نهج الحیاه – حدیثی از حضرت فاطمه زهرا (س) – خطبه‏ى دوم (سخنرانى در جمع زنان مهاجر و انصار)

خطبه‏ى دوم «سخنرانى در جمع زنان مهاجر و انصار»
در روزهاى سخت بیمارى فاطمه‏ى علیهاالسلام، زنان مهاجرین و انصار به عیادتش رفتند و عرض کردند، اى دختر پیغمبر، چگونه صبح کردى، با بیمارى چه مى‏کنى؟
حضرت زهرا علیهاالسلام پس از حمد خدا و درود بر پدرش فرمود:
۱- توبیخ الناس على الانقلاب الرجعى
قالت: اصبحت و الله عائفه لدنیا کن، قالیه لرجالکن، لفظتهم بعد ان عجمتهم و شنئتهم بعد ان سبرتهم
فقبحا لفلول الحد و اللعب بعد الجد و قرع الصفاه و صدع القناه و خطل الاراء و زلل الاهواء:
و بئس ما قدمت لهم انفسهم ان سخط الله علیهم و فى العذاب هم خالدون (۱).
لا جرم لقد قلدتهم ربقتها و حملتهم اوقتها و شننت علیهم غاراتها، فجدعا و عقرا و بعدا للقوم الظالمین.
۲- اسباب مظلومیه امیرالمؤمنین على علیه‏السلام
و یحهم انى زعزعوها عن رواسى الرساله و قواعد النبوه و الدلاله و مهبط الروح الامین و الطبین بامور الدنیا و الدین؟
الا ذلک هو الخسران المبین!
و ما الذى نقموا من ابى الحسن؟
نقموا منه و الله نکیر سیفه و قله مبالاته لحتفه و شده و طاته و نکال وقعته و تنمره فى ذات الله.
۳- خصائص حکومه الامام على علیه‏السلام
و تالله لو مالوا عن المحجه اللائحه و تکافوا عن زمام نبذه الیه رسول الله و زالوا عن قبول الحجه الواضحه
ترجمه خطبه‏ى دوم
۱- نکوهش مردم از سیر ارتجاعى
صبح کردم در حالى که بخدا سوگند دنیاى شما را دوست نمى‏دارم و از مردان شما خشمناک و بیزارم، درون و بیرونشان را آزمودم و نامشان را از دهان خویش بدور افکندم، از آن چه کرده‏اند، ناخشنودم
چه زشت است کندى شمشیرها
و سستى و بازیچه بودن مردانتان پس از آنهمه تلاش و کوشش‏ها چه زشت است سر بر سنگ خارا زدن، و شکاف برداشتن نیزه‏ها و فساد آراء و اندیشه‏ها و انحراف آرمان و انگیزه‏ها
(براى خویشتن چه بد ذخیره‏هائى تدارک دیدند و پیش فرستادند که خداوند بر آنان خشم مى‏گیرد و در عذاب الهى جاودانه خواهند بود).
زیرا بدون تردید مسئولیت سنگین عهد و پیمان الهى در گردنشان همواره سنگینى خواهد نمود ناچار کار را بدانها واگذار و ننگ عدالت کشى را برایشان بار کردم
نفرین بر این مکاران، و دور از رحمت حق باشند ستمکاران.
۲- علل مظلومیت امام على علیه‏السلام
واى بر آنان! چرا نگذاشتند حق در مرکز خود قرار یابد؟ و خلافت بر پایه‏هاى نبوت استوار ماند؟ (از خانه‏اى که جبرئیل در آن فرود مى‏آمد به خانه دیگر بردند.
و حق را از دست على، که عالم به امور دین و دنیاست گرفتند(
(بدانید که این زیانى بزرگ و آشکار است).
چه باعث شد که با على علیه‏السلام کینه توزى نمایند و انتقام گیرند؟
چون سوزش تیغ او را چشیدند و پایدارى او را دیدند که نسبت به مرگ بى‏اعتنا بود
دیدند که چگونه بر آنان مى‏تازد و با دشمنان خدا نمى‏سازد و آنان را عقوبت مى‏کند و خشم على علیه‏السلام در راه (رضاى) خداست
۳- ویژگیهاى حکومت امام على علیه‏السلام
بخدا سوگند، اگر پاى در میان مى‏نهادند، و على علیه‏السلام را بر کارى که پیغمبر صلى الله علیه و آله به عهده او نهاد مى‏گذاردند
لردهم الیها و حملهم علیها و لساربهم سیرا سجحا، لا یکلم خشاشه و لا یکل
سائره و لا یمل راکبه و لاوردهم منهلا نمیرا صافیا رویا، تطفح ضفتاه و لا یترنق جانباه، و لاصدرهم بطانا
و نصح لهم سرا و اعلانا، و لم یکن یحلى من الغنى بطائل و لا یحظى من الدنیا بنائل غیر رى الناهل و شبعه الکافل، و لبان لهم الزاهد من الراغب و الصادق من الکاذب
«و لو ان اهل القرى امنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الارض و لکن کذبوا فاخذناهم بما کانوا یکسبون». (۱) «و الذین ظلموا من هؤلاء سیصیبهم سیئات ما کسبوا و ما هم بمعجزین». (۲).
۴- توبیخ المهاجرین و الانصار على انحرافهم
الا هلم فاستمع و ما عشت اراک الدهر عجبا!
و ان تعجب فعجب قولهم!
لیت شعرى الى اى سناد استندوا؟ و على اى عماد اعتمدوا؟ و باى عروه تمسکوا؟ و على ایه ذریه اقدموا و احتنکوا؟:
لبئس المولى و لبئس العشیر (و بئس للظالمین بدلا)
استبدلوا و الله الذنابى بالقوادم و العجز بالکاهل، فرغما لمعاطس قوم
آسان ایشان را به راه راست مى‏برد، و حق هر یک را به او مى‏سپرد چنان که کسى زیانى نبیند و هر کس میوه‏ى آنچه کشته است، بچیند
این شتر را سالم به مقصد مى‏رساند و حرکتش براى کسى رنج آور نبود
تشنگان عدالت را از چشمه‏ى سرشار و زلال حقیقت سیراب مى‏کرد «چشمه‏اى که آب زلال آن فواره زنان از هر طرفى جارى است» که هرگز رنگ کدورت نپذیرد و همواره سیراب بوده رنج تشنگى نبینند
على علیه‏السلام همواره در پنهان و آشکار نصیحت کننده‏ى مردم بود
و اگر بخلافت مى‏رسید از اموال بیت‏المال براى خود ذخیره نمى‏نمود و از ثروت دنیا جز باندازه نیاز برداشت نمى‏کرد، باندازه آب اندکى که عطش را فرو نشاند و طعام مختصرى که رفع گرسنگى نماید
در آن هنگام زاهد از حریص به دنیا و راستگو از دروغگو باز شناسانده مى‏شد
(اگر مردم چنین مى‏کردند، ایمان آورده و تقوى پیشه شده، حق را به امام واقعى مى‏سپردند درهاى رحمت از آسمان و زمین بروى آنان مى‏گشود. اما دروغ گفتند و بزودى خدا به کیفر آنچه کردند آنان را عذاب خواهد فرمود)
۴- نکوهش از انحراف مهاجرین و انصار
اکنون بیائید و بشنوید!:
شگفتا! روزگار چه شگفتى‏ها در پس پرده دارد و چه بازیچه‏ها یکى از پس دیگرى بیرون مى‏آورد.
(اگر تعجب نمائى! پس گفته‏هاى آنان تعجب‏آور است).
راستى مردان شما چرا چنین کردند؟ اى کاش مى‏دانستم به چه پناهگاهى تکیه داده‏اند؟
و کدام ستون استوار را انتخاب نمودند؟ و به کدامین ریسمان چنگ زدند؟ و بر کدام فرزند و خاندانى پیشى گرفتند و غلبه نمودند؟
شگفتا!
(چه دوستان دروغین و سرپرستان نااهلى را انتخاب کردند! و چه زشت است سرانجام ستمکاران که جایگزین بدى برگزیدند)
سر را گذاشته به دم چسبیدند، پى عامى رفتند و از عالم نپرسیدند!
یحسبون انهم یحسنون صنعا: الا انهم هم المفسدون و لکن لا یشعرون.
و یحهم:
افمن یهدى الى الحق احق ان یتبع ام من لا یهدى الا ان یهدى فما لکم کیف تحکمون؟
۵- التحذیر من المستقبل الدامى
اما لعمرى لقد لقحت فنظره ریثما تنتج ثم احتلبوا مل‏ء القعب دما عبیطا و ذعافا مبیدا
هنا لک یخسر المبطلون و یعرف التالون غب ما اسس الاولون
ثم طیبوا عن دنیاکم انفسا و اطمانوا للفتنه جاشا، و ابشروا بسیف صارم و سطوه معتد غاشم و هرج شامل و استبداد من الظالمین
یدع فیئکم زهیدا و جمعکم حصیدا. فیا حسره لکم و انى بکم و قد:
عمیت علیکم انلزمکموها و انتم لها کارهون.
(نفرین بر مردمى نادان که تبهکارند و تبهکارى خود را نیکوکارى مى‏پندارند. بدانید که آنان فاسدند و بفساد خویش آگاهى ندارند).
واى بر آنان!
(آیا آن که مردم را به راه راست مى‏خواند، سزاوار پیروى است یا آن که خود، راه را نمى‏داند؟ در این باره چگونه داورى مى‏کنید؟)
۵- هشدار از آینده‏اى خونین
اما بجان خودم سوگند. نطفه‏ى فساد بسته شد. باید انتظار کشید تا کى مرض فساد پیکر جامعه اسلامى را از پاى در آورد
پس از این از پستان شتر بجاى شیر، خون بدوشید و زهرى که به سرعت هلاک کننده است
(اینجاست که روندگان راه باطل زیان کننده‏اند).
و مسلمانان آینده خواهند دانست که سرانجام اعمال مسلمانان صدر اسلام چه بوده است؟
از این پس، قلب‏هاى خود را از بروز آشوبها مطمئن نمایید.
بشارت باد شما را به شمشیرهاى کشیده و حمله‏ها و تهاجمات پى در پى، و بهم ریخته شدن امور اجتماعى مسلمانان و استبداد و دیکتاتورى ستمگران آنها که غنائم و حقوق شما را اندک
پرداخت مى‏کنند
و جمع شما را با شمشیرهاى خود درو مى‏نمایند
پس حسرت و اندوه بر شما! کارتان بکجا خواهد انجامید؟
(دریغا! که دیده‏ى حقیقت بین ندارید، بر ما هم تاوانى نیست و نمى‏توانیم شما را به کارى که کراهت دارید! الزام کنیم).

منبع: فرهنگ سخنان فاطمه زهرا (س) – نوشته محمد دشتی

روبات عترت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *