نور فاطمه (س) منشا تحول مذهبی

قصه فدک و مناظره حضرت زهرا (س) و احتجاج او یکی از عوامل استبصار و تحول مذهبی در اهل سنت به حساب میآید.
یکی از این گونه افراد عبدالمنعم حسن مستبصر سودانی است، او در تاثرش نسبت به خطبه فدکیه حضرت زهرا (س) میگوید: «نفذت هذه الکلمات کالسهم الی اعماقی، ثم فتحت جرحاً لا اظنّه یندمل بسهوله و یسر، غالبت دموعی و حاولت منعها من الانحدار ما استطعت، و لکنّها انهمرت و کانّها تصرّ ان تغسل عار التاریخ فی قلبی، فکان التصمیم للرحیل عبر محطات التاریخ للتعرف علی ماساه الامه، و تلک کانت هی البدایه لتحدید هویه السیر و الانتقال عبر فضاء المعتقدات و التاریخ و المیل مع الدلیل …»؛(۱۱۳) «این سخنان همچون تیری در اعماق وجودم تاثیر گذاشت، آنگاه جراحتی را باز نمود که گمان نمیکنم به این آسانی بسته شود. جراحتی که بر اشکهایم غلبه نمود و درصدد برآمدم تا حدّ استطاعتم از ریختن آن جلوگیری کنم، ولی نتوانستم از آن جلوگیری نمایم و لذا اشکهایم سرازیر شد و گویا اصرار داشت تا ننگ تاریخ را در قلبم بشوید. او تصمیم داشت تا با خطوط تاریخ حرکت کند تا از مصائب امت آگاه شود، و این شروع ماهیت حرکت و انتقال از فضای اعتقادات تاریخ و میل با دلیل است …».
او بعد از گوش فرا دادن به خطبه فدکیه میگوید: «تدفّق شعاع کلماتها الی اعماق وجدانی و اتضح لی انّ مثل هذه الکلمات لاتخرج من شخص عادی حتی و لو کان عالماً مفوهاً درس آلاف السنین، بل هی فی حدّ ذاتها معجزه، کلمات بلیغه …، عبارات رصینه، حجج دامغه، و تعبیر قوی … ترکت نفسی لها و استمعت الیها بکلّ کیانی، و عندما بلغت خطبتها الکلمات التی بدات هذا الفصل لم اتمالک نفسی و زاد انهمار دموعی. و تعجبت من هذه الکلمات القویه الموجهه الی خلیفه رسول اللَّه (ص)، و مما زاد فی حیرتی انّها من ابنه رسول اللَّه (ص)، فماذا حدث؟ و لماذا… و کیف؟! و مع من کان الحق، و قبل کلّ هذا هل هذا الاختلاف حدث حقیقه؟ و فی الواقع لم اکن اعلم صدق هذه الخطبه، و لکن اهتزّت مشاعری حینها و قرّرت الخوض فی غمار البحث بجدیّه مع اوّل دمعه نزلت من آماقی …»؛(۱۱۴) «شعاع کلمات حضرت زهرا (س) در اعماق وجدانم تاثیر گذاشت و برای من واضح شد که مثل این سخنان از شخص عادی صادر نمیشود گرچه عالمی باشد که هزاران سال درس خوانده باشد، بلکه این کلمات به نوبه خود معجزه است، کلماتی بلیغ … عباراتی محکم، و حجتهایی قانع کننده و تعبیری قوی … تمام وجودم را در اختیار آن گذاشته و تمام حواسم را به شنیدن آن جلب کردم، و چون خطبهاش به کلماتی رسید که من به آنها این فصل را شروع کردم نتوانستم خودم را نگه دارم، لذا گریهام زیاد شد، و از این سخنان قوی که متوجه خلیفه رسول خدا (ص) شده تعجب نمودم. و چیزی که حیرتم را زیاد کرد این بود که این سخنان از دختر رسول خدا (ص) صادر میشد، چه اتفاقی افتاده است؟ و چرا و چگونه؟! و حق با چه کسی است؟ و قبل از هر چیز آیا حقیقتاً این اختلاف واقع شده است؟ در حقیقت من قبل از آن، علم به صدق این خطبه نداشتم، ولی تمام وجودم در آن وقت به لرزه درآمد و با اوّلین اشکی که از دیدگانم بیرون آمد قرار گذاشتم تا به طور جدّی وارد بحث شوم …».
برگرفته از کتاب الگوی برتر نوشته آقای علی اصغر رضوانی

روبات عترت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *