرم و آماده نمود، و دید که غضبناک شدید، پس بر غیر شتر خود، داغ و نشان زدید، و بر آبى که حق شما نبود فرود آمدید.
در حالى هنوز از عهد و قرار شما (بیعت در خم غدیر دو ماه قبل) چیزى نگذشته بود، و شکاف زخم عمیق بود، و دهانه زخم هنوز بهم نیامده، بهبود نیافته بود و پیامبر صلى الله علیه و آله هنوز دفن نشده بود که هر چه خواستید کردید. و بهانه آوردید که از فتنه مى‏ترسیم
(اما در آتش فتنه سقوط کردید، و راستى که جهنم بر کافران احاطه دارد)
شما کجا؟ و فتنه خواباندن کجا؟ دروغ مى‏گویید!
۱۱- علل انحراف مردم پس از پیامبر صلى الله علیه و آله
چرا بیراهه مى‏روید؟ در حالى کتاب خدا در میان شماست، مطالبش روشن است، و احکام آن درخشان، و نشانه‏هاى هدایت آن آشکار، و نهى و هشدارهاى آن روشن، و اوامرش واضح است، اما شما به قرآن پشت کردید، و از آن روى گردان شدید، آیا به قرآن میل و رغبت دارید؟
یا داورى جز قرآن مى‏گیرید؟ بد جایگزینى براى ستمگران است!
(و هر کس غیر از اسلام دینى برگزیند از او پذیرفته نیست، و در آخرت از زیانکاران خواهد بود).
سپس آن قدر درنگ نکردید که این دل رمیده آرام گیرد، و مهار کردن آن آسان گردد. پس آتش گیره‏ها را بر افروختید، و به آتش فتنه‏ها دامن زدید، تا آن را شعله‏ور سازید، و به شیطان گمراه کننده، پاسخ مثبت دادید
لهتاف الشیطان الغوى و اطفاء انوار الدین الجلى و اهمال سنن النبى الصفى، تشربون حسوا فى ارتغاء و تمشون لاهله و ولده فى الخمر و الضراء و نصبر منکم على مثل حز المدى و وخز السنان فى الحشاء
۱۲- اثبات الارث بالادله القرآنیه
و انتم الان تزعمون ان لا ارث لنا افحکم الجاهلیه تبغون
(و من احسن من الله حکما لقوم یوقنون)
افلا تعلمون؟
بلى قد تجلى لکم کالشمس الضاحیه انى ابنته!
ایها المسلمون ءاغلب على ارثى؟ یابن ابى قحافه افى کتاب الله ان ترث اباک و لا ارث ابى؟! لقد جئت شیئا فریا!
افعلى عمد ترکتم کتاب الله و نبذتموه وراء ظهورکم؟ اذ یقول
(و ورث سلیمان داود)
و قال فیما اقتص من خبر یحیى بن زکریا اذ قال:
(فهب لى من لدنک ولیا یرثنى و یرث من آل یعقوب)
و قال: و اولوا الارحام بعضهم اولى ببعض فى کتاب الله.
و براى خاموش کردن نور اسلام آشکار، بسیج گشتید، و به از بین بردن سنتهاى پیامبر
برگزیده، روى آوردید، و حرکتهاى منافقانه آغاز کردید، و براى نابودى اهل بیت او، در پشت تپه‏ها و درختان کمین کردید، و ما برابر مصیبتهایى که چونان خنجر بران، یا فرو رفتن سنان در شکم است، چاره‏اى جز صبر نداریم.
۱۲- اثبات ارث با استدلالهاى قرآنى
و شما امروز گمان مى‏برید که براى ما ارثى نیست!
آیا حکم عصر جاهلیت را مى‏طلبید؟
(براى اهل یقین چه حکمیى بالاتر و بهتر از حکم خداست)؟
آیا نمى‏دانید؟ در حالیکه براى شما مانند آفتاب درخشان، روشن است که من دختر پیامبرم
اى مسلمانان! آیا سزاوار است که ارث پدرم را از من بگیرند؟
اى پسر ابى قحافه! آیا در کتاب خداست که تو از پدرت ارث ببرى و من از پدرم ارث نبرم؟ عجب بدعت تازه و زشتى آورده‏اى!
آیا آگاهانه و بعمد، کتاب خدا را ترک کرده به آن پشت کرده‏اید؟
زیرا قرآن مى‏گوید:
(سلیمان از داوود پیامبر ارث برد).
و در آیه‏ى دیگر، آنجا که داستان زکریا را بیان مى‏کند مى‏گوید:
زکریا عرض کرد:
(پروردگارا! مرا فرزندى عنایت فرما، تا از من و آل یعقوب ارث برد).
و فرمود:
(خویشاوندان رحمى اولى، به یکدیگرند).
و قال: یوصیکم الله فى اولادکم للذکر مثل حظ الانثیین.
و قال: ان ترک خیرا الوصیه للوالدین و الاقربین بالمعروف حقا على المتقین.
و زعمتم ان لا حظوه لى و لا ارث من ابى و لا رحم بیننا؟!
افخصکم الله بایه اخرج منها ابى؟
ام هل تقولون اهل ملتین لا یتوارثان؟
او لست انا و ابى من اهل مله واحده؟
ام انتم اعلم بخصوص القران
و عمومه من ابى و ابن عمى؟
فدونکها مخطومه مرحوله تلقاک یوم حشرک، فنعم الحکم الله و الزعیم محمد و الموعد القیامه، و عند الساعه یخسر المبطلون و لا ینفعکم اذ تندمون و
(لکل نباء مستقر و سوف تعلمون )۱( من یاتیه عذاب یخزیه و یحل علیه عذاب مقیم)
ثم رمت بطرفها نحو الانصار فقالت:
۱۳- توبیخ الانصار على خذلاتهم
یا معشر الفتیه و اعضاد المله و حضنه الاسلام! ما هذه الغمیزه فى حقى و السنه عن ظلامتى؟
اما کان رسول الله صلى الله علیه و آله ابى یقول (المرء یحفظ فى ولده)
و فرمود:
(خداى تعالى به شما درباره‏ى اولاد، وصیت مى‏کند، که براى پسر دو برابر بهره‏ى دختر است).
و فرمود:
(هنگامى که مرگ یکى از شما فرا رسد، وصیت کنید براى پدر و مادر و نزدیکان، که حکمى است حق براى پرهیزکاران).
شما گمان کرده‏اید که بهره‏اى ندارم و از پدرم، پیامبر صلى الله علیه و آله ارث نمى‏برم؟
آیا خدا شما را مخصوص آیه‏اى فرمود که پدرم را از آن بیرون کرده؟ یا آن که مى‏گویید اهل دو کیش از یکدیگر ارث نمى‏برند؟
و یا من و پدرم را اهل یک دین و آیین نمى‏دانید؟
یاآن که شما به آیات خاص و عام قرآن، از پدرم پیامبر صلى الله علیه و آله و پسر عموى من، على بن ابیطالب داناترید؟
ابابکر! اینک این تو و این شتر خلافت، شترى مهار زده، و رحل نهاده، برگیر و ببر، باتو در روز قیامت، ملاقات خواهد کرد
چه نیکو داورى است خدا، و نیکو دادخواهى است محمد صلى الله علیه و آله و چه خوش وعده گاهى است قیامت!!
در آن روز اهل باطل زیان مى‏برند، آنگاه دیگر پشیمانى سودى ندارد
(و براى هر خبرى، قرارگاهى است، پس خواهید دانست که عذاب خوار کننده بر سر چه کسى فرود خواهد آمد، و عذاب جاویدان چه کسى را در بر خواهد گرفت).
آنگاه رو به سوى انصار کرده چنین گفت
۱۳- نکوهش از سستى انصار
اى انجمن نقباء و مؤمنین! اى بازوان ملت! اى حافظان اسلام! این غفلت و سستى چیست که در حق من روا مى‏دارید؟ و چرا برابر دادخواهى من سهل انگارید ؟
آیا پدرم رسول خدا نمى‏فرمود:
باید حرمت هر کس در مورد فرزندان او حفظ شود؟
سرعان ما احدثتم و عجلان ذا اهاله و لکم طاقه بما احاول و قوه على ما اطلب و ازاول
اتقولون مات محمد صلى الله علیه و آله؟
فخطب جلیل استوسع وهیه و استنهر فتقه و انفتق رتقه، اظلمت الارض لغیبته و کسفت الشمس و القمر و انتثرت النجوم لمصیبته و اکدت الامال و خشعت الجبال و اضیع الحریم و ازیلت الحرمه عند مماته، فتلک و الله النازله الکبرى و المصیبه العظمى لا مثلها نازله و لا بائقه عاجله
اعلن بها کتاب الله جل ثنائه فى افینتکم و فى مماسکم و مصبحکم، یهتف فى افنیتکم هتافا و صراخا و تلاوه و الحانا و لقبله ما حل بانبیاء الله و رسله،
حکم فصل و قضاء حتم
(و ما محمد الا رسول قد خلت من قبله الرسل افان مات او قتل انقلبتم على اعقابکم و من ینقلب على عقبیه فلن یضر الله شیئا و سیجزى الله الشاکرین). (۱).
۱۴- دعوه الناس الى انصافها
ایها بنى قیله ءاهضم تراث ابى؟
و انتم بمراى منى و مسمع و منتدى و مجمع
تلبسکم الدعوه و تشملکم الخبره و انتم ذو و العدد
با چه سرعتى دچار اعمال ناپسند شدید! و چقدر زود، آب از دهان و دماغ بز لاغر فرو ریخت؟ «دچار غفلت شدید» در حالى که شما انجمن انصار، توان گرفتن حق ما را دارید، و نیروى کافى براى حمایت من در دادخواهى وجود دارد. آیا مى‏گویید: محمد صلى الله علیه و آله مرد!
آرى وفات پیامبر صلى الله علیه و آله مصیبتى بزرگ است، مصیبتى در نهایت بزرگى و وسعت، که شکاف زخم آن بسى فراخ است، و زخمهاى گذشته دل را دوباره باز کرد، و زمین با غیبت او تاریک شد، و ستارگان بى‏فروغ شدند، و آرزوها به نا امیدى گرایید، و کوهها از جاى خود فرو ریخت، و حرمت اهل پیامبر صلى الله علیه و آله ضایع شد.
آرى، پس از مرگ، احترامى براى کسى باقى نمى‏ماند.
پس این مصیبت، بس بزرگ بود، و همانند نداشت، که هیچ بلایى به پایه‏ى آن نمى‏رسد، و این را کتاب خدا آشکارا تذکر داد، همان کتابى که در خانه‏هایتان و در مجالس روز و شب شما، آرام و با صدا، با قرائت و لحن زیبا، آن را مى‏خوانید
این مصیبت، پیش از این به دیگر پیامبران آسمانى نیز وارد آمد، حکم حتمى خدا، و قضاى قطعى الهى است (که فرمود)
«محمد صلى الله علیه و آله نیست مگر پیامبرى که پیش از وى پیامبران دیگرى در گذشتند، پس اگر او بمیرد، و یا کشته شود، به عقب بر مى‏گردید؟ و آن کس که به عقب برگردد، به خدا زیانى
نمى‏رساند و خدا شکر کنندگان را پاداش خواهد داد«
۱۴- دادخواهى از مسلمین
آوه! پسران قیله!
پیش چشم ما میراث پدرم را ببرند، و حرمت نگه ندارند
در حالى که داراى انجمن و اجتماعید.
صداى دعوت مرا همگان مى‏شنوید، و از حال من از هر جهت آگاهید، و داراى نفرات رزمى و ذخیره‏اید، داراى ابزار جنگى و قوه‏اید
و العده والاداه و القوه و عندکم السلاح و الجنه
توافیکم الدعوه فلا تجیبون و تاتیکم الصرخه فلا تغیثون و انتم موصوفون بالکفاح، معروفون بالخیر و الصلاح، و النخبه التى انتخبت و الخیره التى اختیرت لنا اهل البیت
قاتلتم العرب و تحملتم الکد و التعب و ناطحتم المم و کافحتم البهم، لا نبرح او تبرحون، نامرکم فتاتمرون
حتى اذا دارت بنا رحى الاسلام و در حلب الایام و خضعت نعره الشرک و سکنت فوره الافک و خمدت نیران الکفر و هدات دعوه الهرج و استوسق نظام الدین
فانى حرتم بعد البیان و اسررتم بعد الاعلان و نکصتم بعد الاقدام و اشرکتم بعد الایمان؟
(الا تقاتلون قوما نکثوا ایمانهم من بعد عهدهم و هموا باخراج الرسول و هم بدعوا کم اول مره اتخشونهم فالله احق ان تخشوه ان کنتم مؤمنین.) (۲).
۱۵- اسباب تساهل الناس فى نصرها
الا وقد ارى ان قد اخلدتم الى الخفض و ابعدتم من هو احق بالبسط
و القبض و خلوتم بالدعه و نجوتم من الضیق بالسعه فمججتم ما وعیتم و دسعتم الذى تسوغتم
(فان تکفروا انتم و من فى الارض جمیعا فان الله لغنى حمید). (۱).
انواع اسلحه و زره و سپر، نزد شماست، صداى دعوت من به شما مى‏رسد، ولى جواب نمى‏دهید!؟ و ناله‏ى فریاد خواهى من به گوشتان مى‏رسد. ولى مرا یارى نمى‏کنید!
و حال آن که به شجاعت و جنگاورى معروفید، و به خیر و صلاح مشهور. شما برگزیدگانى بودید که انتخاب مى‏شدید، و انتخاب شوندگانى که برگزیده شدید. با عرب و بت‏پرستان در افتادید و تحمل رنج و زحمت نمودید، با امتهاى سرکش، به رزم پرداختید، و با پهلوانان به نبرد برخاستید.
همواره ما فرمانده بودیم شما فرمانبر، ما امر مى‏کردیم و شما تسلیم اوامر ما بودید، تا آسیاب اسلام به گردش افتاد و پستان روزگار به شیر آمد، و نعره‏هاى شرک‏آمیز خاموش شد، و دیگهاى طمع و تهمت از جوش افتاد، و آتش کفر خاموش گشت، و نداهاى هرج و مرج طلب ساکت شد، و نظام دین استوار گردید.
پس چرا امروز بعد از اقرار و اعتراف، سرگردان شدید؟ و پس از آشکار کردن عقیده، امروز پنهانکارى دارید؟ و بعد از آن پیشگامى، به عقب بر مى‏گردید؟ و بعد از ایمان، شرک آوردید؟
«آیا نمى‏جنگید با گروهى که عهد شکستند؟ و خواستند رسول خدا را اخراج کنند با آنکه آنها آغازگر جنگ بودند، آیا از آنان مى‏ترسید؟ در حالى که سزاوار است که از او بترسید اگر مؤمنید».
۱۵- علل سستى مردم
اما جز این نیست که به تن آسایى خو کرده‏اید، و امام واقعى خود را از زمامدارى دور کرده‏اید، و با رفاه و آسایش خلوت کرده‏اید، و از سختى زندگى به راحتى و خوشگذرانى رسیده‏اید، به همین سبب آنچه را که حفظ کرده بودید، از دست دادید، و آنچه را که فرو بردید. استفراغ کردید پس بدانید!
(اگر شما و هر که در زمین است کافر شوید، خداى تعالى بى‏نیاز از همگان است).
الا و قد قلت ما قلت على معرفه منى بالخذله التى خامرتکم و الغدره التى استشعرتها قلوبکم
و لکنها فیضه النفس و نفثه الغیظ و خور القناه و بثه الصدر و تقدمه الحجه.
فدونکموها فاحتقبوها دبره الظهر، نقبه الخف، باقیه العار، موسومه بغضب الجبار و شنار الابد، موصوله بنار الله الموقده التى تطلع على الافئده، فبعین الله ما تفعلون
(و سیعلم الذین ظلموا اى منقلب ینقلبون)
و انا ابنه نذیر لکم بین یدى عذاب شدید
فاعملوا انا عاملون و انتظروا انا منتظرون
فقال ابابکر سمعت رسول الله یقول: نحن معاشر الانبیاء لا نورث درهما و لا دینارا
۱۶- علل انصراف الناس عن حکم القرآن
فقالت: سبحان الله! ما کان رسول الله صلى الله علیه و آله عن الکتاب صادفا و لا لاحکامه مخالفا بل کان یتبع اثره و یقفو سوره افتجمعون الى الغدر اعتلالا علیه بالزور؟
و هذا بعد وفاته شبیه بما بغى له من الغوائل فى حیاته
هذا کتاب الله حکما عدلا و ناطقا فصلا یقول:
یرثنى و یرث من آل یعقوب.
بدانید! آنچه را که من گفتم از روى آگاهى کامل بود، از سستى شما، و هماهنگ شدن قلبهایتان با بى‏وفائى، و خیانت شما آگاهم
چه کنم، اینها جوشش دل اندوهگین است، و راه بیرون ریختن خشم و غضب، و آنچه را که جانم نمى‏تواند تحمل کند از سینه بیرون ریختم، و حجت و برهان را از این راه در پیش روى شما قرار دادم.
پس خلافت را بگیرید و بروید، ولى بدانید پشت این شتر خلافت زخم است، و پاى آن تاول زده، عار و ننگ آن باقى است، و نشان از غضب خدا دارد، و ننگ ابدى و جاویدان، و هر کس که آن را بگیرد، فردا به آتش بر افروخته خدا، که بر قلبها احاطه دارد، وارد مى‏شود.
آنچه انجام مى‏دهید برابر چشم خداست
(و بزودى آنان که ستم کردند، خواهند دانست که به کدام جایگاه آتشینى باز مى‏گردند.
مردم! من دختر آن کس هستم که شما را از عذاب جهنم که در پیش روى ماست، خبر داد
(پس هر چه مى‏توانید انجام دهید، ما هم به دنبال کار خود مى‏رویم، شما منتظر بمانید، که ما هم منتظر خواهیم ماند).
ابابکر گفت از پیامبر شنیدم که مى‏فرمود:
ما گروه پیامبران درهم و دینار به ارث نمى‏گذاریم!
حضرت زهرا علیهاالسلام پاسخ داد:
۱۶- علل روى گردانى مردم از قرآن
سبحان الله! در شگفتم از این تهمت! پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله از کتاب خدا رویگردان نبوده، و مخالف احکام قرآن کریم نبود، همواره پیرو قرآن بود، و دنبال سوره‏ها و آیات آن مى‏رفت
آیا براى توطئه اجتماع کرده و به نیرنگ و دروغ مى‏خواهید به پیغمبر اسلام صلى الله علیه و آله دروغ و بهتان بندید؟ این کار شما پس از وفات او، مانند فتنه‏هایى است که در زمان حیاتش براى نابودى او به وجود مى‏آوردید.
شما که مى‏گویید پیغمبر ارث نمى‏گذارد، اینک این کتاب خدا، بین من و شما داورى عادل، و گوینده و جدا کننده‏ى حق و باطل، است که مى‏گوید.
زکریاى پیامبر به خدا فرمود:
«فرزندى به من عطا فرما که از من و آل یعقوب ارث برد»
و ورث سلیمان داود
فبین عز و جل فیما وزع علیه من الاقساط و شرع من الفرائض و المیراث و اباح من حظ الذکران و الاناث ما ازاح عله المبطلین و ازال التظنى
و الشبهات فى الغابرین:
(کلا بل سولت لکم انفسکم امرا فصبر جمیل و الله المستعان على ما تصفون) (۱).
فقال ابابکر: الناس حکم بینى و بینک، و انهم بایعونى
۱۷- اسباب اسراع الناس الى الباطل
معاشر الناس! المسرعه الى قیل الباطل المغضیه على الفعل القبیح الخاسر
(افلا تتدبرون القران ام على قلوب اقفالها)
کلا بل ران على قلوبکم ما اساتم من اعمالکم فاخذ
بسمعکم و ابصارکم و لبئس ما تاولتم و ساء ما به اشرتم و شر ما منه اعتضتم
لتجدن و الله محمله ثقیلا وغبه و بیلا اذا کشف لکم الغطاء و بان ما ورائه الضراء و بدالکم من ربکم ما لم تکونوا تحتسبون
و خسر هنا لک المبطلون.
و باز در آیه دیگرى مى‏فرماید:
«سلیمان پیغمبر از داود علیه‏السلام ارث برد»
خداوند متعال در تقسیم سهمیه‏ها بیان روشنى دارد، و واجبات و سهم ارث هر یک از افراد را مشخص کرده است، و سهم ارث فرزندان دختر و پسر را به گونه‏اى توضیح داد که بهانه‏هاى اهل باطل را بر طرف کرد، و مجال گمان و شک و تردید، تا قیامت براى هیچ فردى باقى نگذاشت.
چنین نیست که شما مى‏گویید،
(بلکه نفسهاى اماره‏ى شما، کارى را براى شما جلوه داده است، پس من چاره‏اى جز صبر نیکو ندارم، و از خداوند یارى مى‏طلبم بر آنچه شما توصیف مى‏کنید).
ابابکر براى ساکت کردن مردم گفت:
(اى دختر پیامبر این مردم بین من و شما داورى خواهند کرد که با من بیعت کرده‏اند).
پس از اظهار نظر مجدد ابابکر و عوام فریبى او، خطاب به مردم فرمود
۱۷- علل سیر ارتجاعى مردم
اى گروه مردم! که به سوى شنیدن حرفهاى بیهوده شتاب مى‏کنید، و کردار زشت زیانبار را نادیده مى‏گیرید
آیا در قرآن اندیشه نمى‏کنید؟ یا آن که بر دلهاى شما مهر زده شد؟
نه، بلکه آنچه از اعمال زشتى که انجام داده‏اید
(تیرگى آن دلهاى شما را فرا گرفته است، و گوشها و چشمهایتان را پر کرده است)
بسیار بد به تاویل آیات قرآن روى آوردید، و بد راهى را پیشنهاد کردید، و بد معامله‏اى انجام داده‏اید!
به خدا سوگند، تحمل این بار براى شما سنگین و سرانجام آن پر از وزر و وبال است، آن روزى که پرده‏ها براى شما بالا رود، و زیان آن روشن گردد، و آنچه را که حساب نمى‏کردید بر شما آشکار گردد، آنگاه روشن مى‏شود که
اهل باطل زیانکارند، و چاره‏اى نخواهند داشت.

منبع: فرهنگ سخنان فاطمه زهرا (س) – نوشته محمد دشتی

روبات عترت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *