پاکدامنی و حیاء حضرت زینب (س)

یحیی مازنی روایت کرده است که مدتها در مدینه در خدمت حضرت علی علیه السلام بسر بردم و در خانهام نزدیک خانه زینب
دختر امیرالمومنین بود، به خدا سوگند هیچ گاه چشمم به هیکل و اندام او نیافتاده و صدائی از او به گوشم نرسید، به هنگامی که
میخواست به زیارت جد بزرگوارش رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم برود، شبانه از خانه بیرون میرفت، در حالیکه حسن
علیه السلام در سمت راست او و حسین علیه السلام در سمت چپ او و امیرالمومنین علیه السلام پیش رویش به راه میرفتند، هنگامی
که به قبر شریف رسول خدا نزدیک میشد، حضرت علی جلو میرفت و نور چراغ را کم میکرد، یکبار امام حسن علیه السلام از
. [ پدر بزرگوارش درباره این کار سوال کرد، حضرت فرمود: میترسم که کسی به خواهرت زینب نگاه کند. [ ۱۰۶۲
برگرفته از کتاب فاطمه زهرا شادمانی دل پیامبر نوشته: احمد رحمانی همدانی

روبات عترت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *