کنیه ام ابیها حضرت فاطمه

مهمترین کنیهی فاطمهی زهراء علیهاالسلام «اُمابیها» میباشد. برای این کنیه معانی متفاوتی شده است.
بعضی این کنیه را صِرف محبت پدر به فرزند دانستهاند و میگویند انسان هر گاه فرزند خود را زیاد دوست بدارد و بخواهد این محبت را ابراز کند، به فرزندش میگوید: «بابا»، «مادر» و این در تکلم عموم مردم رایج است. بنابراین، کنیهی «امابیها» نوعی ابراز محبت شدید از طرف پیامبر صلی اللَه علیه و آله و سلم به فاطمهی زهرا علیهاالسلام بوده است.
و شاید اینکه پیامبر صلی اللَه علیه و آله و سلم به او میگوید: «ای مادر پدر»به این علت باشد که فاطمهی زهراء علیهاالسلام، مانند مادری مهربان، برای پدر خود
[ صفحه ۲۴۹]زحمت میکشید. خاکستر از سر و رویش پاک میکرد، جراحات او را پانسمان میکرد و کارهایی را که یک مادر در حق فرزند خود انجام میدهد، ایشان برای پدر انجام میداد.
و معنای دیگر آنکه، پیامبر صلی اللَه علیه و آله و سلم مانند فرزند، با دخترش برخورد میکرد، دستش را میبوسید، همان گونه که فرزند در مقابل مادر باید چنین باشد، در برابر حضرت زهراء علیهاالسلام، تمام قد برمیخاست، در هنگام سفر از او خداحافظی میکرد و هنگام بازگشت از سفر اولین دیدارش از زهرای مرضیه علیهاالسلام بود. این عملی است که هر فرزند مودب به آداب الهی آن را انجام میدهد.
برخی از محققین، از معانی «ام» کمک گرفته و وجوهی را برای معنای این کنیهی ذکر نمودهاند و گفتهاند یکی از معانی «ام» اصل و ریشه هر چیز است.
فاطمهی زهراء علیهاالسلام ریشهی شجرهی طیبهی نبوت است و برای تقویت سخن خود به روایت ذیل نیز تمسک جستهاند.
قال الباقر علیهالسلام: «الشجره الطیبه، رسولاللَه صلی اللَه علیه و آله و سلم و فرعها، علی علیهالسلام و عنصر الشجره، فاطمه علیهاالسلام و ثمرتها، اولادها و اغصانها و اوراقها، شیعتها.» [۲۷۱] .
امام باقر علیهالسلام فرمود: درخت پاکی و طهارت، پیامبر اکرم صلی اللَه علیه و آله و سلم است، که شاخههای آن علی علیهالسلام، ریشههای آن فاطمهی زهرا علیهاالسلام، میوهی آن حسن و حسین و زینب و امکلثوم، شاخ و برگ این درخت شیعیان آنها میباشد.
قال رسولاللَه صلی اللَه علیه و آله و سلم:
[ صفحه ۲۵۰]«انا شجره، و فاطمه اصلها، و علی لقاحها، و الحسن و الحسین ثمرها.» [۲۷۲] .
پیامبر اکرم صلی اللَه علیه و آله و سلم فرمود: من درخت پاکی و فاطمه ریشههای آن و علی پیوند و مادهی باروری آن و حسن و حسین میوههای این درختند.
[ صفحه ۲۵۳]برگرفته از کتاب جرعه ای از کوثر نوشته آقای علیرضا سبحانی نسب

روبات عترت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *